به گزارش شهرآرانیوز؛ یکی از مهمترین بیماریهای واگیردار این روزهای ایران و مشهد آنفلوانزاست؛ یک بیماری مسری که با تغییر ویروس، هربار به شکل و طریقی بروز میکند و اکنون جمع زیادی از مردم را دچار کرده است، اما شاید ندانید که شناسایی این بیماری برخلاف بیماریهای واگیردار دیگری، چون وبا و طاعون مربوط به چه دورهای است و مردم ما راه مبارزه با آن را چگونه پیدا کردهاند.
جالب است بدانید از لحاظ زمانی، واژه «آنفلوانزا» در اواخر عصر قاجار و از طریق چاپ مقالات ترجمهشده در مطبوعات و نیز تلاش طبیبان آشنا با طب نوین غربی، وارد ادبیات طب ایران شده است. در این گزارش نگاهی داشتهایم به نخستین شیوع «آنفلوانزا» و آشنایی با این واژه در ادبیات طبی مشهد که مربوط است به سال ۱۲۷۰ خورشیدی.
نکته: اطلاعات این گزارش برای نخستینبار است که منتشر میشود.
تا قبل از دوره قاجار از واژه «آنفلوانزا» در منابع تاریخی و طبی ایران استفاده نشده است. طبیبان ایرانی تا قبل از همهگیری سال ۱۳۰۷قمری (برابر با ۱۲۶۸ خورشیدی) با این بیماری آشنایی نداشتهاند؛ ازاینرو به دستهبندی این بیماری نیز نپرداختهاند.
بدیهی است که بیماری آنفلوانزا قبل از این تاریخ نیز در ایران وجود داشته، اما غالبا ذیل امراض دیگری دستهبندی شده است. در گزارشهای پیش از دوره قاجار از آنفلوانزا با عنوان «بیماری همهگیر» یاد شده است؛ به همین نسبت در دوره حکومت فتحعلیشاه همزمان با شیوع آنفلوانزا در اروپا به سال ۱۸۳۳میلادی (۱۲۴۹قمری برابر با ۱۲۱۱ خورشیدی) نیز از همین واژه در گزارش سِرجانکمبل، فرستاده سیاسی انگلستان، استفاده شده است.
او در تاریخ ۱۶ سپتامبر ۱۸۳۳میلادی (برابر با اول جمادیالاول ۱۲۴۹قمری و ۲۵ شهریور ۱۲۱۲ خورشیدی) از شیوع گسترده بیماری در نقاط مختلف ایران گزارش داده و نوشته است: «طبق نامههایی که واصل شد اطلاع پیدا نمودیم بیماری «همهگیر» که با آن شدت در اینجا [تهران]شیوع پیدا کرده بود، در مازندران، مشهد و شیراز و اصفهان تلفات خیلی بیشتری به بار آورده است.»
همهگیری بیماری در تهران بهصورتی بوده که از هر دو نفر، یک نفر به بیماری مبتلا و تلفات آن روزانه صد نفر بوده است. حتی فتحعلیشاه نیز در امان نبوده است. او که به آنفلوانزا مبتلا شده بوده، با تبولرز شدیدی که چندین روز ادامه داشته، دستوپنجه نرم میکرده است. باوجوداین بیشتر گزارشها و دادههایی که درباره بیماری آنفلوانزا در ایران عصر قاجار وجود دارد، مربوط به دوران حکومت ناصرالدینشاه در سالهای ۱۳۰۷تا۱۳۰۹قمری و حکومت احمدشاه قاجار در سالهای ۱۳۳۷و۱۳۳۸ قمری است.
مرحله اول این بیماری، یک همهگیری جهانی است که در سال ۱۸۸۹میلادی (۱۳۰۷ قمری برابر با ۱۲۶۸ خورشیدی) از صربستان شروع و در شهریور از طریق شهر رشت وارد ایران شده است؛ البته مدتها قبل از آن، نمونههایی از شیوع آنفلوانزا در تبریز دیده شده است.
اواخر آبان، بیماری در تهران شایع شده و در اسفند ۱۲۶۸ خورشیدی، به مناطق جنوبی و بوشهر رسیده تاآنجاکه نیمی از جمعیت ایران به این بیماری مبتلا شدهاند. طبیبان ایرانی در مواجهه با آن، بدون تشخیص آنفلوانزا، آن را نوعی زکام و سینهپهلو تشخیص داده، اما در مقابل قدرت کشندگی آن درمانده شده بودند.
در مشهد این بیماری را ابتدا با درد گلو و تب یا تب مُحرِقَه (تیفوس)، تب تیفوئید (حصبه یا شبهتیفوس) و نزله (زکام) اشتباه میگرفتهاند. نمونهاش گزارش شماره۷۰۷ روزنامه ایران به تاریخ ۳جمادیالثانی ۱۳۰۷قمری (برابر با ۵بهمن ۱۲۶۸ خورشیدی) است که نوشته است: «در سرخس کهنه، مرض درد گلویی شایع شده و به سرخس ناصری هم سرایت کرده بود و چندنفری هم از این عارضه تلف شده بودند.»
در ادامه همین مطلب آمده است که «الحمدلله این اوقات هوای شهر از هر جهت اعتدالی به هم رسانیده است و حُمّی یومی و نزله که در میان مردم شیوع همرسانیده بود، این روزها تخفیف کلی یافته [است].» این روزنامه در شماره۷۴۲ به تاریخ ۴رمضان ۱۳۰۸قمری (برابر با ۲۴فروردین ۱۲۷۰ خورشیدی) هم نوشته است: «چند روزی است که در سبزوار مرض محرقه و مطبقه و درد گلو بروز و شیوعی هم رسانیده، بسیاری از مردم مبتلا و معدودی هم تلف میشوند ولی به تمهید شرایط حفظ صحت و حسن مراقبت و مداوات اطبا امید است که بهزودی مرتفع گردد.»
پزشکان ایرانی که در مواجهه با این بیماری همهگیر کشنده و بسیار مسری ناآگاه بودهاند، فقط میتوانستهاند مردم را به گرم نگهداشتن خانههایشان و اجتناب از هوای سرد تشویق کنند.
بیماری همچنان ناشناخته است تا اینکه در خبری از شماره۷۶۴ روزنامه ایران به تاریخ ۲۶جمادیالثانی ۱۳۰۹قمری (برابر با ۷بهمن ۱۲۷۰ خورشیدی) آمده است: «از قرار تلگرام قوچان که هفته قبل رسیده است امیرحسینخان شجاعالدوله، حاکم قوچان، سخت ناخوش بوده و طبیب مخصوص از مشهد خواستهاند و جمعی از معارف و غیرهم در این اوقات به مرض آنفلوانزا و ذاتالجنب مبتلا شده و همگی به حسن معالجه محمدحسنخان حافظالصحه بهبودی و شفا یافتهاند.»
این نخستینباری است که بعد از دو سال برای بیماری همهگیر مشهد نام «آنفلوانزا» برده شده است، اما ازآنجاکه روزنامه ایران با مدیریت وزیر انطباعات ناصری در تهران طبع میشده، نمیتوان گفت که بیماری در مشهد هم به همین نام شناخته میشده است. بدون شک نام آنفلوانزا هنوز در مشهد مرسوم نبوده است.
دکتر ژوانس فووریه، پزشک ویژه ناصرالدینشاه قاجار، روز ۲۲جمادیالثانی ۱۳۰۹قمری برابر با ۳ بهمن ۱۲۷۰ خورشیدی در کتاب خاطراتش، چنین آورده است: «آنفلوانزا که چند روزی است در تمام محلات تهران بروز کرده، عده زیادی را کشته. مشیرالدوله یکی از اولین کسانی است که سه روز قبل به این مرض جان سپرده. امروز هم دو نفر از زنان اندرون مردهاند.
با این کیفیات، مراجعت شاه به شهر صلاح نیست. صحبت مراجعت این روزها در میان بود؛ ولی رسیدن خبر شیوع مرض این تصمیم را بهوقت غیرمعینی موکول کرد.» گزارشهای این پزشک، اما مشخص میکند که بیماری پنج روز بعد خود را به شاه در دوشانتپه رسانده است.
نخستین اطلاعات درباره بیماری «آنفلوانزا» را نشریهها و روزنامههای چاپشده در این دوره، در قالب ترجمه مقالاتی از نشریات معتبر جهانی به دست دادهاند. از جمله روزنامههای «اطلاع» و «اختر» چاپ استانبول که مقالاتی را در همین خصوص ترجمه کردهاند.
اطلاع در شماره۲۴۸ خود اطلاعات مقالهای را از روزنامه طیمس لندن، با عنوان «اینفلوینزا» (زکام وبایی قصبهالریه) چاپ کرده است که نخستین نوشته مطبوعات فارسیزبان دراینباره است.
در ابتدای مقاله، به تاریخچه بروز این بیماری در کشورهای اروپایی اشاره شده است. براساس اطلاعات ارائهشده، این بیماری نخستینبار در سال۱۷۴۱ میلادی (۱۱۲۰ خورشیدی) در ایتالیا بروزیافته و اسم «اینفلونزا» به زبان ایتالیایی، به معنی «نفوذ و سرایت» است.
با اطلاعات این مقاله، آنفلوانزا چهار بار در قرن نوزدهم و طی سالهای ۱۸۰۳، ۱۸۳۳، ۱۸۳۷ و ۱۸۴۷میلادی بهصورت همهگیری شیوع یافته است. «اختر» دیگر روزنامهای است که اطلاعاتی در باب آنفلوانزا ارائه کرده است. در این روزنامه، از این بیماری با عنوان «ناخوشی غریب» و «آنفلوئنجا» یاد شده که از طریق روسیه وارد ایران شده است.
در کنار اطلاعات و گزارشهایی که در روزنامهها راجع به آنفلوانزا وجود دارد، رسالههایی نیز توسط طبیبان دانشآموخته دارالفنون نوشته شده است، مثل «رساله گریپ» از میرزاابوالحسنخان سرتیپ و رساله «در مرض آنفلوانزا: گریپ» از میرزاعبدالحسین تبریزی؛ بااینحال قدیمیترین و نخستین رساله فارسی دراین باره «رساله گریپ (آنفلوانزا)» است که توسط دکتر حیدرمیرزای شاهرخشاهی مشهور به حیدرمیرزای دکتر (متوفی ۱۳۴۰قمری) در شوال ۱۳۱۱ قمری (بهار ۱۲۷۳ خورشیدی) و به نام ناصرالدینشاه نوشته شده است.
حیدرمیرزای دکتر، پزشکی را زیر نظر دکتر «تولوزان» گذرانده و اولین شخصی است که از مدرسه دارالفنون دیپلم پزشکی گرفته است. او این رساله را به سبک و شیوه پزشکان سنتی ایران از برگردان آثار چند پزشک فرانسوی شامل مسیو اولمن، مسیو باریپه و مسیو فیسنژر جمعآوری کرده است. حیدرمیرزای دکتر در این رساله به شرح و بازگویی همهگیری سالهای ۱۲۶۸تا۱۲۷۰ خورشیدی پرداخته و راهکارهای درمانی را برای این بیماری ذکر کرده است.
اطلاعات درباره شیوع بیماری آنفلوانزا در اواخر دوره قاجار تا زمان بروز آنفلوانزای اسپانیایی در سال۱۳۳۷قمری (۱۲۹۷ و ۱۲۹۸ خورشیدی یا ۱۹۱۸ میلادی) تقریبا ناچیز است. اما برخی اخبار نشان میدهد که بروز این بیماری و تلفات آن، بیانگر یکی از مهلکترین بیماریها در طول تاریخ ایران است. مستندات همچنین بیانگر آن است که این بیماری در سه موج پیاپی اتفاق افتاده است: اول بهار۱۹۱۸ میلادی، دوم پاییز همان سال که مرگومیر و تلفات زیادی به همراه داشته و سوم از زمستان۱۹۱۸ تا بهار ۱۹۱۹میلادی بوده است.
شیوع آنفلوانزای اسپانیایی از لحاظ زمانی، مصادف با پایان جنگ جهانی اول است؛ همان روزهایی که بیطرفی ایران نقض شده است و بیماری از چهار مسیر مختلف و از طریق نیروهای خارجی وارد ایران شده است: از عشقآباد به خراسان و مشهد، از طریق قفقاز و باکو و دریای خزر توسط نیروهای روس به بندر انزلی، از سواحل جنوبی و بندر بوشهر و بندرعباس توسط نیروهای انگلیس و از بینالنهرین و مرزهای غربی توسط نیروهای عثمانی.
سرپرسی سایکس، نماینده نظامی انگلستان، در آن ایام گزارشی با عنوان «ناخوشی عمومی بزرگ آنفلوانزا (ذاتالریه)»، در منطقه فارس و شیراز، در حوالی سپتامبر سال۱۹۱۸میلادی (مهر ۱۲۹۷ خورشیدی) ارائه داده و نوشته است:
«در ابتدا ما باور نمیکردیم که این مرض چنین مقتدر شده که یک خمس از جمعیت آن نواحی را قتلعام کرده و نیروهای نظامی ساکن شیراز و فیروزآباد را با همان حدت از بین ببرد... از پنجاههزار نفر جمعیت شیراز ۱۰ هزار نفر تلف شدند... تلفات ما رقتبار بود و بیش از ششصد نفر انگلیسی و هندی از این بلای عمومی که تاکنون نظیرش دیده نشده بود، قربانی شدند. فرمانفرما به زحمت جان به در برد و پس از رفع نقاهتش از او ملاقات کردیم و او با فرانسه عجیب خود بیان کرد که نصف شیراز مرده است.»
باتوجهبه دادههای در دسترس، تعداد مبتلایان و تلفات آنفلوانزای سال ۱۲۹۷ خورشیدی در مشهد نیز خیلی بالاست، چون در این شهر شصتوششهزارنفره حدود ۳هزارو۵۰۰ نفر از بین میروند که حدود ۶ درصد جمعیت آن روزگار شهر است.
خبرهای بیماری آنفلوانزا در مشهد فقط در روزنامه رعد منعکس شده است. نخستین خبر این روزنامه درهمینباره در شماره تاریخ ۲۹رجب ۱۳۳۷قمری (برابر با ۱۰ اردیبهشت ۱۲۹۸ خورشیدی) آمده است: «امراض عمومی این شهر که تقریبا بومی شده از این قرار است: حصبه، تبلازم، امراض دیگر از قبیل آنفلوانزا و تب و نوبه [که]به مناسبت اختلاف هوا غالبا بروز میکند.»
همین روزنامه در شماره تاریخ ۲۰ذیحجه ۱۳۳۷قمری (برابر با ۲۴شهریور ۱۲۹۸ خورشیدی) هم نوشته است: «چندروز است به مناسبت اختلاف هوای مشهد عموما [بهدلیل]برودت و حرارت فوقالعاده که متناوبا در شهر میشود، مردم به تب و نوبه مبتلا شده و آنفلوانزای خفیفی شبیه به آنفلوانزای سال گذشته در شهر پیدا شده است که در هرخانه اقلا نصف ساکنین مبتلا به این مرض میباشند.»
آنطور که رعد در شماره تاریخ ۶ربیعالثانی ۱۳۳۸قمری (برابر با ۷دی ۱۲۹۸ خورشیدی) نوشته است، محققالدوله، کارگذار نماینده مجلسشورایملی۲۳ برج قوس (آذر) بر اثر همین بیماری وفات یافته است. همین روزنامه در صفحهای دیگر خبر داده که «در این اواخر بهواسطه اختلاف طبیعی هوای مشهد مرض آنفلوانزا شدت یافته و در نتیجه بیمبالاتی و ناپرهیزی که میشود، اغلب به شکل برونشیت شده و مولد تبهای دائمی میشود.»
رعد باتوجهبه اوضاع وخیم مشهد در شماره بعد خود که دو روز پس از انتشار خبر بالا نشر یافته هم چنین گفته است: «راپورتهای مریضخانهها و صحیههای رسمی از صد نفر، سی نفر را مبتلا به این مرض حکایت مینماید. آنچه بعضی اطبا تشخیص میدهند این مرض تخم مرض سال قبل است که باقیمانده و اکنون روی بهشدت گذاشته.» مخبر رعد همچنین اظهار تأسف کرده است که گزارشها و اخبارش «نظر کمیسیون صحی بلدی مشهد را جلب نمینماید و برای دستورالعمل از جلوگیری انتشار آن اقدامی نمیشود.»
روزنامه رعد در شمارههای بعدی نیز دنباله خبرهای مربوط به آنفلوانزا را گرفته و در ۱۳دی نوشته است: «مرض آنفلوانزا روزی چند نفر را تلف مینماید. امروز از صبح تا ظهر عده اموات پنج نفر بوده.» در بخش دیگری از صفحات همین شماره آمده است: «از قرار تحقیقاتی که به عمل آمده، مرض روزبهروز شدیدتر و تلفاتی هم دارد. مطابق را پورتهای متفرقه اطبای مشهد مبتلایان به این مرض اخیرا از صد نفر مرضای مرجوعه، شصت نفر است.»
۱۲جمادیالاول ۱۳۳۸ قمری (برابر با ۱۴ بهمن ۱۲۹۸ خورشیدی) روزنامه رعد بخش زیادی از صفحات خود را به «مرض امسال مشهد» اختصاص داده و درباره «چگونگی این مرض و بروزات و علائم و عوارض آن» سؤالاتی را بهصورت کتبی از کمیسیون حفظالصحه ایالتی پرسیده که در ادامه مطابق پاسخ دکتر مزینالسلطان، رئیس دارالشفای آستانه مبارکه، نوشته است: «در درجز و نیشابور شدیدتر و در تربت و قوچان مختصری مبتلایان به این مرض دیده شده است و در باقی ولایات تاکنون دیده نشده» و «مبتلایان بیشتر از جوانها بودهاند» و تلفات آن به قرار مذکور «از نسوان زیادتر» بوده است.
اگرچه برخی از تلفات آنفلوانزا چهرههای شاخص شهر هستند از جمله کاپیتان قشون و عبدا... خان امیرالملک سرتیپ، رئیس سوارنظام، اما بااینحال مشخص نیست در سال ۱۲۹۸ خورشیدی چندنفر بهخاطر این بیماری و تبعات آن فوت کردهاند.
علت این امر را میتوان در روزنامه رعد مورخه ۱۲جمادیالاول ۱۳۳۸ قمری (برابر با ۱۴ بهمن ۱۲۹۸ خورشیدی) یافت، جایی که نوشته شده است: «مطابق تصدیق اغلب اطبا در این سال حصبه با وجود بومی بودن خیلی کم است و علت ازدیاد تلفات در برج گذشته همان مرض عمومی آنفلوانزا یا گریپ یا یک مرض غیرمشخصی است که هنوز میکروب آن را ندیده و دوای مؤثری برای معالجه آن که مقبول عموم اطبا باشد نیافتهاند، با وجود این ابدا از این مرض و حتی عوارض آن که ذاتالریه یا پونومونی یا پلورزی باشد در صورت اموات اسمی برده نمیشود!» روزنامه رعد ادعای خود را با درج صورت اموات به شرح زیر تأیید میکند:
استسقا ۵۶ نفر، حصبه ۲۳۲ نفر، تبلازم نوزده نفر، تبنوبه هفده نفر، آبله ۳۶ نفر، متفرقه ۹۴ نفر و غریب و مجهول ۲۳۱ نفر؛ جمع کل ۶۸۵ نفر.
منبع:
*مجموعه هفدهجلدی «اخبار خراسان در مطبوعات دوره قاجار»، پژوهش و گردآوری سیدمهدی سیدقطبی؛
*مقالات مروری «تاریخچه آنفلوانزا در ایران تا پایان عصر قاجار»، نوشته جواد علیپور سیلاب، علی عباسی و حسین نامدار، منتشره در مجله «اخلاق و تاریخ پزشکی»، سال ۱۴۰۰، دوره۱۴ و «بررسی و تصحیح رساله گریپ (آنفلوانزا) اثر دکتر حیدرمیرزای شاهرخشاهی» نوشته سید علیرضا گلشنی و محبوبه فرخندهزاده منتشره در فصلنامه نفس، دوره۹ شماره۳ (پاییز ۱۴۰۱).