به گزارش شهرآرانیوز؛ بیتردید، همراهی و ایستادگی ملت ایران در مقاطع حساس تاریخ معاصر، از نهضت مشروطه و ملیشدن صنعتنفت تا دوران انقلاب ۱۳۵۷، رمز پیروزی، پیشرفت و پایداری این سرزمین بوده است. هویت ملی و عزت ما، مرهون همان اتحاد و همبستگی است که در بحرانها تبلور یافته و در نهایت ملت را سربلند کرده است.
درواقع همراهی و همدلی مردم، اصل و بنیاد خلق هرتحول و دستاورد سترگ در این سرزمین بوده است؛ سرمایهای بیبدیل که در همه نهضتها و بزنگاههای تاریخی، ضامن سربلندی و بقای ایران عزیز شده است. حضور همیشگی مردم در میدانهای سرنوشتساز، چه در مواجهه با استبداد و استعمار، چه هنگام رخدادهای بزرگ اجتماعی و طبیعی، رمز ماندگاری و بالندگی کشورمان بوده است.
در گزارش پیشرو با هدف تأکید برهمین نقطه قوت تاریخی ملت، تلاش کردهایم با اتکا به واقعیات مستند و شواهد تاریخی، فرایند نقشآفرینی ملت را در مقاطع حساس تاریخ معاصر، از نهضت تنباکو تا انقلاب بازگو کنیم؛ باشد که این اسناد الهامبخش، حلقه اتصال اندیشه و عمل نسلها در مسیر تداوم عزت و پیروزی مردم باشد.
نخستین نمونه بارز از این روحیه همبستگی ملی را میتوان در نهضت تنباکو (۱۳۰۹-۱۳۰۸قمری) مشاهده کرد. واگذاری امتیاز تنباکو در سال۱۲۷۰ خورشیدی، یکی از رویدادهایی بود که پس از پایتخت، بیشترین واکنش مردمی را در مشهد به جا گذاشت. شورش پنجروزه مردم مشهد در این دوران در حالی شکل گرفت که شهر بهدلیل برخی عوامل اقتصادی و سیاسی، از ثبات کافی برخوردار نبود.
نخستین واکنش عمومی به اهدای امتیاز تنباکو در مشهد با حرکت چهل تا پنجاه نفر از طلاب مدرسه بالاسر و پایینپای حضرت در اعتراض به ورود کارکنان شرکتِ رژی که ریاستش در آن ایام با «دانیال» نامی بود، آغاز شد و همه شهر را فرا گرفت. در عصر این روز که تاریخنگاران آن را «اول ربیعالاول ۱۳۰۹قمری» نوشتهاند، طلاب در مسیر حرکت خود، به دکاندارانی که حاضر به بستن مغازههای خود نشده بودند، معترض میشوند.
بهدنبال این اتفاق، بیگلربیگی، کلانتر و داروغه مشهد برای سرکوب طلاب، نیروهای خود را به بالاخیابان گسیل میکنند، اما مأموران حکومتی موفق به متفرق کردن طلاب و مردمی که در کنار آنها ایستادگی میکردند، نمیشوند و ادامه این مبارزه با تحصنِ بسیاری از مردم، طلاب و فروشندگان تنباکو در صحن آستانِ مبارک، به حرم کشیده میشود.
خبر به ناصرالدینشاه که میرسد، بیفوتِ وقت، تلگرافی برای فتحعلیخانصاحبدیوان، حاکم وقت خراسان، میفرستد و چنین دستور میدهد: «اگر آنان فورا دنبال کارشان نروند و دست از این مزخرفات نکشند، بایستی همه سوارهنظام و پیادهنظام خراسان را همراه با سواران شجاعالدوله و زعفرانلو به مشهد فراخوانید و تمام شورشیان را بدون استثنا دستگیر کنید. صد نفر از آنان را به توپ بسته و پدرشان را درآورید.»
گرچه تظاهرکنندگان پس از این دستور، بدون نیاز به این اقدامات پراکنده میشوند، اتفاق عجیب دیگری در شهر رخ میدهد؛ تاریخنویسان نوشتهاند: «پس از آن هرکس گرفتار به اعمال قبیحه دیگر از قبیل شُربِ خمر، کشیدن تریاک، چرس، بنگ و دیگر نشئهجات بودند، دست از استعمال کشیدند و دخانیات در شهر منسوخ شد؛ بهطوریکه مستأجرین و مأمورین رژی انگلیس متحیر ماندند و درصدد چاره برآمدند.»
ناصرالدینشاه پس از مقاومت پنجروزه مردم، از سر ناچاری اجرای قرارداد در مشهد را شش ماه به تأخیر میاندازد و بعدها هم اجرای قرارداد در این شهر اجباری نمیشود. در نهضت تنباکو، علمای دینی، تجار و بازرگانان با حمایت گسترده مردم، در برابر امتیاز انحصاری توتون و تنباکو به شرکت انگلیسی رژی ایستادگی کردند و در نهایت با فتوای تاریخی میرزای شیرازی، این امتیاز لغو شد. این حرکت، آغازگر بیداری سیاسی نوین در ایران بود و نشان داد که اراده عمومی ملت توانایی برهمزدن معادلات قدرت را دارد.
دومین خیزش مهم ایرانیان در دوران قاجار، جنبش مشروطه بود که با هدف محدود ساختن قدرت مطلقه شاه و تأسیس حکومتی قانونمحور و مبتنیبر عدالت اجتماعی، در سال۱۳۲۴قمری، ۱۲۸۵خورشیدی به ثمر نشست. موضوع از این قرار است که در فاصله سالهای ۱۲۶۰ تا۱۲۸۵خورشیدی مجموعه حوادثی در مشهد رخ داد که روند تضعیف حکومت استبدادی قاجار و در نتیجه پیروزی مشروطه را بهدنبال داشت؛ گرانی کالا بهویژه گرانی نان از اتفاقات پررنگ ضدیت با حکومت و در نتیجه کمک مشروطه در مشهد بود. بروز خشکسالی و حمله ملخ به مزارع خراسان و در پی آن احتکار گندم، مخصوصا توسط عمال حکومت، زمینهساز اعتراض شد.
مردم مشهد که از این گرانی و احتکار به تنگ آمده بودند و حکومت را عامل اصلی گرانی میدانستند، در سال۱۲۸۴ خورشیدی با بستنشستن در حرممطهررضوی اعتراض خود را علیه حکومت آغاز کردند و بعد با حمله به منزل محتکرانی، چون «معاونالتجار» نظم شهر را بر هم زدند. در نتیجه نیروهای دولتی به دستور آصفالدوله، حاکم خراسان، به مردم حمله کردند و در تعقیب عدهای از همین معترضان وارد صحن حرم شدند؛ انتشار این خبر در شهرهای دیگر موجی از اعتراضات را به راه انداخت.
علاوهبراین، مورد دیگری که موجب ضربهخوردن به پایههای حکومت قاجار در ایران شد، ماجرای فروش دختران قوچانی بود. هجوم ملخ به مزارع، کشاورزان را از پرداخت مالیات ناتوان کرده بود، اما والیان اصرار بر گرفتن مالیات داشتند و آنها را تا سرحدمرگ تحتشکنجه و آزار قرار میدادند. حاکم قوچان به دستور آصفالدوله سیصد دختر قوچانی را در عوض مالیات از آنها گرفت و هردختر را در ازای دوازده من گندم به ترکمانان فروخت. نشرِ این خبر نیز در آستانه مشروطیت نقلِ محافل سیاسی و ادبی ایران شد و بسیار در روزنامههای ضدحکومتی به آن پرداختند و آن را دستمایه مخالفت با حکومت قرار دادند.
این نهضت نیز با مشارکت فعال علما، روشنفکران و اقشار مختلف مردم پیش رفت و به نقطه عطفی در روند دموکراسیخواهی و نوسازی سیاسی ایران تبدیل شد. حضور فعال اقشار مختلف مردم در نهضت مشروطه، همراه با شور و اشتیاق برای مشارکت در اداره کشور و حمایت از دولتها بهمنظور آبادانی و پیشرفت در عرصههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، از جلوههای بارز نقشآفرینی ملت ایران در آن دوران است.
از سوی دیگر، در جریان نقض بیطرفی ایران از سوی روسیه و انگلستان و تجاوز نیروهای آنها به خاک کشور در خلال جنگ جهانی اول، اقشار گوناگون مردم با پیروی از فتاوای جهاد علما، با اعلام آمادگی برای نثار جان و مال خود، در دفاع از استقلال و تمامیت ارضی ایران نقشآفرینی کردند. این اقدامات، جلوهای دیگر از مسئولیتپذیری تاریخی ملت ایران در یکی از مقاطع حساس تاریخ معاصر است.
سومین مرحله از پویش ملت ایران علیه استبداد و استعمار، نهضت ملیشدن صنعت نفت در فاصله سالهای اواخر دهه۱۳۲۰ تا مرداد۱۳۳۲ بود. این نهضت با رهبری آیتا... سیدابوالقاسمکاشانی و دکترمحمدمصدق و همراهی گسترده مردم، به یکی از بارزترین نمونههای اتحاد ملی در برابر سلطه اقتصادی و سیاسی استعمار بدل شد.
مجلس چهاردهم که میتوان آن را شاخصترین مجلس ایران بعد از سقوط قاجاریه تلقی کرد، با تلاشهای نمایندگان و در رأس آنان دکترمحمدمصدق، قانونی را که به «قانون موازنه منفی» معروف شد، به تصویب رساند که دولت ایران را از واگذاری هرگونه امتیازی به بیگانگان تا قبل از اتمام جنگ جهانی دوم منع میکرد. تصویب این قانون، همراه با کوششهای دولت قوامالسلطنه، نهتنها روسها، بلکه سایر رقبا را از فکر دریافت این امتیاز منصرف کرد.
چندی بعد و در مجلس شانزدهم، مصدق و کاشانی در رأس فراکسیون جبههملی در برابرِ دادن امتیازِ نفتی به کشورهای دیگر سخت ایستادگی کردند و خواهان ملیشدن صنعتنفت شدند. رزمآرای نخستوزیر، اما بهجای همگامی با این عده، به خواست آنان واکنش نشان داد و در سخنانی توهینآمیز، ملت ایران را فاقد توانایی لازم برای اداره صنعت نفت دانست، اما نقش تعیینکننده مردم در تظاهرات، اعتصابات، تحریمها و ایستادگی در برابر فشارهای داخلی و خارجی، پیروزیهای اولیه این نهضت را رقم زد.
روزنامه ایران مبارز چاپ مشهد نیز در یکی از شمارههای خود در آذر۱۳۲۹ مردم را اینگونه به مبارزه دعوت کرده است: «صنعت نفت باید ملی شود.ای خراسانی آخر تو هم حرکتی! خراسانی عزیز آیا موقع آن نرسیده که تو هم با سایر شهرستانها همصدا شده و ملیکردن صنعتنفت را از مجلس و دولت بخواهی؟!»
البته بهغیر از رهبران و اعضای احزابی که نماینده احزاب بزرگی، چون حزب ایران، حزب میهن و... در مشهد بودند و در چهارچوب فعالیتها و دستورالعملهای حزب متبوع خود کوشش میکردند، باید از «کانون نشر حقایق اسلام» بهعنوان مهمترین گروه سیاسی و مذهبی مشهد در جریان مبارزه برای ملیشدن صنعت نفت، نام برد. این گروه مذهبی که در نخستین سالهای دهه ۲۰ توسط محمدتقیشریعتیمزینانی با هدف مبارزه با افکار ضددینی و معرفی بهتر اسلام به دانشآموزان و فرهنگیان مشهدی شکل گرفته بود، در ادامه راه، جنبه سیاسی نیز به خود گرفت و تا سالها نماینده روشنفکران ملیمذهبی مشهد شمرده میشد.
سرانجام مبارزات مردم ایران و از آن میان مردم مشهد نتیجه بخشید و بهدنبال تظاهرات بزرگ مردمی که در زمستان ۱۳۲۹ به دعوت مصدق و کاشانی در سراسر کشور برگزار شد، کمیسیون نفت مجلس در ۱۷اسفند پیشنهاد ملیکردن صنعتنفت را تصویب و آن را برای تصویب عمومی به هیئترئیسه مجلس ارجاع داد. مجلس شورای ملی نیز در ۲۴اسفند و مجلس سنا در روز ۲۹اسفند پیشنهاد کمیسیون نفت را به تصویب رساندند.
مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی پس از کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲ همچنان ادامه یافت، اما چهارمین و بزرگترین حرکت ملت ایران علیه استبداد، انقلاب ایران بود که از سال۱۳۴۱خورشیدی آغاز شد و در ۲۲بهمن۱۳۵۷ به پیروزی نهایی رسید. این انقلاب باتکیهبر مشارکت فراگیر مردم از اقشار گوناگون و با شعار استقلال، آزادی و جمهوریاسلامی، ساختار سیاسی کشور را بهطور بنیادین دگرگون کرد.
مشهد نیز در گامهای استوار خود بهسوی پیروزی انقلاب، همیشه محل رخدادهایی بوده است که حکایت از نقش و تأثیر مردم این شهر در مقاطع حساس تاریخ معاصر دارد. تعداد حوادثی که گواه این مهم باشد بسیار است، ولی میتوان از واقعه دستگیری حجتالاسلاموالمسلمین شهیدهاشمینژاد در شب ۲۳ مهر۱۳۴۲ پس از سخنرانی در مسجد فیل بهعنوان نخستین آنها یاد کرد.
به دنبال آن وقایعی، چون برخورد با راهپیمایی زنان مشهد در ۱۷دی۱۳۵۶، حمله به حرممطهر امامرضا (ع) در روز ۲۹آبان سال۱۳۵۷و وقایع دیماه۱۳۵۷ اتفاق میافتدکه سرآمدشان یکشنبه خونین مشهد یا همان ۱۰دی است. از این میان وقایع و کشتارهای ۹و۱۰دی مشهد در هنگامه اعتصاب روزنامههای ایران اتفاق میافتد، اما نوشتههای «ابناحمد» که درواقع نام مستعار «سیداسماعیلآموزگار»، مدیرمسئول و صاحب امتیاز و نویسنده اصلی روزنامه «سفید و سیاه»، است و یک ماه بعد در روزنامه «آفتاب شرق» منتشر شده، بهوضوح مؤید آن است که کشتار یکشنبه خونین مشهد (۱۰دی ۱۳۵۷) بهمراتب از همه کشتارهای رژیم پهلوی خونبارتر است؛ درواقع خونینترین روز انقلاب مشهدی است.
خطبهخوانی آیتا... خامنهای در عاشورا و تاسوعای ۱۳۵۷ اینسال هم از دیگروقایع مهم مشهد است که در جریان آن نام امامخمینی (ره) با نام محمدرضاشاه پهلوی در خطبه جایگزین میشود. ایشان در این خطبهخوانی رو به فرماندار نظامی مشهد و استاندار وقت گفتند: «من نکتهای را از تاریخ انقلاب فرانسه به شما یادآوری میکنم. حاکمان فرانسه در آن زمان انتظار سقوط حکومتشان را نداشتند.
بیست روز پیش از پیروزی انقلاب فرانسه، خیرخواهان، حاکمان را به تسلیم در برابر اراده ملت فراخواندند، اما آنان بر لجاجت و تکبر خود پافشاری کردند. انقلاب برخلاف میل حاکمان پیروز شد. اینک یکیدو ماه بیشتر به پیروزی [ما]نمانده است. من شما را نصیحت میکنم و میگویم که با مردم به نیکی رفتار کنید.»
این خطبه در ارتقای روحیه مردم و ازدیگرسو، تضعیف موقعیت فرمانده نظامی و دیگر مسئولان تأثیر چشمگیری داشت، بهنحویکه بسیاری در مشهد همان شب پیروزی قیام مردم را به یکدیگر تبریک گفتند. در دوره پس از پیروزی انقلاب نیز یکی از نمودهای برجسته سرمایه اجتماعی مشارکت گسترده و داوطلبانه مردم در طرحهای عمرانی و خدماتی از طریق نهاد جهادسازندگی بود؛ ضمن اینکه با آغاز جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق در شهریور۱۳۵۹ نیز این روحیه مشارکت و ایثار وارد مرحلهای نوین شد.
اقشار مختلف مردم، فارغ از گرایشهای فکری، مذهبی و قومی، با حضور در جبهههای نبرد و نثار خون خود، در دفاع از تمامیت ارضی کشور مشارکت کردند. همزمان، در پشتجبهه نیز مردم با ارسال کمکهای نقدی و غیرنقدی و مشارکت در فعالیتهای تدارکاتی پشتیبانی همهجانبه، کشور را در اداره و پیشبرد امور جنگ یاری رساندند.