محمدجواد ابوعطا - اولین فردی که به او زنگ زد همسرش بود. با هراس جواب داد چون سابقه نداشت که آن موقع روز همسرش تماس بگیرد. در پاسخ به زنش گفت: « سر کارم، چرا باید حالم بد باشد؟» دوباره گوش داد و هی مدام سیبیلش را به دندان می گزید و با چشمانی متعجب گفت: « چه مشکلی؟ من الان باربری ام و کلی بار روی سرم ریخته که باید به صاحبانشان برسانم.» اما انگار سؤال جواب های زن جوان تمامی نداشت و آخر هم مرد را به ستوه آورد. این را می شد از جمله بعدش فهمید که با صدایی بلند پرسید: « میگی چی شده یا تا شب می خوای سؤال کنی؟» مرد از شنیدن حرف های همسرش چشمانش گرد شده بود و مدام می پرسید، مطمئنی، خودم بودم، کجا دیدی، مطمئنی خودم بودم و بعد تلفن را قطع کرد. وقتی رو به من کرد و پرسید: « توی گوشی ات نرم افزار دیوار داری؟» من هم با تعجب سرم را به نشانه بله تکان دادم و قفل گوشی را باز کردم و دستش دادم. نرم افزار دیوار را باز کرد و رفت قسمت اجتماعی بعد هم قسمت گم شده ها را باز کرد. تازه فهمیدم چه شده است. عکس و مشخصاتش را به عنوان گم شده توی دیوار آگهی کرده بودند و زیرش هم کلی حرف نامربوط نوشته بودند، حتی برای پیدا کردنش جایزه هم تعیین شده بود.
از همان لحظه به بعد مرتب تلفنش زنگ می خورد و او باید جواب دوستان و آشنایانش را می داد که حتما اشتباه شده و حالش خوب است. تا عصر حجم تماس ها به قدری بالا رفت که مجبور شد دیگر جواب تلفنش را ندهد. اوضاع حسابی به هم ریخته بود و بارها روی زمین مانده بود. کلافه بود و به زمین و زمان بد و بیراه می گفت. یک لیوان آب دستش دادم و گفتم: « چرا خودت را ناراحت می کنی. پلیس برای همین است. برو شکایت کن تا آن ها پیگیری کنند و ببینند کار کدام از خدا بی خبری است.» وقتی حرف هایم را شنید، انگار که آرام شده باشد گفت: « خوب گفتی، اصلا به ذهنم نرسیده بود. همین فردا می روم از این پدرسوخته که این بلا را سَرَم آورده شکایت می کنم.»
شکایت مردی که گم نشده بود
مرد جوان اول به دادسرای رسیدگی به جرائم رایانه ای مشهد رفت. پس از تشکیل پرونده به همراه مرجوعه قضایی به پلیس فتای خراسان رضوی هدایت شد. کارشناسان پلیس فتا از او خواستند تا آنچه رخ داده را روی کاغذ بنویسد. شاکی روی کاغذ نوشت: « فردی با ایجاد آگهی در سایت دیوار با گذاشتن عکس من و مشخصاتم اعلام کرده که چند روزی است گم شده ام و هیچ خبری از من نیست و کلی حرف های مفت پایین آگهی علیه من نوشته است. از آنجایی که من مالک یک باربری شناخته شده در مشهد هستم، مشکلات زیادی برایم ایجاد شده است. درخواست دارم تا این فرد را دستگیر کنید تا مشخص شود چرا آبروی من را به بازی گرفته است.»
کارشناسان با ثبت شکایت این فرد و دریافت اطلاعات تکمیلی و مشاهده آگهی از او خواستند در دسترس باشد تا در صورت نیاز با او تماس بگیرند.
در جست و جوی یک مردم آزار
با دستور سرهنگ جواد جهانشیری، فرمانده انتظامی پلیس فتای خراسان رضوی، گروهی از کارشناسان این پلیس تخصصی مأموریت یافتند تا این فرد را شناسایی و دستگیر کنند.
مأموران با مهندسی معکوس و بررسی کوچک ترین سرنخ ها توانستند رد متهم پرونده را بزنند و با شناسایی هویت این فرد از او خواستند تا برای پاره ای توضیحات به پلیس فتا مراجعه کند. جوان بیست وشش ساله پرس و جو کنان خودش را به پلیس فتا رساند. او خودش را راننده خودروی سنگین معرفی کرد و اعلام کرد که در فضای مجازی فقط چند نرم افزار پیام رسان دارد و از این فضا به درستی سردرنمی آورد.
وقتی اتهام مزاحمت سایبری مطرح شد، او حالت آدم های جاخورده را به خود گرفت و اعلام کرد: « مزاحمت. آن هم در فضای مجازی. من که همیشه پشت فرمانم و از این شهر به آن شهر می روم، کی وقت می کنم که مزاحم دیگران شوم.» اما سرنخ ها و شواهد موجود همه حاکی از این بود که او خودش اقدام به مزاحمت کرده است.
مرد جوان به هیچ وجه زیر بار نمی رفت، تا جایی که مدعی شد حتی شاکی را نمی شناسد. مأموران که دیدند او حاضر به همکاری نیست، با نقشه ای از پیش طراحی شده، از او خواستند تا با شاکی روبه رو بشود و خودش بگوید که اصلا او را نمی شناسد. اینجا بود که انکارهای او و سر باز زدن هایش از دیدار حضوری با شاکی، نشان داد که ریگی در کفش دارد. در نهایت نیز نتوانست دروغ هایی که سرهم کرده بود را ادامه بدهد و به ایجاد مزاحمت برای شاکی اعتراف کرد.
می خواستم انتقام بگیرم
جوان بیست وشش ساله که به بن بست رسیده بود، در پاسخ به کارشناسان پلیس فتا علت این اقدام مجرمانه را انتقام گیری بیان کرد و گفت: «چند وقت پیش برای شاکی از جنوب کشور بار آورده بودم. طبق قراری که از مبدأ گذاشته بودیم، قرار بود مبلغ خوبی بگیرم اما او زیر بار نرفت و مدعی شد که از اول به باربری مبدأ مبلغ را اعلام کرده است. هر کاری کردم قبول نکرد و با قلدری بیرونم کرد. من عصبانی بودم و نمی دانستم چه کنم او به تلفن هایم نیز جواب نمی داد تا اینکه در شبکه اجتماعی واتس آپ دیدم عکسش را در قسمت آلبوم عکس مخاطبان گذاشته است. چون هنوز عصبانی بودم و می خواستم به نوعی تلافی کنم عکس را برداشتم و در دیوار به عنوان گم شده قرار دادم. می دانستم که این کار غیرقانونی است، اما فکر می کردم که هیچ کس نمی تواند پیدایم کند. قبول دارم که اشتباه کردم. اما شاکی هم اشتباه کرد، چرا کسی حق مرا از او نمی گیرد؟»
مشکلات حقیقی راهکارهای مجازی ندارد
رئیس پلیس فتای خراسان رضوی با اشاره به اینکه این اولین پرونده انتقام گیری در فضای مجازی نیست، ضمن توضیحاتی در این باره که تاکنون هیچ مجرمی نتوانسته برای همیشه خودش را در پشت نقاب های فریبنده فضای مجازی مخفی کند و شناسایی و دستگیر شده است، به موضوع حل و فصل مشکلات شخصی در فضای حقیقی اشاره کرد.
به گفته سرهنگ جواد جهانشیری اگر مالک سرشناس این باربری همان روز اول پای صحبت این راننده جوان می نشست و با گفت وگو موضوع را حل و فصل می کردند، مطمئنا این بی آبرویی برای او و همچنین مشکلاتی که گریبان این راننده جوان را گرفته و حتی ممکن است موقعیت شغلی اش را به خطر بیندازد، رخ نمی داد.
وی ادامه داد که پرونده های مشابه زیادی تاکنون در این زمینه داشته ایم، همچون عروس جوانی که برای انتقام گرفتن از خواهر همسرش اقدام به ایجاد پیج اینستاگرامی به نام او کرده بود که مشکلات زیادی برایش ایجاد شده بود. در نهایت پس از دستگیری متهم او هیچ چیزی جز شرمساری نداشت که به خانواده همسرش بگوید.
جهانشیری از شهروندان خواست تا از کوچک ترین مشکلی که در فضای مجازی برایشان رخ می دهد، به بهانه اینکه وقت ندارند یا مبلغ کمی از دست داده اند و... نگذرند و حتما موضوع را به پلیس اعلام کنند. با این شکایت و دستگیری متهم جدا از اینکه فرد خاطی دست به اقدامات خلاف بیشتری نمی زند و شهروندان دیگری را به دردسر نمی اندازد، منجر به تشکیل پرونده و ایجاد سوءسابقه برای او می شود و برای همیشه نشان می دهد که او شهروند خوبی در حوزه فضای مجازی نیست و پلیس بیشتر حواسش به او خواهد بود.