مرغان زیرک را آشیان بر شاخ طوبی است و انسان را بر زمین. گسترهای سرشار از مواهب حیات و بستر همزیستی بیکم و کاست با آسمان و گندم و سبزه و خاک. پهنهای که پهنه آزمون آدمی است تا سهم خویش از «آزادی» را به زبان معماری روشن کند. معماری بیان تمنیات آدمیان است از آنچه از زمین و آسمان و زیستن میخواهند. واژگانی رها و پیراسته از قید و قاعده، تا انسان حضورش را بر زمین معنا کند و از همین روی معماریها زبان روشن و بیپرده از میزان قرابت انسان با خاک و حیات و روزگار خویش هستند. معماری، به هرچه توانا باشد، از دروغ ناتوان است. معماری میزان دانش و بینش پدیدآورندگان و بهرهبرداران خود را پشت هیچ حجابی یارای مستوری ندارد. معماری برای سالیان بیحساب در کمال راستینی حکایت میکند که به خدمت چهمیزان از شعور، شرافت، توان، هوشمندی و حتی اخلاق بوده است. معماری در هر زمان بازتاب بیکموکاستی از انصاف سازندگان خویش است در پاسداشت حریم خود و حرمتداری همسایگانش. معماریها، همزمان با ما و هزارههای بعد از ما به صداقت خواهند گفت که در خلوت خویش تا چه حد بندگی آسمان و فرمانروایی زمین را رعایت کرده بودیم. معماری آیینهای راستنما از نقش رخ ماست در خلوت و جلوت زیستن. هر کژاندیشی غبار دائم بر صیقلش میگذارد و شرمساریاش نازدودنی است. رخسار صافش را نیالاییم به نادانی و طراوتخداوندیاش را پژمرده نسازیم از حسرت و حرص خود در زمانه اندکی که در اختیار ماست. در پیشگاه قامت نازکش به اندیشه، به طمأنینه، به فروتنی و به ابزار جانبخش خردمندی قدم برداریم که معماری آیینهروی است و نازکدل و شکایت از بیخردی ما را بر جریده زمان مینگارد. ادای چنین حرمتی بر معماران فرض و وظیفه است و اگر این شرط را ادا نمودند، آنگاه «روز معمار» بر ایشان فرخنده باد.