به گزارش شهرآرانیوز؛ هنر مرمت و مرمتگری از آن جهت حائز اهمیت است که مُهر ماندگاری اصولی را بر پیکر آثار بهجامانده از گذشتگان مینهد. با این حال، بهگفته کارشناسان این حوزه، جولان نیروی فعال غیرمتخصص در سالهای اخیر، در کنار کمبود مرمتگران تحصیلکرده در مشهد، بلای جان آثار تاریخی این شهر و استان شده است.
وجود ابنیه تاریخی متعدد در مشهد، شامل؛ مساجد، مدارس علمیه، خانههای تاریخی و مصلاها، بهانهای شد تا گفتوگویی با دو باستانشناس و مرمتگر برجسته مشهدی ترتیب دهیم تا از ظرفیتهای موجود و دغدغههای فعلی در حوزه مرمت سخن بگویند.
رجبعلی لباف خانیکی، پژوهشگر و باستان شناس، درباره فلسفه وجودی بناها و آثار تاریخی در مشهد و استان بیان کرد: هزاران سال پیش اجداد ما در این سرزمین زندگی و پایههای اندیشه، تمدن و فرهنگ را ایجاد کردند و آثاری از خود به جا گذاشتند که این آثار عمدتا همین بناهای تاریخی هستند که هرکدام از آنها نه فقط به دلیل فضای فیزیکی، بلکه به لحاظ معنوی برای ما بسیار با ارزش هستند و دربرگیرنده انواع فنون و نوآوری است که میتوانیم با مطالعه این آثار به جامانده به بنیههای فکری، علمی و هویتی خودمان پی ببریم.
وی با بیان اینکه در طول تاریخ، طبیعت هم تأثیر خود را گذاشته است اظهار کرد: در طبیعت قدرتهایی است که بعضی از این قدرت ها، تأثیر آفرینندگی و بعضی تخریبی دارند؛ از جمله تأثیر تخریبی طبیعت مسائلی مثل زلزله، سیل و مهمتر از آن جاذبه زمین است؛ جاذبه زمین باعث میشود به مرور زمان مصالح و بدنه دیوارها که به مرکز زمین گرایش دارند، سقوط کنند و باعث فرسایش بناها شوند.
این باستان شناس در پاسخ به اهمیت حفظ آثار تاریخی و باستانی در دوران معاصر بیان کرد: یک بنا و اثر تاریخی تا وقتی میتواند به ما اطلاعات دهد و موجودیت داشته باشد که بتوانیم آنها را مطالعه، مشاهده و پژوهش کنیم. درنتیجه باید با چنگ و دندان این آثار ماندگار بمانند. این ضرورت حفظ، موجب میشود دستگاههایی از جنس دانشگاهها برای تربیت نیروی متخصص و مراکز پژوهشی برای حفظ بناها و آثار تاریخی نیاز باشد.
دکتر لباف خانیکی، با اشاره به اهمیت تاریخی منطقه توس، اظهار کرد: منطقه توس یکی از مراکز باستانی و کهن ایران است که سابقا جزو ناحیه دوازده گانه نیشابور محسوب میشد. کهنترین ابزارهای کشف شده استان، در همین محدوده و در مجاورت کشف رود یافت شدهاند.
پس از آن نیز، آثار متعددی شامل غارها، تپهها و بناهای تاریخی در سرتاسر این منطقه پراکنده است. شهر مشهد که در گذشته با نام نوغان شناخته میشد و گاهی به آن توس نیز اطلاق میگردید، دارای آثار تاریخی باستانی فراوانی است که از جنبههای گوناگون، شایان مطالعه و اهمیت فراوان هستند.
لباف خانیکی ادامه داد: مجموعه بسیار نفیس و عظیمی تحت عنوان حرم مطهر رضوی که از اوایل قرن سوم هجری در مشهد شکل گرفته است، خود به منزله یک موزه و مجموعه نفیس فرهنگی، معماری، صنایع دستی، نگارگری و... بسیار ارزشمند است. از قرن سوم هجری به بعد در مشهد حول محور امام رضا (ع)، تأسیسات و بناهایی ایجاد شده که بعضی از این آثار در مشهد و در اطراف همچنان یافت میشوند.
وی با اشاره به جاذبه حرم مطهررضوی یادآور شد: این جاذبه باعث شده زائران از سرتاسر ایران و جهان به سمت زیارتگاه امام رضا (ع) بیایند. این حضور باعث شکل گیری تأسیساتی از جمله راههای منتهی به مشهد شد که در ادامه کاوشها ایجاد کاروان سراها در مسیر مشهد مانند رباط طرق هم درخور توجه است، البته به دنبال تعریض خیابانها و دیگر تغییرات، کاروان سراهای متعدد دیگری به مرور از بین رفتهاند.
این باستان شناس و پژوهشگر با اشاره به دیگر آثار تاریخی این منطقه اظهار کرد: وجود مدارس علمیه، مساجد و مصلاها در کنار حضور شخصیتهای مهم در این شهر که اکنون آرامگاه آنها جاذبه تاریخی محسوب میشود از دیگر آثار ماندگار گذشتگان است. درکنار آن، خانههای تاریخی متعدد حول حرم مطهررضوی وجود دارد که متأسفانه به دلیل بی توجهی، تعداد کمی از آنها باقی مانده است، البته این تعداد کم نیز در معرض آسیب هستند.
لباف خانیکی اضافه کرد: صرف نظر از کارکرد این آثار آنچه که در همه اینها مشترک است، روحی است که در آنها دمیده شده است که این روح، تجلی دهنده و بازگوکننده نبوغ فرهنگی، هنری و معماری ایران است. ما اگر ادعای ایرانی بودن و مشهدی بودن میکنیم، واجب عینی است که از بناهای تاریخی مراقبت کنیم. چون تنها این بناها هستند که در عصر معاصر که به عبارتی دهکده جهانی است اصالت ایرانی بودن ما را حفظ خواهند کرد. مسلما باید حفظ داشتهها و نمادهای فرهنگی را در اولویت قرار دهیم.
وی با اشاره به اینکه حفظ نمادهای فرهنگی منحصر به معماری نیست افزود: در کنار آن حفظ میراث فرهنگی ناملموس از جمله آداب و رسوم، آیین ها، اعتقادات، زبان و گویش اهمیت دارد؛ زبان فارسی و خط فارسی ما به عنوان نمادهای هویتی ما به مراقبت و ترویج نیاز دارد.
لباف خانیکی ادامه داد: هر کدام از ما در کف خانه اش، بهشتی به نام فرش دست باف نقش بسته است. قطعا داشتن میراثهای این چنینی برای تک تک ما ایرانیها باعث افتخار و مسرت است. وجود شاعران و دانشمندان بزرگی در این آب و خاک که دیگر کشورها سعی بر به ثبت رساندن و مصادره این بزرگان برای خودشان دارند، یک ظرفیت غنی فرهنگی است که باید از آنها مراقبت کنیم.
وی با بیان اینکه حفظ میراث فرهنگی ناملموس ما هیچ فرقی با مرمت آثار تاریخی ندارد، افزود: تک تک ما در ابعاد زندگی و شغلی که داریم میتوانیم یک مرمتگر باشیم. هنرمند به یک شکل، نویسنده، رسانه و خبرنگار به اشکال دیگر میتوانند در حفظ آثار معنوی و ملموس ما نقش داشته باشند.
هدایت گواهی، دیگر متخصص مرمت بنای تاریخی در مشهد نیز درباره ضرورت وجود رشته مرمتگری در دانشگاههای استان و نبود نیروی متخصص اظهار کرد: بعضی از دانشگاهها در استان در مقاطع پایین این رشته را تدریس میکنند، اما متأسفانه در مدارج بالاتر امکان تحصیل وجود ندارد. برای استان و شهری مثل مشهد که از نظر بناهای تاریخی غنی است، این نیاز وجود دارد که دانشگاهی هم تراز دانشگاه اصفهان و تهران برای این رشته ایجاد شود.
این مرمتگر در ادامه بیان کرد: این واقعیت است که برای جذب علاقهمندان به این حوزه باید به این هنر نگاه درآمدی هم داشت. در یک دهه گذشته از لحاظ اقتصادی رشته مرمت آثار باستانی برای شغل گزینه مناسبی نبود. خوشبختانه اکنون با فعالیت مدنی و آگاهی رسانی که انجام شد و اتفاقاتی که برای بافت تاریخی مشهد رخ داد و به تبع آن تصمیمهایی که هر چند دیر برای مشهد گرفته شد، اکنون کمی شرایط نسبت به دهه گذشته تغییر کرده و تمایل مالکان هم به موازات آن برای مرمت بناهایشان بیشتر شده است.
گواهی با تأکید بر معضلی به نام نیروی فعال غیرمتخصص در مرمت آثار تاریخی شهر بیان کرد: در کنار معضل حفظ بنای تاریخی و مرمت آن، که درگذشته داشتیم، اکنون ما با افزایش توجه به بناهای تاریخی روبه رو هستیم که یک روی دیگر آن وجود مرمتگران فعال غیرمتخصص در این حوزه است.
وی بیان کرد: تب مرمت توسط افراد بی تخصص به مد روز تبدیل شده است که در بستر فضای مجازی با یک نگاه غیرکارشناسی اظهارنظر میکنند و به عبارتی متخصص و بلاگر میراث فرهنگی شدند. جای تعجب است که این افراد به واسطه معروفیتی که پیدا کردند، دعوت به پروژه میشوند که مسلما به دلیل نبود تجربه و تخصص کافی، مرمت بنا با تخریبی غیرقابل جبران، بی نتیجه باقی میماند.
این متخصص مرمت بناهای تاریخی در مشهد اضافه کرد: وقتی به بنای تاریخی آسیبی وارد میشود دیگر جبران پذیر نیست و خود یک مصیبت بزرگ است. برای مثال خانه «پریشانی» به دلیل نبود متخصص ضربه خورده و جبران شدنی هم نیست.
وی با بیان اینکه دغدغهمند بودن یک چیز است، اما اینکه سوار بر جریان موردتوجه مردم شدن چیز دیگری است، گفت: اکنون با موجی روبه رو هستیم که روی مثبتی دارد و آن توجه به آثار تاریخی است، اما بخش منفی آن نگاه غیرکارشناسانه به این بناهاست. با توجه به ظرفیت بالای میراث فرهنگی خراسان بزرگ، قطعا این منطقه نیازمند وجود دانشگاه قدری است که تأثیرات خوبی بر حفظ هویت شهر ایجاد کند.
گواهی در پاسخ به این سؤال که تغییر کاربری خانههای تاریخی که در چند سال گذشته بیشتر در مشهد به چشم میخورد آیا اقدام مثبتی است یا نه؟ اظهار کرد: نمیشود نگاه منفی به این موضوع داشت به شرطی که درست اجرا شود. ما از آن دوره گذر کردیم که به این بناها نگاه موزهای داشته باشیم، این برخورد نادرستی با بناست. باید نگاهی ایجاد شود که این بناها هنوز قابلیت استفاده در زندگی معاصر را دارند و میتوانند با زندگی ما وفق پیدا کنند که امتیاز مثبتی برای بنای تاریخی است.