مرتضی اخوان - ریش سفید کرده است؛ اما همه زندگیاش را پای آرزوهایی که برای فرزندش داشت، داده است. لبخند روی لبهایش خشکید و وقتی صحبت از کلاهی که سرش رفته میکند، انگار تمام تنش میلرزد. میگوید: «35 میلیون دادم تا پسرم خداداد شود. فکر میکردم قرار است بچهام برود توی لیگ آذربایجان و فوتبالیست شود. قول داده بود وقتی برگشت، برود پرسپولیس بازی کند، پرچم قرمز توی استادیوم برایش تکان بدهم و از تماشایش کیف کنم؛ اما...» امای آقامحمدباقر خشک میشود. چشمش به گوشهای راه میکشد و از خجالتهای پسربچه دوازدهسالهاش میگوید که حالا دوسالی میشود دیگر بهانه دوچرخه نمیگیردو خجالتزده دستهای پینهبسته پدر کارگرش شده، درست بعد از تماسهایی که آقای بهظاهر مدیربرنامه دیگر جواب نداد!
دیگر خبری از مخالفتهای پدران و مادران برای فوتبالیستشدن فرزندانشان نیست. حالا ماجرا برعکس شده است. فرزندانی که اسیر دنیای دیجیتال شدهاند و پشت جعبههای رنگی صبح تا شب مشغول بازی با دستگاههای رایانهای هستند، ازسوی والدین به فوتبال دعوت میشوند تا بلکه هرکدامشان یکپا خداداد عزیزی و علی دایی شوند. رؤیاپردازی خانوادهها برای فرزندانشان در مستطیل سبز حالا اسباب سوداگری آنهایی است که از این قاب رؤیاها برای کلاه خودشان نمدی میسازند. در سالهای اخیر رواج جریان ترانسفر بازیکنان فوتبال به خارج از کشور در ردههای پایه بستر مناسبی را برای سوءاستفاده سوداگران این عرصه به وجود آورده است. آگهیها و تبلیغات دروغین که خانوادهها را به ترانسفر فرزندشان به کشورهایی مثل ترکیه و آذربایجان ترغیب میکند و بدون پشتوانه قانونی، سرنوشت آنها را به بازی میگیرند.
قصه یک اتفاق تلخ
ماجرا از تبلیغات در فضای مجازی آغاز شد؛ جایی که آگهیهای اغواکننده و پُرزرقوبرق، خانوادهها را به ترانسفر فرزندان بااستعدادشان به فوتبال کشورهای اطراف ایران، با وعده انتقال به باشگاههای خوب دعوت میکند. «استعداد فرزندان خود را به ما بسپارید...»، «قرارداد با آکادمی تیمهای پایه بشیکتاش ترکیه»، «ستارههای فوتبال خود را بهجای مدارس فوتبال داخلی، به آکادمیهای خارجی بفرستید...» و... . این تنها بخشی از پیامهای وسوسهکنندهای است که در یکیدو سال اخیر در فضای مجازی بهعنوان تبلیغات ترانسفر فوتبالیستهای ردههای پایه به لیگهای کشورهای اروپایی انجام میشود.
ترانسفر خارجی وجود دارد؟
ترانسفر استعدادها به خارج از کشور و ماجرای پولهایی که در این راه گرفته میشود، این سؤال مهم را به وجود میآورد که آیا اصلا مسئله ترانسفر یک بچه دهدوازدهساله به خارج از کشور وجود دارد؟ یونس مسعودی، بازیکن سالهای نه چندان دور پیام مشهد، که این روزها در یکی از شرکتهای رسمی ترانسفر بازیکن در ترکیه مدیر استعدادیابی است، در اینباره میگوید: «شرکتهای ترانسفر بازیکن رسمی در کشورهایی مثل ترکیه وجود دارد که زیر نظر فیفا این کار را انجام میدهند و این مسئله صحت دارد؛ اما مشکل از جایی شروع میشود که برخی دلالها با وعدههای پوشالی از ناآگاهی خانوادهها سوءاستفاده میکنند.» مسعودی صحبتهایش را اینگونه تکمیل میکند: «ما خیلی تبلیغات میبینیم که میگویند فرزندان شما را به کشورهای اطراف مثل آذربایجان، ترکیه و... میبریم. در کشورهای نزدیک ما بهویژه ترکیه و شهر آنتالیا که کمپهای تمرینی زیادی است، چون توریستپذیر است، بحث فستیوالهای تیمهای پایه هم حالت توریستی داشته و برای این کمپها در آمد دارد. زیر ساختها در کشور ترکیه خیلی زیاد و خوب است. مربیانشان خوب آموزش دیدهاند و مربیان خارجی هم از بارسلونا، پاریسنژرمن و جاهای مختلف هستند. اتفاقاتی که در رده پایه میافتد اگر به واسطه یک مدیر رسمی نباشد، سرانجام خوبی نخواهد داشت.»
با چه افراد و مجموعههایی کار کنیم؟
نقلوانتقالات اگر از یک مرجع قانونی باشد، اطمینانبخش خواهد بود؛مسئلهای که معمولا خانوادهها به آن توجه نمیکنند و بیشتر متأثر از فضای تبلیغات، گرفتار دلالهایی میشوند که دنبال مقاصد اقتصادی خود هستند. افرادی که نامشان بهعنوان مدیربرنامه مطرح است، باید تأییدیه رسمی فیفا را داشته باشند. خدمات این افراد باید تعریف شده باشد که اگر جایی جریان ترانسفر دچار مشکل شد، طرفین بتوانند از حقشان در مراجع قانونی دفاع کنند. نکته مهم در ترانسفر استعدادهای نونهال و نوجوان به خارج از کشور آن است که اگر در هر سنی بازیکنی با انتخاب خود یا تصمیم خانواده بخواهد به خارج از کشور برود، باید بداند که با چه شخص و مجموعهای کار کند که قانونی باشد. وقتی یک ورزشکار مدیربرنامه رسمی داشته باشد، آن مدیربرنامه کارش این است که به امور بازیکنانی که با او قرارداد دارند، رسیدگی کند و به واسطه این قرارداد بهترین تصمیم را میگیرد.
فستیوالهای پولساز یا آتیهساز؟
افراد سوءاستفادهگر از ماجرای ترانسفر استعدادها گاهی از راههای دیگر وارد میشوند. برخی اوقات مدارس فوتبال داخلی و باشگاهها با سوءاستفاده از ناآگاهی خانوادهها اقدام به گرفتن مبالغ غیرمتعارف و دروغین از آنها میکنند. وعده معرفی بازیکنان به فستیوالهای استعدادیابی برای جذب توسط باشگاههای بزرگ فوتبال دنیا، یکی از راههای درآمدزایی این افراد است. محمد بابایی، پیشکسوت فوتبال مشهد، در این باره میگوید: «یک بازیکن نونهال و نوجوان برای شکوفاشدن استعدادهایش باید در طول سال چهلپنجاه مسابقه انجام بدهد و معمولا ظرفیت این تعداد بازی در طول یک سال وجود ندارد و عمدتا در کشورهای اروپایی مثل ترکیه فستیوالهای دوستانه فقط با هدف پُرکردن این خلأ فنی برگزار میشود که گاهی افراد سودجو این فستیوالها را فستیوالهای استعدادیابی معرفی میکنند و از خانوادهها برای معرفی فرزندانشان به این فستیوالها و حضور در این تورنمنتها مبالغ هنگفتی میگیرند.» ماجرا از آن قرار است که اگر فوتبالیستی در یک فستیوال شرکت کند و به طور مثال 1000 تومان برای 4 روز هزینه کند، آن شرکت یا فردی که ورزشکار را میآورد، دویستسیصدتومان حقالزحمه دریافت میکند.
قوانینی که حقایق را روشن میکند
برای فوتبال بازی کردن یک بازیکن زیر سن قانونی در یک کشور، قوانینی وجود دارد که بسیاری از کلاهبرداریها در این زمینه را آشکار میکند. یکی از این قوانین مهم، آن است که ورزشکاری که زیر سن قانونی است، برای حضور در یک باشگاه باید حتما همراه یکی از والدین خود به خارج از کشور سفر کند و در غیر این صورت با رضایتنامه والدین که به مهر وزارت خارجه رسیده است، کفیلی که از اتباع کشور محل سفر است، برای خود معرفی کند. به عنوان مثال در ترکیه اگر یک ورزشکاری زیر سن قانونی بخواهد قرارداد ببندد، حتما باید پدر یا مادرش همراهش باشد. اگر پدر و مادرش شرایط همراهی فرزند خود را ندارند، باید به یک نفر از اتباع این کشور وکالت بدهند. حالا در حالت رسمی و قانونی یک مدیر برنامه رسمی این مسئولیت را قبول میکند. البته نباید فراموش کرد که این قبول مسئولیت، تبعات زیادی هم برای فرد میتواند داشته باشد. فرد کفیل باید سند خانهاش را بهعنوان تأییدیه نزد فدراسیون فوتبال آن کشور بگذارد و حتما رضایتنامهای ازسوی همسرش هم ضمیمه آن کند. از دیگرقوانین جالب اینگونه ترانسفرها آن است که ورزشکار زیر سن قانونی باید برای بستن قرارداد با یک باشگاه تأییدیه ثبتنام محل تحصیل بیاورد. برای سن زیر 18 سال شرطِ بستن قرارداد با بازیکن این است که بازیکن اقامت آن کشور را داشته باشد. در مورد ترکیه حداقل ورزشکار باید 10 ماه ویزا داشته باشد.
هزینه ترانسفر و حقوقی که نمیگیرند!
بازیکنانی که در سنین پایه به فوتبال یک کشور ترانسفر میشوند، معمولا کمتر حقوق میدهند و بیشتر به آنها پاداش میدهند؛ یعنی اگر ورزشکار در یک مجموعهای خوب کار کند، پاداش و ایابوذهاب به او میدهند. اما برعکس در بحث هزینهها برای بازیکنان درجهیک معمولا 90 درصد هزینهها را خود باشگاه یا شرکت ترانسفرکننده قبول میکند. بعد از بستن قرارداد همه هزینهها برگشت میشود؛ اما برای بازیکنان معمولیتر وکیل مهاجرتی و کفیل، اینها هزینه دریافت میکنند و خانوادههایی که میخواهند به فکر باشند باید بدانند یکسری هزینههای قانونی تعریف شده وجود دارد؛ هزینههایی ازجمله مالیات و بیمه ورزشکار، ویزا، اسکان، اقامت و... . یونس مسعودی، کارشناس ترانسفر بازیکن به کشورهای خارجی، میگوید: «وقتی یک فوتبالیست در سن پایه قرارداد میبندد، مدیربرنامه برایش هدفگذاری میکند. میگوید سال اول را شما در این سطح بازی میکنی، سال دوم با توجه به پیشرفتت در این سطح و سالهای بعد بهترتیب بالاتر. بهعبارتی مسیر برایش ترسیم میشود. متأسفانه شرایط الان آنقدر بد شده که خیلیها این را به عنوان یک بنگاه درآمدزایی برای خودشان درست کردهاند. الان فوتبالیستهایی به من مراجعه میکنند و میگویندکه در فلان شهر از من 20میلیون تومان پول گرفته و گفتهاند ما شما را به فلانتیم میبریم و الان هیچ اتفاقی نیفتاده است! خیلی وقتها خانوادهها یک آگهی میبینند و دچار توهم میشوند که فرزند ما میرود و در تیم فلان بازی میکند و آیندهاش تأمین میشود. درحالیکه اینطور نیست. در سن پایه واقعا پول زیادی به ورزشکار نمیدهند و ورزشکار را آماده میکنند تا وارد فوتبال حرفهای شود. پس ما در فوتبال پایه خیلی پول نداریم.»
سراب ترانسفر و طمع پولدارشدن
دست آخر ماجرای سوءاستفادهها از ترانسفر بازیکنان در ردههای پایه به همان «توهم» و «طمع»ی منجر میشود که کارشناسان درباره آن میگویند. اتفاقی که نه تنها آینده استعدادهای فوتبال را هدف قرار میدهد بلکه در بیشتر موارد بدبینی اجتماعی به فوتبال، این پدیده بیبدیل، را به همراه دارد. شاید اگر خانوادهها در مقابل تبلیغات پُرطمطراق اغوا نشوند و مسئولان، راههای آزاد این کلاهبرداریهای آشکار را ببندند، سراب ترانسفر به واقعیت پیشرفت و خوشبختی در مستطیل سبز بینجامد.