به گزارش شهرآرانیوز؛ در روزگار فعالی که دسترسی به موسیقی جهان از مسیر پلتفرمهای دیجیتال به آسانی میسر است، موسیقی مقامی خراسان رضوی، با یک چالش همزمان روبهرو شده است. همنشینی با موسیقیهای وارداتی که از قالبهای سریع، مصرفگرا و پرجاذبه بهره میبرند و در عین حال زمینهای برای حفظ هویت قومی و فرهنگی را در معرض تهدید قرار میدهند. این پدیده نه تنها به پرسش درباره اینکه آیا صدای دیرین این خطه همچنان توان پاسخگویی به زبان امروز را دارد ختم میشود، بلکه به معنای آزمونی برای ارادههای نهادی، آموزشی و رسانهای است تا بتوانند گنجینهای کهن را در برابر فراموشی حفظ و در عین حال آن را به شیوهای قابل پذیرش برای نسلهای جدید عرضه کنند.
برخی از پژوهشگران به ویژه در مناطق مرزی و شهری این استان هشدار میدهند که بیتوجهی به موسیقی مقامی میتواند به شکاف عمیق میان نسلها تبدیل شود. در بسیاری از شهرها سازهای محلی مانند دف، نی و دوتار همچنان صدای روایتهای بومی زندگی روزمره، آیینهای محلی و روایتهای تاریخی محلهها را حفظ کردهاند، اما این صداها با ورود و گریز موسیقیهای غربی و ترندهای پاپ که با سرعت از طریق شبکههای اجتماعی منتقل میشوند، به خطر افتادهاند. از نگاه ناظران فرهنگی، این وضعیت صرفاً نبود موسیقی نیست؛ بلکه کاهش ظرفیت ارتباط این موسیقی با زبان امروز، کاهش انگیزه جوانان برای یادگیری سازهای محلی و کاهش حضور آن در فضاهای آموزشی، رویدادهای عمومی و پلتفرمهای فرهنگی است.
این وضعیت، در عین حال، میتواند فرصتهایی نیز به همراه آورد. تعادل بین حفظ اصالت و پذیرش نوآوری، امکان ایجاد همکاریهای منسجم میان مدارس، دانشگاهها، هنرمندان محلی و پلتفرمهای رسانهای را فراهم میکند تا موسیقی مقامی به صورت پویا و روزمره در زندگی جوانان حضور یابد.
پژوهشگران پیشنهاد میکنند آموزشهای موسیقی سنتی با رویکردی روشن به تاریخچه سازها و ارتباط آنها با زندگی محلی تقویت شود، پروژههای ضبط و آرشیو از آواها و نغمات محلی گسترش یابد و فضاهای اجرایی عمومی و آموزشی برای ارائه کارهای تازه و گسترش گردشگری فرهنگی ایجاد شود. همچنین، باید به سازوکارهای حمایتی اقتصادی برای هنرمندان محلی توجه شود تا فعالان این عرصه بتوانند با استمرار بیشتری به کار خود ادامه دهند.
یک پژوهشگر موسیقی مقامی، بر این باور است که این بیتوجهی نه تنها یک نقصان فرهنگی، بلکه یک تهدید جدی برای تداوم هویت موسیقایی ایران محسوب میشود.
حسن عابدینی، در گفتوگو با ایسنا گفت: گرایش روزافزون جوانان به ژانرهای موسیقی غربی و پاپ، خلأ ناشی از عدم دسترسی و درک صحیح از غنای موسیقی بومی را پر کرده و این امر، بیش از هر چیز، ناشی از کمکاری ساختاری در معرفی این گنجینه عظیم است.
وی خاطرنشان کرد: موسیقی مقامی، به ویژه در مناطقی، چون خراسان رضوی، کانون اصلی اصالت و بیان عمیقترین احساسات جمعی بوده است. در شهرهایی مانند تربتجام و کاشمر، موسیقی مقامی نه صرفاً یک سرگرمی، بلکه یک شیوه زندگی، یک سند تاریخی و آیینهای از جهانبینی مردم منطقه است. مقامها و نغمههایی که نسل به نسل منتقل شدهاند، حامل قصههای شاهنامه، اشعار عرفانی و حماسههای محلیاند.
عابدینی تأکید کرد: این موسیقی، برخلاف تصور رایج، کاملاً پویا و دارای ظرفیتهای عظیمی برای ارتباط با مخاطب امروزی است، اما این پویایی نیازمند حمایت و بسترسازی مدرن است.
وی یادآور شد: موسیقی مقامی خراسان، با آن پرده گردانیهای پیچیده و ضربآهنگهای خاص خود، در مقایسه با فرمهای سادهتر و دمدستتر موسیقی غربی، نیازمند صبر و درک عمیقتری است که متأسفانه در فضای فرهنگی شتابزده کنونی، این صبر رخت بربسته است.
بزرگترین چالش در این میان، شکاف نسلهاست. جوان امروز که در معرض حجم بیسابقهای از تولیدات رسانهای جهانی قرار دارد، به طور طبیعی به سمت آنچه سریعتر، پرسروصداتر و به ظاهر هیجانانگیزتر است، متمایل میشود.
این پژوهشگر موسیقی مقامی، این مسئله را ناشی از یک فقر آموزشی دانست و گفت: موسیقی مقامی در مدارس و مراکز فرهنگی، به جای معرفی به عنوان یک هنر پیچیده و درخور ستایش، صرفاً به عنوان یک محتوای سنتی و آرشیوی مطرح شده است.
وی با اشاره به اینکه این رویکرد، جذابیت لازم برای جذب قشر پویا و نوگرا را ندارد، گفت: بسیاری از جوانان از ساختار چندلایه و رازآلود موسیقی مقامی هراسان یا ناآگاهاند؛ آنها سازهایی مانند دوتار یا سرنا و دهل را تنها به عنوان ابزارهای نمایشی یا موزههایی از گذشته میشناسند، نه به عنوان ابزارهایی برای بیان معاصر.
عابدینی به نقش محوری موسیقی مقامی در منطقهای مانند تربتجام اشاره و اظهار کرد: موسیقی این منطقه پیوند عمیقی با فرهنگ صوفیانه و آیینهای خانقاهی دارد؛ این محتوای عمیق، در جهانی که به دنبال مصرف سریع فرهنگی است، به حاشیه رانده میشود.
وی معتقد است: اگر موسیقی مقامی تنها در چارچوب برنامههای موزه محور باقی بماند و نتواند زبان امروزی خود را بیابد، به تدریج به نوایی صرفاً تاریخی تبدیل خواهد شد که تنها در محافل تخصصی به آن پرداخته میشود و از بطن جامعه رخت بر خواهد بست.
برای مقابله با این گرایش، راهکارهایی بنیادین باید اتخاذ شود که از سطح آموزش فراتر میرود. موسیقی مقامی باید در معرض دید و شنیدن مستقیم نسل جوان قرار گیرد، اما این قرارگیری باید هوشمندانه باشد.
یک خواننده موسیقی مقامی گفت: تقلید کورکورانه از فرمهای غربی راه حل نیست، بلکه ادغام ظریف محتوای غنی مقامی با تنظیمها و فضاهای شنیداری مدرن، میتواند پلی میان سنت و جوانی برقرار سازد.
حسین رضایی افزود: اساتید موسیقی مقامی، بهجای انزوا باید وارد عرصه تولید محتوای دیجیتال شوند و از ابزارهای نوین برای ثبت، تدوین و انتشار آثارشان استفاده کنند.
وی اظهار کرد: انتشار آثار با کیفیت بالا، مستندسازی حرفهای اجراهای اساتید پیشکسوت و ایجاد پلتفرمهای اختصاصی که ریشهها و تکنیکهای این موسیقی را به زبانی قابل فهم برای جوانان آموزش دهند، ضروری است.
این خواننده موسیقی مقامی تأکید کرد: همچنین، باید زمینههایی فراهم شود تا اجرای موسیقی مقامی از انحصار مجالس سنتی خارج شده و در سالنهای کنسرت مدرن، با احترام به اصالتشان، به نمایش درآیند.
وی خاطرنشان کرد: در دیگر کشورها، موسیقی فولکلوریک به موتور محرکه هویت ملی و صادرات فرهنگی تبدیل شده است، اما در ایران، موسیقی مقامی به دلیل نگاه صرفاً پژوهشی، از تزریق خون تازه محروم مانده است.
رضایی با بیان اینکه موسیقی مقامی خراسان نه به عنوان یک یادگار تاریخی، بلکه باید به عنوان یک نیروی فعال و زنده در صحنه موسیقی ملی معرفی شود، افزود: فراموش کردن این ریشهها، به معنای پذیرش یک هویت موسیقایی نصفه و نیمه و در نهایت، واگذاری میدان به هر آنچه از خارج مرزها میرسد، است.
وی تأکید کرد: موسیقی مقامی، اگر درست معرفی شود، دارای آن عمق عرفانی و زیباییشناختی است که هیچ فرم غربی نمیتواند جایگزین آن شود؛ مسئله تنها در نحوه ارائه است، نه در ذات محتوا. این میراث، شایسته توجه و سرمایهگذاری فرهنگی است تا نسل آینده، به جای مهاجرت به نغمههای بیگانه، بار دیگر با افتخار به اصالت خود بازگردد.
این خوانند موسیقی مقامی آینده موسیقی مقامی را در گرو همین آشتی میان اصالت و نوگرایی آگاهانه دانست و اظهار کرد: باید دوباره با ملودیهای ریشهدار که با تاریخ و احساس مردم پیوند خوردهاند آشنا شویم.
موسیقی مقامی خراسان رضوی با غنای دستگاهی و تنوع صداییاش پتانسیل بالایی برای جذب مخاطب جوان دارد، مشروط بر اینکه بسترهای لازم برای ارائه مدرن و جذاب آن فراهم شود، بدون آنکه اصالت ذاتیاش خدشهدار گردد.
یکی از پژوهشگران موسیقی مقامی گفت: نباید اجازه داد هجوم فرهنگی، خرده فرهنگهای موسیقیایی ما را به حاشیه ببرد و صرفاً به عنوان یک یادگار موزهای تلقی شوند.
رضا یوسفی از مسئولان فرهنگی درخواست کرد: بودجههای مشخصی را صرف مستندسازی دقیق نوازندگان باقیمانده در مناطق دورافتاده کنند و یک شبکه آموزشی فعال برای تربیت نسل بعدی نوازندگان دوتار و خوانندگان این سبک به وجود آورند. البته این روند نیازمند تلاش جمعی است، اما سکوت نهادهای متولی، وضعیت فعلی را به سمت یک فاجعه فرهنگی پیش میبرد که جبران آن در آینده تقریباً ناممکن خواهد بود. ادامه این روند به معنای پذیرش یکسانسازی فرهنگی و از دست دادن تنوع صوتی است که خراسان را در نقشه موسیقی جهان متمایز ساخته است.
این پژوهشگر موسیقی مقامی بیان کرد: موسیقی مقامی، به عنوان قلب تپنده موسیقی بومی، شایسته توجهی بیش از آنچه اکنون دریافت میکند، است تا بتواند در برابر امواج جهانی شدن، ایستادگی کند و اصالت خود را حفظ کند.
وی تأکید کرد: مقاومت در برابر نفوذ موسیقی غربی، با حذف آن میسر نیست، بلکه با تقویت محتوای داخلی و ارائه ابزارهای لازم برای لذت بردن جوانان از غنای موسیقی بومی امکانپذیر خواهد بود.
یوسفی افزود: البته این امر نیازمند یک بازنگری ساختاری در اولویتبندیهای حوزه هنر موسیقی کشور است تا اطمینان حاصل شود که موسیقیهای محلی، به ویژه در خراسان که مرکزیت تاریخی دارند، در صدر توجه قرار گیرند.
وی خاطرنشان کرد: موسیقی محلی خراسان رضوی صرفاً یک ژانر نیست، بلکه یک سند تاریخی زنده است که باید با تمام توان از آن محافظت کرد. این سند تاریخی در حال فرسایش است و جامعه هنری و فرهنگی باید فوراً به این هشدار جدی پاسخ دهد تا این گنجینه فرهنگی برای آیندگان به میراثی ملموس تبدیل شود.
وی تأکید کرد: حمایت از هنرمندانی که هنوز نفس این موسیقی را زنده نگه داشتهاند، باید اولویت نخست متولیان فرهنگی باشد تا بتوانند انتقال دانش و هنر خود را به درستی مدیریت کنند. عدم توجه به این بخش از موسیقی ملی، به منزله کوتاهی در حفظ بخشی از هویت ملی ایران در برابر هجمههای فرهنگی است.
میراث گرانبهای موسیقی مقامی خراسان رضوی، میراثی که با خون دل هنرمندانی، چون عثمان محمدپرست، محمدحسین یگانه، حاج قربان سلیمانی، استاد پورعطایی، استاد شریفزاده و استاد سمندری و بسیاری دیگر شکل گرفته است، امروز در معرض یک خطر خاموش قرار دارد؛ فراموشی عامدانه. در حالی که نغمههای اصیل، آوای هویت ما هستند، اگر مدیران و متولیان امر، گامهای عملی برای حفاظت از این زحمات برندارند، سکوت در برابر جریانهای نفوذی، به معنای اجازه دادن به هدر رفتن سرمایهای است که هرگز قابل جایگزینی نخواهد بود.
حفظ و احیاء این میراث صوتی نیازمند مشارکت تمامی بخشهای علمی، آموزشی، فرهنگی و اجرایی است تا بتواند به عنوان نیرویی زنده در دوران معاصر باقی بماند و نسلهای آینده با ارتباطی عمیق با ریشههای خود به هویت فرهنگیشان پایدار بازگردند. این امر مستلزم ظرفیتسازی در سطح ملی و محلی است تا از نابودی تدریجی این گنجینه جلوگیری شود و موسیقی مقامی به عنوان نقشی فعال در فرهنگ و هویت ملی ایران باقی بماند.
حفظ موسیقی مقامی، نه تنها مسئولیت فرهنگی بلکه مسئولیت اخلاقی جامعه است. با نگاه به آینده، ضروری است که سیاستگذاران، آموزشدهندگان و هنرمندان با هم شوند تا این گنجینه فرهنگی را به نسلهای بعد منتقل کنند. در غیر این صورت، خطر از دست رفتن عناصر کلیدی هویت ملی و تاریخی با هر فوت استاد موسیقی مقامی، تشدید خواهد شد و آرشیو صوتی کشور دیگر قابل بازگرداندن نخواهد بود.
این موضوع بیش از هر چیز نیازمند اقدامهای عملی، منابع پایدار و اراده سیاسی برای حفظ و توسعه موسیقی مقامی است تا میراث صوتی ایران، به شکل زنده و پویا، در زندگی روزمره اجتماعی-فرهنگی مردم جای گیرد. ادامه این روند به معنای تعمیم و تثبیت یکسانسازی فرهنگی است که تنوع صوتی ایران را کاهش میدهد و در نتیجه، ایران را از نظر موسیقایی کمتر متمایز میکند.
بنابراین، اقداماتی مانند تشکیل کارگاهها، تدوین برنامههای آموزشی و تخصیص بودجههای حمایتی باید در اولویت قرار گیرند تا آیندهای روشن و پرتوان برای موسیقی مقامی در ایران رقم زده شود.
منبع: ایسنا