صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

درباره بارداری و سقط در دوران عقد | سقط‌جنین به بهانه سنت‌های منسوخ

  • کد خبر: ۳۹۰۱۳۱
  • ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۳۴
روایتی از رویکرد جامعه درباره بارداری در دوران عقد که گاه به سقط جنین یا طرد زوج‌ها از سوی خانواده ختم می‌شود.

به گزارش شهرآرانیوز؛ تابه‌حال حتما برایتان پیش آمده است که درباره یک موضوع در شرایط متفاوت، واکنش‌های مختلفی داشته باشید؛ البته گاهی باور‌های سنتی، خرافی یا حتی شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه نیز بر آن اثرگذار است. مصداق عینی این موضوع در حوزه «فرزندآوری» است؛ خانواده‌های همه عروس و داماد‌های جوان از شنیدن اینکه قرار است نوه‌دار شوند، قند در دلشان آب می‌شود و شوق و ذوق دارند، اما اگر همین خبر را یک تازه‌عروس و داماد که هنوز دوران عقدشان به پایان نرسیده است به خانواده‌های خود بدهند، ممکن است واکنش‌ها منفی باشد و حتی پیشنهاد سقط جنین را به آنها بدهند یا طردشان کنند، فقط به‌دلیل اینکه باور‌های سنتی، باردار شدن در دوران عقد را نفی کرده است. اما در شرایطی که نرخ باروری در کشور کاهش چشمگیری یافته و در آستانه سقوط به سیاه‌چاله جمعیتی است، وقت آن است که خانواده‌ها در این باور‌ها تجدیدنظر کنند.

مشتی نمونه خروار

از همان ابتدا هم ازدواجشان به راحتی سر نگرفت؛ یکدیگر را دوست داشتند و باور و هدفشان یکی بود. اما خانواده داماد راضی به این وصلت نمی‌شدند؛ زیرا به نظرشان با خانواده عروس هم سطح نبودند. از داماد اصرار و از خانواده او انکار، اما درنهایت وقتی خانواده داماد متوجه شدند که مسعود پسرشان به غیر از این دختر حاضر به ازدواج با دختر دیگری نیست، به خواسته او تن دادند و مراسم عقد هر طور که بود، با بهانه گیری‌ها و سگرمه‌های درهم کشیده مادر داماد برگزار شد.

خواست خدا بود که همان ابتدای دوران عقد، سمانه باردار شود. ازآنجاکه هنوز از طول دوران عقدشان چند ماه هم نگذشته بود، با پیشینه ذهنی که از باور‌های والدینشان داشتند، نگران بودند که چطور این خبر را به گوش خانواده‌ها برسانند، اما از سوی دیگر خبری هم نبود که بتوان آن را پنهان کرد. سرانجام دل را به دریا زدند و موضوع را به خانواده‌ها گفتند. خوشبختانه خانواده سمانه برخورد خوبی نشان دادند، اما خانواده مسعود ازآنجاکه دلشان هم به این ازدواج راضی نبود، اصلا واکنش خوبی نشان ندادند: «یا بچه را سقط کنید یا زنت را طلاق بده!»

باورش سخت است، اما این جمله‌ای بود که خانواده مسعود بعد از اینکه خبر پدرشدنش را شنیدند، به او گفتند. مسعود هم ازآنجاکه هیچ منطقی پشت صحبت خانواده اش ندید، این موضوع را قبول نکرد و خانواده مسعود، او و همسرش را طرد کردند. مسعود فکر می‎کرد کمی که بگذرد، آتش این خشم فروکش می‌کند، اما این طور نبود. او‌ می‌گوید: بعد از به دنیا آمدن فرزندم، تصمیم گرفتم به دیدن پدر و مادرم بروم. خیال می‌کردم وقتی نوه شان را ببینند، دلشان نرم می‌شود. اما آن‌ها من را به خانه شان راه ندادند.

توقع مالی زیاد و یک سقط غیرقانونی

علی و فریبا اوایل امسال عقد کردند و برعکس خانواده مسعود، به خوبی و خوشی این وصلت سر گرفت. خانواده‌ها بازه زمانی حدود یک سال را برای دوران عقد تعیین کرده بودند، اما فریبا در همان شش ماهه اول، باردار شد و شرایط مالی همسرش طوری نبود که بتوانند به سرعت تمام لوازم زندگی و خانه را فراهم کنند تا آن‌ها به سر خانه وزندگی شان بروند.

مادر علی می‌گوید: پسرم مسافرکشی می‌کند و در این وضعیت اقتصادی، واقعا آن قدر درآمد نداشت که بتواند به سرعت لوازم تهیه کند؛ خانواده عروس هم هشت تکه لوازم نقدی از ما خواسته بودند که تأمین کردن آن واقعا سخت بود، ضمن اینکه ما هم اوضاع مالی آن چنانی نداریم که بتوانیم به آن‌ها کمک کنیم. مادر عروسم اصرار کرد که بچه را سقط کنند؛ من گفتم سقط گناه است؛ بیایید کمی آسان‌تر بگیریم تا این دو جوان سر خانه وزندگی شان بروند، اما قبول نکردند.

فریبا هفده ساله است و خودش هم آن قدر ذهنش بابت این موضوع به هم ریخته است که قدرت اقناع مادر و پدرش را ندارد. مادر او،  اما تأکید می‌کند که اگر بچه را سقط نکنند، از دامادش شکایت می‌کند؛ زیرا خانه و لوازم زندگی را تأمین نکرده است تا بتواند دخترش را به خانه بخت ببرد. درنهایت اصرار مادر بی نتیجه نماند و متأسفانه زمانی که فریبا بچه اش را سه ماهه باردار بود، سقط به صورت غیرقانونی انجام شد.

تصمیم به سقط به اصرار مادر

پریسا، مصداق بعدی گزارش ماست که از اهالی یکی از شهرستان‌های اطراف خراسان رضوی است. او در پانزده سالگی، همسر مردی می‌شود که هشت سال از خودش بزرگ‌تر بوده، اما خانواده‌ای نداشته است. طول دوران عقدشان به یک سال ونیم می‌رسد، اما توان مالی برای تهیه خانه و شروع یک زندگی مستقل را نداشته‌اند. پریسا زمانی که جنین درون شکمش به ۹ هفته رسیده بود، به اصرار مادرش تصمیم به سقط می‌گیرد.

مادر پریسا همان زمان به ناجی مرکز «نفس» (مرکزی مردمی برای جلوگیری از سقط جنین) که سعی می‌کرده مشکلشان را حل کند تا از سقط منصرف شوند، می‌گوید: دخترم در دوران عقد باردار شده و اگر فامیل و همسایه‌ها متوجه شوند، آبرویمان می‌رود. من حتی نگذاشته‌ام که پدرش متوجه شود؛ چون خیلی عصبانی می‌شود. این‌ها هم وضعیت مالی خوبی ندارند که سریع برایشان عروسی بگیریم و زندگی شان را شروع کنند، پس بهتر است بچه‌ای به دنیا نیاید.

خوشبختانه درنهایت با پیگیری مدام این ناجی، پریسا و شوهرش از سقط منصرف می‌شوند و در شهر دیگری، خانه‌ای اجاره می‌کنند و این روز‌ها منتظر به دنیا آمدن فرزند خود و شروع زندگی سه نفره شان هستند.

رسوم منسوخ برای جامعه امروزی

علی اصغر موسوی، جامعه شناسی است که همان ابتدای صحبتش تأکید می‌کند: هر دختر و پسری که عقد می‌کنند، از همان لحظه زن و شوهر هستند؛ چه خانواده‌ها این موضوع را بپذیرند و چه نپذیرند.

او می‌گوید: اینکه خانواده‌ها از رسمی نانوشته صحبت می‌کنند و‌ می‌گویند رسم نداریم که دختر قبل از اینکه به خانه خودش برود -در دوران عقد- باردار شود، در جامعه امروز دیگر کارکردی ندارد. این رسم در گذشته کارکرد داشت؛ به دلیل اینکه سن ازدواج پایین بود، ضمن اینکه خانواده‌ها نیز از زوج جوان حمایت می‌کردند تا امکانات برایشان فراهم شود.

موسوی اضافه می‌کند: اکنون سن ازدواج نیز افزایش یافته و جدای از آن، شرایط اقتصادی نیز سخت‌تر شده است، بنابراین نباید رویکرد منفی درباره بارداری دوران عقد داشته باشیم؛ زیرا این موضوع کاملا قانونی و شرعی است و خانواده‌ها باید آن را بپذیرند.

او با اشاره به اینکه فرهنگ، لایه به لایه روی هم انباشته شده است و باید به همان شکل لایه به لایه برداشته شود، اظهار می‌کند: تغییر فرهنگ به طور ناگهانی اتفاق نمی‌افتد و باید با ظرافت و به مرور صورت بگیرد. موضوع بارداری در دوران عقد هم همین است؛ در زمان گذشته این موضوع رسم بود تا زوج جوان قبل از فرزندآوری به یک بلوغ فکری برسند، اما اکنون باید این رسم تغییر کند.

موسوی ادامه می‌دهد: اکنون آگاهی نسل جدید، زیاد شده است و متأسفانه خیلی از مسائل انحرافی را در سنین نوجوانی هم شاهد هستیم، بنابراین نمی‌توان رسوم گذشته را اجرا کرد. درواقع برخی سنت‌ها کارکرد خود را به مرور از دست می‌دهند.

این جامعه شناس با اشاره به اینکه اگر جلوی ارتباطات درست گرفته شود، راه‌های انحرافی و نادرستی پیش‌ می‌آید، بیان می‌کند: باید خانواده‌ها واقعیت‌های اجتماعی را بپذیرند که اگر زمینه ارتباط درست زن و مرد به صورت قانونی و شرعی وجود نداشته باشد، آن‌ها به سمت ارتباط غیرقانونی و غیرشرعی کشیده می‌شوند که آسیب نیز به دنبال دارد.

او در پاسخ به این سؤال که برخی اوقات جدای از فرهنگ، دلیل مخالفت خانواده‌ها با بارداری در دوران عقد، مسائل مالی است و باتوجه به وضعیت اقتصادی فعلی، مواجهه درست با این موضوع چیست، می‌گوید: هر فردی که‌ می‌خواهد نقشی را در زندگی بپذیرد، باید توان ایفای آن نقش را هم داشته باشد؛ زمانی که یک فرد می‌خواهد «ولی» شود، باید توان ایفای نقش ولی بودن را هم داشته باشد.

موسوی اضافه می‌کند: یکی از وظایف ولی این است که بتواند معاش خانواده اش را تأمین کند، بنابراین به زوج‌های جوان توصیه می‌کنم تا زمانی که مطمئن نشده‌اند استطاعت ایفای نقش ولی بودن را دارند، بچه دار نشوند. ضمن اینکه در این موارد باید دولت نیز حمایت کند؛ در دولت‌های غربی شاهد هستیم که خانواده‌ها تا هجده سالگی فرزندانشان، کمک مالی دریافت می‌کنند.

او با اشاره به اینکه متأسفانه در جامعه ما به قضایای مختلف، سیاه یا سفید نگاه می‌شود و حد وسط نداریم و این امر مشکل ایجاد می‌کند، می‌افزاید: یکی از مشکلات جامعه ما این است که افراد، درست جامعه پذیر نمی‌شوند و باید آداب ورسوم جدیدی جایگزین شود.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.