رادمنش| «از زندگی چه میخواهید؟» این پرسشی است که ویلیام اروین، نویسنده کتاب «فلسفهای برای زندگی»، با آن به پیشواز مخاطبش میرود. پس از آن پاسخهای احتمالی خوانندگان کتاب را به چالش میکشد و از آرمان و هدف اصلی زندگی میپرسد. اروین در این اثر، برای انسان دنیای مدرن حرفها و فلسفهای از دنیای کهن آورده است و این موضوع بهوضوح در زیر عنوان کتاب که «رواقیزیستن در دنیای امروز» است، دیده میشود. فلسفه رواقی، ریسمانی است که نویسنده کتاب برای راهنمایی مخاطبش در هزارتوی زندگی به او پیشنهاد میکند. از این کتاب، ترجمهای به قلم محمود مقدسی -مترجم مشهدی ساکن پایتخت- در بازار نشر موجود است که نشر گمان آن را به چاپ رسانده است. مقدسی که دکتری فلسفهاش را از دانشگاه شهید بهشتی گرفته است، برای معرفی، نقد و بررسی این کتاب به شهرش آمده بود. این برنامه به همت مؤسسه حکمت زندگی و با همکاری مؤسسه فردای پارس برگزار شد و آنچه در ادامه میآید، بخشهایی از صحبتهای مترجم در برنامه است.
چرا برای زندگی باید فلسفهای داشت؟
کتاب با ایدهای شروع میشود که بیشتر ما گاهی به آن فکر میکنیم: زندگی برای چیست؟ خانه، ماشین، همسر خوب و شغل و تحصیلات خوب؟ اینها چیزهایی است که «در زندگی» میخواهید، اما در کلیت زندگی به دنبال چه هدفی هستید؟ به نظر میرسد هر انسانی که زندگی میکند باید جوابی برای این سؤال داشته باشد. نویسنده میگوید فلسفه داشتن برای زندگی، یعنی داشتن هدفی برای زندگی و راهکارهایی برای رسیدن به آن. او به هدف رواقیون از زندگی پایبند نمیماند و از میان برخی بصیرتهای دنیای کهن برای زندگی امروز گزینش میکند. چرا ضروری است فلسفهای برای زندگیمان داشته باشیم؟ به این سبب که بدون داشتن فلسفهای برای زندگی ممکن است بد زندگی کنیم و لحظه مرگ با خودمان فکر کنیم زندگی را تلف کردهایم و به دنبال چیزهایی بیارزش و بیهوده بودهایم. شهرت، ثروت، زندگی پرزرقوبرق. آیا خشم و عشق ارزش پیگیری کردن دارند یا نه؟ دلیل دیگر در لزوم داشتن فلسفهای برای زندگی این است که در زندگی تعارض و تناقض اهداف را زیاد تجربه میکنیم. ما هم امنیت میخواهیم هم لذت، هم هیجان میخواهیم هم آرامش. اگر طرح کلانی نداشته باشیم در موقع تصمیمگیری سردرگم خواهیم بود. داشتن فلسفهای برای زندگی به ما کمک میکند در تعارضهای زندگی بر اساس هدف خود تصمیم بگیریم. فلسفه یا طرحی که برای زندگی داریم روشن میکند که هر چیزی چقدر وزن دارد و کدام را باید انتخاب کنیم.
رواقیون و نسخه آنان برای زندگی
در طرح رواقیون آرامش و بیرون آمدن از سردرگمی و کاهش اضطراب و با خود در صلح بودن خیلی ارزشمند است که نویسنده این قسمت از فلسفه آنها را گرفته است. میگوید هدف من این است که چیزهای سلبی را نداشته باشم و چیزهای ایجابی را داشته باشم. یعنی تنش و اضطراب و اندوه و خشم کمتر و آرامش بیشتر داشته باشم، با خودم در صلح باشم، احساس امنیت روانی کنم و بتوانم با آدمها در ارتباط مسالمتآمیزتری باشم. به نظر میآید نویسنده این را از فلسفه رواقیون میگیرد به اضافه معنویتهای امروزی که بصیرتهای جهان امروزی را میگیرند و در اختیار ما قرار میدهند. هر کلانروایتی ادعایش ابتدا این است که من بهتر از همهام و به کار همه میآیم. خود رواقیون هم در دوران خودشان همین ادعا را میکردند. وقتی واکاوی میکنیم میبینیم واقعا این فلسفه به کار کسانی که به دنبال کنارگذاشتن امور سلبی و به دست آوردن امور ایجابی هستند میآید. فلسفه رواقی به کار کسی میآید که آرامش را برتر میداند اما به کار کسی که هیجان را برتر میداند، نمیآید. شاید خیلی به کار جوانترها نیاید، اما برای کسانی که وارد میانسالی میشوند خیلی بیشتر کاربرد دارد.
از ناکامی گریزی نیست
رواقیون درک و تصویری از زندگی دارند که براساس آن زندگی آمیزهای از خوشی و ناخوشی است. خیلی واقعبینانه به زندگی نگاه میکنند که در آن ناکامی ناگزیر است و دیر یا زود اتفاق میافتد. شکست، پیر شدن، تنهایی، بیماری و مرگ ناگزیر است. رواقیون میگویند شما به اینها فکر بکنید یا نه، به سراغتان میآیند. آنها میگویند جهان سرشتی ناپایدار دارد. ما میزانی از انرژی روانی، زمان، عمر و ثروت داریم، اینکه کجا خرجش کنیم خیلی مهم است. ما مقدار زیادی از انرژیمان را صرف چیزهایی میکنیم که از کنترل و اختیار ما خارج است. رواقیون معتقدند که جهان بیرون دارد کارش را میکند، چه در جوامع انسانی چه در طبیعت و... . اما آن چیزی که ما تجربه میکنیم چیزی نیست که بیرون اتفاق میافتد، چیزی است که درون ما اتفاق میافتد. تصویر بیرون در جهان درون من. رواقیون میگویند احساسات مثبت و منفی محصول مواد و عناصر و امکانات جهان روانی ما هستند و نه جهان بیرون. تأکیدشان به طور خاص بر باورهای ماست. پس آنها معتقدند اگر شما باورهای مخربتان را اصلاح یا ترک کنید، رنجتان کمتر میشود و اگر میخواهید به کسی کمک کنید باورهای آسیبزا را از او بگیرید.
لذت و دویدن روی تردمیل
عنصر بعدی که در تصویر رواقیون هست، درکی است که آنها از لذت دارند. لذت یکی از امور مهم زندگی ماست، اما سرشتی پیچیده دارد. لذت اسیرکننده است، مثل اینکه ما برویم روی تردمیل. ما لذتهایی را کسب میکنیم و آنها به مرور اثرشان را از دست میدهند، مثل تکراریشدن مزه غذا، و ما به دنبال مزه و لذتی دیگر میرویم. نویسنده عبارتی میآورد که من به «خوگیری به لذت» ترجمهاش کردهام: «بسیاری از ما در دنیای رؤیاییمان زندگی میکنیم. یعنی در شرایطی که روزی آرزویش را داشتیم. با همسر رؤیاییمان ازدواج کردهایم. فرزندان و شغل رؤیاییمان را داریم و ماشینی خریدهایم که پیشترها خوابش را هم نمیدیدیم. اما در نتیجه خوگیری به لذت همین که به زندگی رؤیاییمان میرسیم به آن عادت میکنیم. به جای اینکه وقتمان را صرف لذت بردن از این بخت خوش کنیم، مدام به رؤیاهای تازه و بزرگتری فکر میکنیم و به دنبال تحقق آنها میرویم، در نتیجه هیچوقت از زندگی راضی نیستیم.»
نویسنده نتیجه تحقیقات تجربی را هم آورده است. بعضی تحقیقات نشان دادهاند که خوشبختی آدمها سقفی دارد. شما هر چقدر پول بهدست بیاورید، امکان روانیتان برای خوشبخت شدن بیشتر از آن سقف نیست. درک رواقیون از خوشبختی، داشتن حالی پایدار است. سنکا معتقد است کسی که بر اساس اصول رواقی زندگی میکند، چه بخواهد و چه نخواهد از لذت و شادی مدام و عمیق درونی بهرهمند خواهد بود، چراکه او شادی را از منابع درونی خود کسب میکند. طرح رواقی که میتواند لذت و شادی به ما بدهد این است که بیاموزیم چگونه به جای فکر کردن به چیزهایی که نداریم، چیزهایی را بخواهیم که از پیش داریم و چیزهایی را که داریم بازیابی کنیم تا از آنها لذت ببریم.
همهچیز در اختیار ما نیست
چیزهایی در اختیار ما هستند و چیزهایی در اختیار ما نیستند. رواقیون معتقدند که شخصیت ما، باورهای ما و تا حدی عواطف و احساساتمان در اختیار ما هستند. اما چیزهایی هم هستند که در اختیار ما نیستند: قوانین طبیعی، به دنیاآمدن در خانوادهای خاص و قوانین حاکم بر طبقه و جامعه در اختیار ما نیستند. نویسنده تقسیمبندی سهگانهای ارائه میدهد: اموری که در اختیار ما نیستند، اموری که در اختیار ما هستند و اموری که تاحدی در اختیار ما هستند و تا حدی نیستند. انرژی صرف کردن برای کارهایی که در اختیار ما نیستند، تلف کردن آن است. اما من تقسیمبندی دوگانهای را ترجیح میدهم: اموری که به کل از اختیار ما خارج هستند و اموری که تاحدی در اختیار ما هستند. اساسا اموری نداریم که کاملا در اختیار ما باشند، چون دستگاه روان، ژنتیک، تربیت و جسممان از آن ما نیست و آنها به ما داده شدهاند. اتفاقهای بیرون هم همینطور است. اما چیزهایی که تا حدی در اختیار ما نیستند طیف هستند و سرمایهگذاریمان هم باید براساس این طیف باشد و اینکه چگونه سرمایهگذاری کنیم دقیقا نیاز دارد که ما واقعبینانه جهان را بشناسیم. درمورد اموری که در اختیار ما نیستند، کاری که باید بکنیم پذیرش است، پذیرش و تمهید مقدماتی برای کمتر آسیب دیدن و بیشتر نفع بردن. پیری و مرگ عزیزان از راه میرسند، باید بپذیریمشان. نویسنده جایی در کتاب میگوید کسانی بیشتر از همه ویران میشوند که جز بخت خوش انتظار چیز دیگری ندارند.
رواقیون معتقدند یکی از چیزهایی که بسیار در اختیار ماست، باورهای ماست. میتوانیم باورهایمان را تغییر بدهیم و با کارهایی مانند کتاب خواندن و فکر کردن روی آنها کار کنیم. میتوانیم به جای اینکه اتفاقها را از سر بگذرانیم، تجربهاندوزی کنیم.
به اتفاقهای ناگوار بیندیش
آموزه بعدی رواقیون درباره تقدیرگرایی است. حرفی که نویسنده میزند این است که ما به گذشته و حال نگاه جبرگرایانه و به آینده نگاه اختیارگرایانه داشته باشیم. ما وقتی میخواهیم به آینده فکر کنیم طرحی از آن نداریم و نمیدانیم چه اتفاقی میافتد و آینده سناریوهای مختلفی دارد. بپذیریم که در آینده نقش داریم و شروع کنیم به سرمایهگذاری کردن روی چیزهایی که بیشتر در اختیار ما هستند. اما وقتی چیزها اتفاق افتادند و خواستیم تفسیرشان کنیم به این فکر کنیم که من همهچیز نبودهام، این همه مؤلفه وجود داشته است.
رواقیون راهکارهایی روانشناختی نیز دارند که یکی از آنها فکر کردن به اتفاقهای ناگوار است. به عقیده آنها در طول زندگی روزمره ما باید گهگاه برگردیم، مکث کنیم و فکر کنیم چه چیزهایی را میتوانیم از دست بدهیم و از چه راههایی میتوانیم بیچاره شویم. رواقیون میگویند به 3 دلیل خوب است که به اتفاقهای ناگوار فکر کنیم: یکی برای پیشگیری و پیدا کردن آمادگی عینی و بیرونی، دوم اینکه آمادگی روانی پیدا کنیم و سومین و مهمترین کارکردش این است که جلو خوگیری به لذت را بگیریم. فکرکردن به اتفاقهای ناگوار خوگیری به لذت را در نطفه خفه میکند. آنها میگویند بازیابی چیزهایی که داریم و لذت بردن دوباره از آنها بهترین راه برای خوشبختی است. راهکار روانشناختی دیگری که دارند، پرهیز از لذت است. مثلا وقتی هوا سرد است با لباس کم بیرون برویم تا این سرما را تجربه کنیم. از برخی لذتها اجتناب کنیم تا خودمان را برای از دست دادن لذتها آماده کنیم. رواقیون معتقدند اگر شما لذتی را بگذارید کنار، برای رنج و نبود لذت آماده میشوید. یا توصیه میکنند که بکوشید از طریق بعضی لذتها ارادهتان را تقویت کنید. این کار باعث میشود امنیت روانی به دست بیاورید که «روز رنج و مصیبت از هم نمیپاشم».
نقدهایی به رواقیون
در اینجا چند نقد را که به آنها میتوان وارد کرد مطرح میکنم. یکی اینکه رواقیون خیلی شناختی هستند و به پیچیدگیهایی که روانشناسی بعد از آنها ارائه کرده است توجه ندارند؛ مانند ناخودآگاه، مازوخیسم، سادیسم. در فلسفه آنها اینطور است که آدم تلاش میکند رنج نکشد، اما ما بعدا با روانکاوی فروید آشنا میشویم و میبینیم که خود آدم انتخاب میکند رنج بکشد و از برخی خوشبختیها خودداری میکند.
نکته دیگر اینکه باورها تغییر میکنند اما نه به این اندازه. در حوزه باورها هم رواقیون اغراق میکنند. آنها عناصر رفتاری را در طرح خودشان دارند اما کمرنگ است و میشود پررنگتر شود. آخرین نکته که نویسنده هم به آن اشاره میکند این است که رواقیون میگویند چیزهایی را که دارید، بازیابی کنید و دوباره از آن لذت ببرید و ممکن است برخی بگویند این یعنی دفاع از یک نوع محافظهکاری و در وضع موجود بودن. اگر انقلابیون همه میخواستند این کار را بکنند که جهان تغییر نمیکرد. خود نویسنده میگوید این بازیابی لذت اصلا محافظهکاری و دفاع از وضع موجود نیست.