به گزارش شهرآرانیوز، در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، آثار در ژانرهای متنوعی ارائه شدهاند؛ فیلمهای پلیسی، اجتماعی، سیاسی، دفاع مقدس و جنایی از جمله آثاری هستند که در این رویداد ملی حضور پیدا کردهاند.
در میان این تنوع داستانی، برخی از آثار با توجه به سوژههای داستانیشان بیش از سایرین مورداستقبال قرار گرفتهاند؛ به عنوان مثال فیلم «غوطهور» که به کارگردانی جواد حکمی و تهیهکنندگی سیدمحمدحسین هاشمی گلپایگانی و سعید پروینی، به عنوان یکی از نفسگیرترین آثار جشنواره فجر ۱۴۰۴ از آن یاد میشود.
پس از اولین اکران این فیلم سینمایی در تهران، واکنشهای بسیاری درمورد فیلمنامه و سیر این داستان در فضای مجازی منتشر شد. نقدهایی که برخی از آنها «غوطهور» را یکی از آثار مستعد برای دریافت جایزه سیمرغ دانستند و برخی دیگر هم با ابراز نارضایتی، جایگاه آن را کمتر از حضور در این جشنواره ملی خواندند.
این فیلم با کارگردانی یک طلبه که برای نخستین بار سراغ ساخت فیلم بلند رفته است، روایتی پرالتهاب را از یک پرونده جنایی هولناک با ایجاد تعلیق، هیجان و پرداختن به ابعاد روانشناختی روایت میکند. این داستان با محوریت انحرافات رفتاری، اخلاقی و تمایلات جنسی، تمرکز خود را بر تبعات ویرانگر آن گذاشته است.
برخی از منتقدین سینما که در اولین اکران این فیلم حضور داشتهاند، درباره آن میگویند: «غوطهور» بیشتر از اینکه یک اثر سینمایی کامل برای مخاطب باشد، شبیه به ایده یک فیلم کوتاه است که فراز و فرود چندانی هم ندارد و بسیار زودتر از آن که تیتراژ به پرده بیاید، در ذهن تماشاگر پروندهاش بسته میشود.
برخی دیگر از منتقدان بیان کردند: این فیلم حتی آنقدر کشش نداشت که بتواند مخاطب را با خود همراه کند و با به تصویر کشیدن سکانسهای پراکنده و گاهاً بیارتباط با یکدیگر، بیش از آنکه مخاطب را به ادامه تماشا ترغیب کند، به کلافگی میکشاند.
به عقیده چندی دیگر از تماشگران این فیلم، موارد اضافهای نیز در غوطهور وجود دارد که نه تنها به پیشبرد داستان کمکی نمیکند، بلکه اصل ماجرا را هم به حاشیه میبرد. علاوه بر آن، صحنههای جنایی هم به خوبی ساماندهی نشدند و در برخی سکانسها مانند شوخی به نظر میرسند.
برخی دیگر هم کارگردان را هنوز دور از اصول سینمای بلند میدانند و عقیده دارند جواد حکمی هنوز با جهان فیلم بلند سازگار نشده است.
از طرفی دیگر، انتقادهای بسیاری هم به بازیگران این اثر وارد شد؛ به طوری که علاوه بر نقصهای فیلمنامه، هنرمندان هم نتوانستند با حربههای بازیگری حس همذاتپنداری مخاطبان را با داستان جریحهدار کنند.
انتخاب سوژه داستان با وجود گذشت از سالهایی که این مسئله با تب و تاب بسیاری در کشور همراه بود، عامل دیگری است تا مخاطب امروز نتواند با داستان ارتباط مؤثری برقرار کند. شاید اگر این سوژه سالها پیش بر پرده سینما میآمد، با موفقیت و استقبال بیشتری مواجه میشد، اما در شرایط کنونی که مردم دغدغههایی فراتر از سوژه این داستان دارند، کارگردان میتوانست روایت دیگری را برای ارتباط با مخاطب انتخاب کند.
شاید انتخاب این سوژه و نحوه پرداخت به آن، تلاشی ابتدایی برای برند شدن در سینمای امروز ایران باشد که کمتر از آنچه باید به مخاطب اندیشیده است. با این حال باید دید پس از اکران گستردهتر این فیلم، چه تحلیلها و انتقادهایی درباره داستان آن ذکر خواهد شد.