صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

غذا با طعم «جهان» | از دبیرستان علامه طباطبایی تا کارگاه کیک و شیرینی‌پزی

  • کد خبر: ۳۸۵۶۷۵
  • ۲۶ دی ۱۴۰۴ - ۱۶:۲۰
«نسرین بوسعیدی» از آن‌هایی است که کمی شاخه به شاخه پریده، ولی در نهایت آنچه را موردعلاقه‌اش بوده، یافته است.

فاطمه بختیاری| شهربانو، اینکه آدم یک جایی از زندگی به این نتیجه برسد که چه کاری می‌خواهد انجام دهد و کجای زندگی می‌خواهد قرار بگیرد، خیلی مهم است، خیلی از ما سال‌ها تلاش می‌کنیم، ولی کاری که انجام می‌دهیم هیچ خط و ربطی با علاقه ما ندارد خیلی‌ها هم مدام از این شاخه به آن شاخه می‌پرند، اما در هیچ شاخه‌ای به آن چیزی که می‌خواهند، نمی‌رسند!

نسرین بوسعیدی از آن‌هایی است که کمی شاخه به شاخه پریده، ولی در نهایت آنچه را موردعلاقه‌اش بوده، یافته است. او هرچند که در دوران کنکور روی سیبل زندگی، پزشکی را نشانه رفته بود، اما از آنجا که تیرش به آن هدف نخورده، کمی چرخیده و تجربه‌های مختلف کسب کرده و در نهایت پخت‌وپز را انتخاب کرده، به قول بعضی‌ها راهش را دیگر پیدا کرده است.

هدفم این نبود

«از آن بچه‌زرنگ‌های دبیرستان علامه طباطبایی بودم که رشته تجربی درس می‌خوانند تا دکتر شوند. زمان کنکور یک جوری درس می‌خواندم که اصلا نمی‌فهمیدم کی صبح است و کی شب. فقط از روی غذایی که مادرم برایم می‌آورد می‌فهمیدم که الان غذا صبحانه است، پس صبح شده است. کلی درس خواندم، ولی وقتی نتیجه کنکور آمد دیدم که در رشته زبان مشهد قبول شدم. خیلی بهم برخورد. همه چیز را بوسیدم و کنار گذاشتم. همان ایام خواستگار هم زیاد داشتم. ازدواج کردم. سال ۱۳۷۶ بود. چند ماهی که از ازدواجم گذشت با خودم نشستم و دو دوتا کردم و دیدم من هدفم این نبود که بنشینم توی خانه و فعالیتی نداشته باشم. سراغ خیاطی رفتم و مدارک آن را گرفتم، ولی آن‌قدر به خودم اعتماد نداشتم که برای خودم کار کنم. رفتم و در یکی از کارگاه‌های تولیدی، برشکاری انجام می‌دادم. سخت و بی‌فایده بود. برای من جایی برای رشد نداشت.»

با پسرم دانشگاه می‌رفتیم

«برگشتم و ادامه تحصیل دادم. دانشگاه پیام‌نور مشهد رشته کارشناسی صنایع چندبخشی قبول شدم. با پسرم که متولد سال ۱۳۸۹ است دانشگاه می‌رفتم. دخترم که متولد سال ۱۳۸۰ است بزرگ‌تر بود. دو ترم مانده بود که مدرکم را بگیرم که گفتند برای کارورزی باید به کارخانه‌ها بروید و آنجا کار کنید. چون محیط کارخانه‌ها مردانه بود، نرفتم و ادامه ندادم. آن زمان هنوز نمی‌دانستم چه می‌خواهم. رفتم و کلاس‌های آشپزی و شیرینی‌پزی ثبت‌نام کردم. البته به سختی قبولم کردند، ظرفیت کلاس تکمیل بود و اسم من را باکلی درخواست نوشتند. با کلی پیگیری رفتم و آزمون دادم و مدارک این رشته‌ها را گرفتم. حدود سال‌های ۹۵ یا ۹۶ بود که دیگر من به این نتیجه رسیده بودم که این رشته، مورد علاقه من است. البته از همان بچگی من به پخت‌وپز علاقه داشتم. توی انباری خانه پدرم همیشه یک کیسه آرد بود که من با آنها یک چیز‌هایی می‌پختم و همیشه خراب هم می‌کردم.»

آموزش را کنار گذاشتم

«همان سال‌ها پیشنهاد دادند که بروم و چیز‌هایی که یاد گرفته‌ام از آشپزی را در فرهنگ‌سرا‌های مختلف آموزش دهم. آزمونی هم گرفتند که من قبول شدم. رفتم و شروع کردم به آموزش. علاقه داشتم به این کار. سه سال به عنوان مربی برتر شناخته شدم. فرهنگ‌سرا‌های مختلف کلاس داشتم. انقلاب، خادم‌الشریعه، کودک وآینده، غدیر، بهشت و... مدتی هم سلف یکی از فرهنگ‌سرا‌ها دستم بود. انواع غذا‌های رژیمی و غیررژیمی را می‌پختم. خیلی استقبال شد، ولی رفت‌وآمد برایم سخت بود و ادامه ندادم. از طرفی تمام وقتم صرف آموزش می‌شد، ولی از نظر مالی برایم فایده‌ای نداشت. این شد که آموزش را کنار گذاشتم با تمام علاقه‌ای که به آن داشتم. باور کنید سرکلاس‌ها با جسمم نمی‌رفتم، روحم بود که تدریس می‌کرد. هرچه بلد بودم را هم آموزش می‌دادم. مادربزرگ خدابیامرزم همیشه می‌گفت قبل از اینکه این مغز را مور و ملخ بخورد هرچه در آن هست را به دیگران منتقل کن. این بود که هرچه بلد بودم را می‌گفتم. از انواع کیک‌ها گرفته تا فینگر‌ها و کباب‌ها و...»

شروع از خانه

«کلاس و آموزش را کنار گذاشتم و آمدم خانه و کارم را از خانه شروع کردم. یک خانه کوچک داشتیم که در آن سفارش می‌گرفتم و کار می‌کردم. برای صفحه‌ام ویدئو تولید می‌کردم و آموزش‌های رایگان می‌گذاشتم. صفر تا صد مهمانی‌ها را قبول می‌کردم. از انواع دسر و شیرینی گرفته تا شام یا حتی چیدمان سفره عقد و شب یلدا. دو سالی در خانه کار کردم تا اینکه به پیشنهاد همسرم آموزشگاه زدیم و یک فضا برای کارم اجاره کردیم.»

هم نان هم غذا

«چون در ایام آموزش خانم‌های سرپرست خانواده‌ای را دیده بودم که مشکلات مالی زیاد داشتند، کارم را با چند نفری از همین خانم‌ها شروع کردم. به آنها آموزش دادم و مشغول به کار شدند. چند نفری رفتند و برای خودشان کار می‌کنند و چند نفری هم مانده‌اند کنارم. سعی می‌کنم هوای این خانم‌ها را داشته باشم، چون به اندازه کافی در زندگی سختی کشیده‌اند. اینجا درکنار سفارش‌گیری انواع خوراکی‌ها و غذاها، آموزش انواع خوراکی‌ها را هم داریم از سالاد‌ها و انواع نان بگیرید تا سوسیس و کالباس و غذا‌های ملل. برای اینکه سفارش‌دهندگان خاطری جمع داشته باشند از تمام مراحل تولید، عکس و فیلم می‌گیرم و در گروه و کانال می‌گذارم. حتی اگر بخواهند اجازه می‌دهم که بیایند و از نزدیک کار را ببینند. شفاف‌سازی می‌کنم. می‌گویم در کارگاه باز است و هروقت بخواهند می‌توانند بیایند و ببینند. از طرفی هم سعی کرده‌ام با سود کم و قیمت پایین محصول تولید کنم و به فکر جیب مردم باشم.»

خانم بوسعیدی تا کنون به بیش از ۴۵۰۰ نفر خانم هنرش را آموزش داده است که خیلی از آنها اکنون برای خودشان یک پا کارآفرین شده‌اند. خیلی از شاگردان او این عقیده را دارند که تنها چیزی که باعث جذب آنها به کلاس‌ها می‌شود، آموزش‌های جذاب و کامل خانم بوسعیدی نیست، بلکه نکات اخلاقی، روایات و پند‌هایی که در حین آموزش می‌گوید، در زندگی خیلی به کارشان می‌آید. این بانوی هنرمند از سال ۱۳۹۴ که راهش را پیدا کرده، هنرکده جهان را راه انداخته است و با همراهی خانواده‌اش پیش می‌رود.

بستنی پارافه موکا

این بستنی به هم‌زدن زیاد نیاز ندارد.

در روش صنعتی در بستنی پودر ژلاتین ریخته می‌شود، ولی در بستنی خانگی از این ماده استفاده نمی‌کنیم.

این بستی را می‌توان در طعم‌های وانیلی و زعفرانی هم به‌جای نسکافه و کاکائو تهیه کرد.

از خانم بوسعیدی خواستیم برای ما دستور بستنی را بدهد که در خانه بتوانیم آن را درست کنیم و یک حال خوب با بستنی که دستپخت خودمان است به خانواده بدهیم.

مواد لازم

خامه قنادی ۳۵۰ گرم

زرده تخم‌مرغ ۸ عدد

شیر سه چهارم پیمانه

نسکافه و کاکائو هرکدام ۲ قاشق سوپ‌خوری

مغز پرک شده بادام یک دوم پیمانه

شکر یک سوم پیمانه

مغز گردو نگینی شده ۲ یا ۳ قاشق سوپ‌خوری

شکلات چیپس به دلخواه

طرز تهیه

ابتدا زرده‌ها را با شکر مخلوط کرده همراه وانیل آن‌قدر می‌زنیم تا کشدار شود. در ظرفی جداگانه شیر وکاکائو و نسکافه را با همزن دستی مخلوط کرده روی حرارت قرار می‌دهیم. این همان موکاست که نام بستنی را از آن گرفته‌ایم. سپس این سس داغ را کم‌کم روی زرده‌های پف کرده می‌ریزیم و با همزن‌برقی یا دستی خوب می‌زنیم تا مواد یکدست شود. سپس کنار می‌گذاریم تا سرد شود. در انتها خامه قنادی فرم گرفته و گردوی نگین شده را به مواد می‌افزاییم و به روش کراس (با استفاده از همزن دستی طبق عقربه‌های ساعت از ساعت ۱۲ به ۱۲ و سپس از ۱۲ به ۶ می‌کشیم.) مخلوط می‌کنیم و داخل فریزر می‌گذاریم. هر یک ساعت از فریزر خارج کرده و دورگیری می‌کنیم. به این معنی که مواد یخ زده دیواره را به مرکز می‌بریم و دوباره داخل فریزر می‌گذاریم. ۳ تا ۴ بار این کار را تکرار می‌کنیم.

در انتها کف قالبی که مدنظر داریم را نایلون می‌کشیم. پرک بادام و شکلات و چیپس کف قالب می‌ریزیم و مواد نیمه یخ زده بستنی را روی آن می‌ریزیم و به مدت ۲۴ ساعت در فریزر می‌گذاریم. بعد از آن بستنی آماده استفاده است و با هر موادی که بخواهیم مثل شکلات و مغز‌ها آن را می‌توانیم سرو کنیم.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.