صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

از نیشابور تا بلخ بر مرکب موسیقی

  • کد خبر: ۲۵۰۸
  • ۰۵ مرداد ۱۳۹۸ - ۰۹:۳۲

افخمی‌| یکی از پیوندهای مهم میان ایران و افغانستان را باید پیوندهای فرهنگی دانست؛ پیوندهایی از شعر و ادبیات و هنر و موسیقی که ارتباط این دو کشور را به یکدیگر نزدیک‌تر می‌کند. در طول سال‌ها افراد بسیاری برای محکم کردن این پیوندها تلاش‌ها کرده‌ و از فرهنگ و تاریخ مشترک این دو کشور هم‌زبان صحبت کرده‌اند، از همین‌رو کانون موسیقی دانشگاه فردوسی مشهد با همکاری انجمن هنری امیرخسروبلخی مراسمی را با عنوان «از نیشابور تا بلخ» با محوریت موسیقی، در فرهنگ‌سرای غدیر با حضور مسئولان شهری برگزار کرد؛ مراسمی که با نوای ساز ربابِ وحید دل‌آهنگ و طبله‌نوازی عبدالسمیع دل‌آهنگ و شهاب حسین همراه بود.


تعابیر مختلف از وطن
سلمان ساکت، رئیس مرکز اسناد و مفاخر دانشگاه فردوسی مشهد، درباره وطن و معنای آن گفت: شعرای کهن و ادبای قدیمی ما در سرزمین ایران بزرگ فرهنگی، وطن را به گونه‌های متفاوتی تعریف کرده‌اند. به‌گفته او، در دوره خردگرای و دوره نخست ادبیات ما، وطن به معنای ایران‌شهر مطرح می‌شود؛ یعنی کلیت سرزمین‌هایی که حول یک فرهنگ و تاریخ مشترک گردهم آمده‌اند و به‌عنوان ایران شناخته می‌شوند. این پژوهشگر، تعبیر دوم از وطن را برگرفته از تعالیم اسلامی دانست. به‌گفته او در این تعبیر، سرزمین‌های مسلمان‌نشین، یک وطن تلقی می‌شوند؛ انگاره‌ای که از دوره غزنویان و سلجوقیان به بعد شکل گرفته‌ و بر سرزمین‌های اسلامی تاکید داشته است. براساس گفته‌های ساکت، در دیگر تعبیری که از وطن میان ادبا و مشاهیر وجود داشته، وطن اصلی همه ما عالم ملکوت معرفی شده‌ است؛ جایی که از آنجا آمده‌ایم و همه به آنجا بازمی‌گردیم. این استاد دانشگاه درباره دیگر تعبیر وطن نیز این‌گونه توضیح داد: بعد از حمله مغول با کوچ بسیاری از نویسندگان و شاعران، تعبیر دیگری از وطن مطرح شد. آن‌ها در نوشته‌های خودشان، وطن را جایی معرفی کردند که آنجا سکنا گزیدند. ساکت، نگاه دیگر به وطن را بحث زادگاه و زادبوم دانست: «نگاهی که نمونه بارزش را در شعرهای سعدی و حافظ می‌توان دید.» این پژوهشگر با پایان صحبت‌هایش درباره مفهوم وطن، سوالی درباره نسبت ایران و افغانستان مطرح کرد: «حال سوال من این است که نسبت ما با افغانستان براساس این تعبیرها چیست؟» ساکت با اشاره به تاریخ و فرهنگ مشترک دو کشور افغانستان و ایران گفت: در 50سال اخیر با وجود تمام تلاش‌هایی که استکبار جهانی برای جدا کردن تاریخ این دو کشور به‌کار بست، وجود افراد شاخصی از هر دو کشور چون عبدالحی حبیبی، نجیب مایل‌هروی، محمود فرخ و دکتر شفیعی‌کدکنی، همچنان پیوند تاریخی و فرهنگی میان این دو کشور را حفظ کرده‌ است.


ادب و هنر؛ مهم‌ترین راه همدلی
سیدابوطالب مظفری، شاعر افغانستانی، دیگر فردی بود که در جلسه «از نیشابور تا بلخ» سخن گفت. به‌گفته او، ایران و افغانستان تاریخ و فرهنگ مشترک چندهزارساله دارند اما وقتی به ذهنیت نسل امروز مراجعه کنیم، می‌بینیم که این مسائل مشترک، باعث یگانگی دو کشور نشده‌است. مظفری سرچشمه این حس بیگانگی میان دو کشور را میراث رژیم‌های قبلی ایران و افغانستان دانست. هرچند که به نظر او در 40سال بعد از انقلاب و با مهاجرت افغانستانی‌ها این حس بیگانگی کمی کم‌رنگ‌تر شده‌، حس بدبینی و ترس همچنان در سال‌های اخیر به نسل‌های جدید تزریق شده‌ است: «ما نسلی هستیم که جنگ و انقلاب را از سرگذراندیم و ادعا داریم به بلوغ رسیده‌ایم، بنابراین باید از سنت‌های دیرپایی که در روان ما شکل گرفته‌ است، دور شویم.» به نظر این شاعر، برای ایجاد همدلی میان دو کشور ایران و افغانستان، مجرای نفوذ زیادی وجود دارد:‌ «مهم‌ترین راه ایجاد همدلی میان دو کشور، زبان مشترک ادبیات و هنر است؛ چون زبان سیاست و ایدئولوژی، خواه‌ناخواه ما را از هم دور می‌کند، پس چه بهتر است که ما از موسیقی و شعر و هنر شروع کنیم.» او همچنین با اشاره به اجرای موسیقی در مراسم از نیشابور تا بلخ گفت: موسیقی‌ای که ما امروز می‌شنویم، همان زبانی است که بدون درنظر گرفتن مسائل سیاسی و اقتصادی با روان ما سروکار دارد؛ موسیقی‌ای که همه ما از آن لذت می‌بریم، از این‌‌رو باید این اتفاق را پاس داشت.


نوای دل آهنگ رباب
بعد از مراسم سخنرانی، قسمت اصلی برنامه با طنین نوای ساز وحید دل‌آهنگ در سالن فرهنگ‌سرای غدیر آغاز شد. او با تشویق مردم ماهرانه بر سیم‌های رباب زخمه می‌کشید و طبله‌نوازان عبدالسمیع دل‌آهنگ و شهاب حسین او را همراهی می‌کردند. آن‌ها بخش اول اجرایشان را به نواختن ترانه‌های قدیمی اختصاص دادند؛ ترانه‌هایی که هم برای ایرانیان و هم افغانستانی‌ها خاطره‌انگیز بود. در میان آهنگ‌هایی که در این بخش اجرا شد، ترانه‌های معروف «ملا ممدجان»، «یا مولا علی» و «زیبا وطن» با تشویق بی‌امان تماشاگران همراه شد و صدای زمزمه‌‌ حاضران با ترانه «ملا ممدجان» شور و حال متفاوتی به سالن اجرا داده بود. بخش دوم اجراهای این گروه به بداهه‌نوازی و پرسش و پاسخی میان ساز طبل و رباب اختصاص داشت. گویی 2 ساز با یکدیگر پای گفت‌وگویی عاشقانه نشسته بودند.
در این گفت‌وگو هنرنمایی طبله‌نواز جوان، حاضران در سالن را آن‌چنان به وجد آورده‌ بود که بی‌امان او را تشویق می‌کردند. از طرف دیگر زخمه‌های دل‌آهنگ بر ساز رباب آن‌چنان قوی و قدرتمندانه بود که انگار می‌خواست پیوندی ناگسستنی میان حس و حال تک‌تک افراد حاضر در سالن از ایرانی تا افغانستانی ایجاد کند. اجرای 3 نوازنده هراتی در میان انبوه تشویق‌های سالن پر از جمعیت فرهنگ‌سرای غدیر مشهد درنهایت به پایان رسید؛ اجرایی که نه‌تنها مرزهای جغرافیایی را، که گویی می‌خواست مرز محدودیت موسیقی مشهد را نیز کم‌رنگ کند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.