به گزارش شهرآرانیوز؛ مرد جوان وقتی مادرزنش را به خانه رساند، با اصرار او از خودرو پیاده شد تا برای صرف چای به خانه او برود. او کلید را از مادرزنش گرفت و داخل قفل انداخت؛ اما به محض چرخاندن کلید، صدایی از داخل حیاط شنید که نگرانش کرد. او از مادر همسرش خواست بیرون منتظر بماند و به تنهایی وارد شد. ناگهان سایهای زیر پله دید.
مرد جوان بدون اینکه کاری بکند، اول درهای خروجی خانه را قفل کرد و سپس به پلیس زنگ زد و اعلام کرد که دزدی را در خانه گیر انداخته است. او سپس به سراغ مادر همسرش رفت و او را به خودرو برگرداند و منتظر رسیدن پلیس شد. لحظاتی پس از این تماس، سرهنگ رجبعلی صفایی، رئیس کلانتری سناباد با صدور دستوری فوری، تیمی از مأموران دایره تجسس را به سرپرستی کارآگاه جمال رحیمی، رئیس دایره تجسس کلانتری سناباد، مأمور رسیدگی به این گزارش کرد.
به دنبال این مأموریت، مأموران دایره تجسس کلانتری سناباد به محل رفتند و با ورود به این خیابان متوجه یک دستگاه پژو ۲۰۷ شدند که در نزدیکی خانه مدنظر پارک شده بود؛ خودرویی که دو سرنشین جوان داشت و به محض مشاهده مأموران، با یک ویراژ خطرناک متواری شد. مأموران قصد تعقیب این خودرو را داشتند که شاکی با مراجعه به آنها اعلام کرد یکی از متهمان، داخل خانه اش گیر افتاده است.
به دنبال این درخواست، مأموران با حضور شاکی وارد خانه شدند. به محض ورود مأموران به این خانه، مرد جوان با نشان دادن زیر پله گفت که متهم را آنجا دیده است. اگر چه مأموران متهم را در آن نقطه پیدا نکردند، اما با جابه جایی وسایل متوجه شدند که این فرد زیر وسایل موجود در همان نقطه مخفی شده است.
پس از دستگیری و انتقال این متهم به کلانتری سناباد مشخص شد که او یک سارق سابقه دار است و دو پرونده باز دارد که با قید وثیقه آزاد شده است. هرچند متهم سوابقش مملو از پروندههای سرقت و مال خری بود، اما نکتهای که سبب تعجب مأموران شد، اظهارات و ادعاهای او درباره موجودی حساب بانکی و ثروتش بود.
متهم که مهرداد نام داشت، در بازجویی مدعی شد نه تنها نیاز مالی ندارد، بلکه ثروتمند و میلیاردر است. او برای اثبات حرفش به شش واحد تجاری در خیابان دستغیب اشاره کرد و گفت که سند همه آنها به نام خودش است. مغازههایی که کمترین اجاره ماهیانه آنها دست کم ۳۰ میلیون تومان است. متهم در ادامه بازجویی ضمن اعتراف به سرقت و معرفی دو نفر از همدستانش، مدعی شد که بابت هیجان دست به دزدی با دو رفیقش زده است و الا به پول آن اصلا نیازی ندارد.
متهم در ادامه مدعی شد: تا چند سال قبل در کنار کسب و کارم تنها برای هیجان، اموال دزدی را از سارقان میخریدم. این شرایط، اما سبب ناراحتی همسرم و طلاقش از من شد. با رفتن همسرم، من و دخترم که حالا سیزده ساله است، به خانه مادرم رفتیم و با او زندگی میکنیم. هرچند من بیشتر درگیر رفیق بازی و خوش گذرانی با دوستانم هستم که دخترم نیز از من الگو گرفته است.
مهرداد در ادامه اعتراف کرد: پیش از این سرقت، من با شهرام و سهیل بودم. آنها نیز وضع مالی خوبی دارند و خودروی ۲۰۷ مشکی متعلق به سهیل است. پیش از این سرقت ما به اتفاق هم نیم گرم شیشه کشیدیم و بعد از آن برای هیجانش تصمیم به دزدی گرفتیم. ما برای سرقت کولرگازی این خانه وارد شدیم، اما هنوز کارمان را شروع نکرده بودیم که صاحب خانه رسید.
دوستانم از طریق حیاط فرار کردند و من زیر پله پنهان شدم. آنها به من پیام دادند که بیرون از خانه منتظرم هستند و صبر کنم تا این مرد جوان که پیرزن را رسانده برود؛ انتظاری که سودی نداشت و دوستانم فرار کردند و من دستگیر شدم.
در حالی که بازجویی از متهم ادامه داشت، تلفن همراه او چندین بار زنگ خورد و سرانجام یک پیامک به دستش رسید. پیامکی با این مضمون «داداش برای کولرها مشتری آمده، چی کار کنم؟ همینها را بفروشم یا بازهم هست؟» پیامکی که متهم با مشاهده آن اعتراف کرد که پیش از این چهار دستگاه کولرگازی دیگر نیز سرقت کردهاند و آنها را نزد مال خر به امانت گذاشتهاند.
پلیس پس از هماهنگی با مقام قضایی، مال خر را در عملیاتی ضربتی دستگیر و اموال مسروقه را از مخفیگاهش کشف کرد. پس از دستگیری مال خر، او در بازجویی فنی مدعی شد متهمان این کولرها را نزد او به امانت گذاشتهاند تا برای آنها بفروشد و درصدی از فروش را بردارد.
پس از انتقال متهمان به دادسرا، تلاش پلیس برای دستگیری دو متهم فراری در حالی ادامه داشت که تحقیقات پلیس نشان داد آنها نیز پیش از اینکه با هم آشنا و دوست شوند، از شرایط اجتماعی و مالی خوبی برخوردار بودهاند. در ادامه پلیس موفق به ردزنی یکی از آنها در پاتوق استعمال مواد مخدر شد.
به دنبال ردزنی این متهم، مأموران با هماهنگی مقام قضایی او را در یک عملیات ضربتی دستگیر و به کلانتری سناباد منتقل کردند. متهم پس از انتقال به مقر پلیس در بازجویی اولیه ضمن اعتراف به انجام چندین فقره سرقت گفت: شاید باورش سخت باشد، اما چند سال قبل من در یکی از رشتههای رزمی موفق شدم در مسابقات قهرمانی سنگین وزنهای کشور به مقام قهرمانی برسم. ورزش حرفهای من، اما پس از آشنایی و رفاقت با مهرداد و سپهر دگرگون شد. ما هر سه از یک طبقه اجتماعی بودیم و نمیتوانم بگویم کداممان بیشتر مقصر بودیم.
پس از انتقال متهمان به دادسرا، تلاش پلیس برای دستگیری آخرین متهم متواری و کشف جرائم احتمالی دیگر این باند سه نفره ادامه دارد.