صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

قصه اشیا پیش و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی

روح روسی اشیا

  • کد خبر: ۲۵۵۷
  • ۰۶ مرداد ۱۳۹۸ - ۰۷:۵۹

الهام کامرانی| انسان در جهان اشیای دست‌ساز خویش زندگی می‌کند. اشیائی که از همه طرف او را محاصره‌ کرده‌اند. هر روز آن‌ها را می‌بیند، با آن‌ها کار می‌کند، خاموش و روشنشان می‌کند، از آن‌ها کلکسیون درست می‌کند و حتی گاهی عاشقشان می‌شود اما به خوبی آن‌ها را نمی‌شناسد. همان‌طور که شرلوک هولمز، قهرمان معروف داستان‌های کارآگاهی، در گفت‌وگو با واتسون غرولندکنان می‌گفت: «برخلاف آدم‌ها که چیزی برای تعریف کردن از اشیا ندارند، اشیا می‌توانند درباره آدم‌ها حرف‌های زیادی داشته باشند». یا پارادوکس مشابهی که آلبرت اینشتین درباره ماهی و آب می‌گفت: «چه می‌داند ماهی از آبی که همه عمر در آن شنا کرده است؟» یا «ماهی آخرین کسی است که آب را می‌شناسد.» البته که انسان جهان اطرافش را طبق میل خویشتن می‌سازد اما بااین‌همه می‌توان روزگار معاصر را روزگار اشیا و چیزها دانست.
تقریبا می‌توان گفت از زمانی که نظام سرمایه‌داری از مرحله تولید وسایل به مرحله مصرف آن‌ها وارد شد، در انسان غریزه‌ای برای مصرف شکل گرفت. در فیلم اکشن و ترسناک «طلوع مردگان» جورج رومرو، مردگان بلافاصله پس از زنده شدن به سمت وسایل سوپرمارکت می‌روند. در جایی از فیلم، یکی از قهرمانان زنده داستان می‌گوید که غریزه مصرف برای آن‌ها که هنوز زنده‌اند آخرین رابط میان آن‌ها و جهان است، سوپرمارکت‌هایی که در سال ۱۹۸۹، درست پس از بازگشت باریس یلتسین، رئیس‌جمهور وقت روسیه، از بازدید سوپرمارکت‌های خارجی وارد نظام اقتصادی روسیه شد. این روزها بسیاری از دانشمندان و روزنامه‌نگاران رویدادها و استانداردهای زندگی در اتحاد جماهیر شوروی و روسیه مدرن را با هم مقایسه می‌کنند. رویکردی عملی که می‌تواند نمای شفافی از جریاناتی را که بر توسعه جامعه در گذشته نقش داشته و در آینده پیش‌بینی‌پذیر است در اختیار کارشناسان بگذارد، اینکه آیا جامعه مصرفی در اتحاد جماهیر شوروی وجود داشت یا اینکه بهتر است آن را شیوه زندگی شهروندان شوروی نامید.
جنبه اصلی مصرف در شوروی این واقعیت بود که سیستم جامعه سوسیالیسم دولتی کاملا مخالف سیاست‌های سرمایه‌داری طراحی شده بود. همان‌طور که می‌دانید تنوع اشیا و وسایل در اتحاد جماهیر شوروی بسیار کم بود، اما در عوض برای مردم ارزش بسیاری داشتند. جین‌های لیوایز، کتاب‌های کافکا، صفحات گرامافون بلک‌سبث، ماشین تحریر مارک «مسکو» ادکلن «تروینوی» و... گویی که همه اشیای پیرامون زندگی‌ روس‌ها آمده بودند تا برای همیشه بمانند و خدمت کنند.
زمانی بود که هر شیئی برای خودش قصه‌ای داشت. تاریخی داشت. شیئ مساوی با ابدیت بود. شیئ بیشتر از آدم‌های هم‌نسلش عمر می‌کرد و به نسل‌های بعد می‌رسید و در عین حال خاطره آدم‌ها را برای آینده حفظ می‌کرد. شیئ پدران و پسران را به هم وصل می‌کرد. «این ساعت از پدرم به من رسیده است» یا «این ساعت از مادربزرگم به من ارث رسیده است. ما او را مادر بزرگ «بِلا» صدا می‌زدیم. او اصالتا لهستانی بود، سال‌های جنگ را دیده بود و حتی زخم هم برداشته بود. شغل او در زمان جنگ تاکسی‌رانی بود. شغلی که برای زنان در آن روزگار خیلی هم عادی نبود. اما خوب او این کار را می‌کرد. این ساعت‌ را هم از جبهه آورده بود. او زن بسیار سرزنده و شادی بود.
او دیگر نیست اما خاطراتش و این ساعت همیشه با من است». قبل‌ترها «شیئ» تنها معنای وسیله خاصی را نمی‌داد بلکه چیزی با ارزش‌تر و فراتر از خود وسیله بود. ارزشی که هم درمورد ماشین تحریر صدق می‌کرد و هم در مورد فیلم‌های تارکوفسکی.
اما حالا قصه اشیا به دوران سختی رسیده است، آن‌ها از دایره ابدیت خارج شده‌اند، به تاریخ پیوسته‌اند و نمی‌توان برایشان آینده‌ای متصور بود. آن‌ها دیگر جایگزین دارند. شخص در حین خرید شیئی، به عنوان مثال آی‌پد، هم‌زمان هم دوستش دارد و هم می‌داند که کمی بعد زمانی می‌رسد که برای به‌روزرسانی شیئ جدیدتر باید آن را دور انداخت.
گویی شخص در هنگام ارتقا و به‌روزرسانی اشیا، خودش و قسمتی از وجودش را ارتقا می‌دهد. دست انسان با عصایی که در دست دارد ادامه پیدا می‌کند و لباس‌ها پوست دوم شخص می‌شوند. امروزه تنها صحبت از این مدل از‌ اشیا نیست بلکه درباره ابزارها و اشیایی است که همراه با انسان فکر می‌کنند و به‌خاطر می‌سپارند. ارتقائشان بدهید یا ندهید؟
شما تصمیم‌گیرنده‌اید. ژان بودریار در کتاب جامعه مصرفی خود می‌گوید: «اشیا در زمره گیاهان و حیوانات نیستند. با وجود این، آن‌ها در ما احساس نوعی پوشش گیاهی انبوه یا جنگل به وجود می‌آورند که در آن انسان وحشی جدید دوران مدرن، به زحمت بازتاب‌های تمدن را می‌یابد. هرگز نباید فراموش کنیم که این جانوران یا گیاهانی که انسان تولید کرده است حاصل یک فعالیت بشری و تابع قانون ارزش مبادله -و نه قوانین اکولوژیک طبیعی- هستند».
در روسیه معاصر فرهنگ مصرفی غرب به‌طور گسترده‌ای نفوذ کرده است و سیستم جدیدی از کالاهای مصرفی خارجی طبقه اجتماعی مشخصی را به وجود آورده‌اند که سبک زندگی مردمان «موفق» کشورهای توسعه‌یافته را کپی می‌کنند. با‌این‌حال اکثر جمعیت روسیه متعلق به این سطح از طبقه مصرفی نیستند. برای آن‌ها جامعه رسانه‌ای و بازار کالاهای جعلی و دست‌دوم وجود دارد.
روس‌ها ضرب‌المثل معروفی دارند: «(مردمان) با لباس ملاقات می‌کنند اما با عقل همراهی و مشایعت می‌کنند» که در زمان اتحادیه شوروی بسیار بر سر زبان‌ها می‌گشت. همان که ما در فارسی می‌گوییم «نه همین لباس زیباست نشان آدمیت». اما اکنون وضعیت به طرز چشمگیری تغییر کرده است. دیگر حالا «با لباس ملاقات می‌کنند و با لباس نیز همراهی می‌کنند». یا این عبارت محبوب این روزهای روس‌‌زبان‌ها را درنظر بگیرید که «اگر تو تا این حد عاقلی پس چرا این‌قدر 

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.