به گزارش شهرآرانیوز؛ برای لحظاتی چشمهایتان را ببندید و به دوران کودکیتان فکر کنید. اول خاطرات خوب را مرور کنید. حتما لبخند روی لبانتان نقش میبندد. حالا نوبت به اتفاقاتی میافتد که شاید هیچگاه از ذهنتان پاک نشده باشد. به عنوان نمونه زمانی که در کودکی کتک خوردهاید. دردی که از تنبیه بدنی دارید در ذهنتان پررنگتر است یا تحقیر و نادیده گرفته شدن؟
چشمها را باز کنید صادقانه به عنوان یک والد از ۱ تا ۱۰ به خودتان چه نمرهای میدهید؟ تاکنون چندبار کودکتان را خواسته یا ناخواسته مقایسه کردهاید؟ آیا بعد از یک ماجرای تلخ از فرزندتان دلجویی کردهاید؟ تاکنون چند بار به ترسهایش خندیدهاید یا بهخاطر آن ترسها مسخرهاش کردهاید؟
همه میدانیم که نیازهای عاطفی و روانی کودک در سنین مختلف پایههای اساسی رشد و تضمینکننده موفقیت در آینده فردی و شغلی و زندگی زناشویی اوست. از نوزادی تا دوران مدرسه، هر مرحله از زندگی کودک نیازهای خاصی را ایجاب میکند که میتواند تأثیرات عمیقی بر شخصیت و رفتار آینده او داشته باشد. این نیازها شامل عشق، امنیت، تأیید، استقلال و مهارتهای اجتماعی است که در هر سن به شکلی متفاوت بروز میکند، اما بیش از هر چیز خود را از نوجوانی به بعد نشان میدهد.
در این شماره قصد داریم نگاهی به موضوع کودکآزاری داشته باشیم. گاهی بروز یک رفتار از روی ناآگاهی باعث آزار کودکان میشود. دکتر افسانه افسری، روانشناس حوزه کودک و نوجوان و محمد علی ستوده نیا، وکیل پایه یک دادگستری در مطلب پیش رو همراهیمان کردهاند تا بیشتر درباره مصادیق کودکآزاری بدانیم.
هرگونه آسیب عمدی به سلامت روان و احساسات فرد زیر هجدهسال، کودکآزاری محسوب میشود. همانطور که میبینیم در تعریف آن سلامت روان و احساسات بیان شده است پس بر خلاف آنچه در ذهنها نقش بسته فقط آزار جسمی مثل تنبیه بدنی و جسمی نیست و مفهوم عمیقتر با ابعادی گسترده دارد.
جنسی: هرگونه فعالیت جنسی از جمله نوازش، لمس کردن، برقراری رابطه جنسی یا کودک را در معرض فیلمهای پورنوگرافی قرار دادن.
عاطفی: به معنای آسیب رساندن به عزت نفس کودک یا سلامت عاطفی اوست این حالت شامل تعرض کلامی و عاطفی (مانند ابراز بیزاری یا سرزنش مداوم شدن)، منزوی کردن، نادیده گرفتن یا رد فرزند است.
پزشکی: زمانی اتفاق میافتد که کسی اطلاعات غلط در مورد بیماری کودک نیازمند مراقبت پزشکی بدهد یا کودک را در معرض آسیب و مراقبتهای پزشکی غیرضروری قرار دهد.
غفلت از کودک: به معنای تأمین نشدن غذای کافی، سرپناه، محبت، نظارت، آموزش یا مراقبت دندانپزشکی یا پزشکی برای کودک.
جدایی والدین از یکدیگر به خودی خود برای کودکان سخت است هر چند بودن در یک زندگی پرآشوب و تنش به مراتب برایشان آسیبرسانتر از جدایی است، اما متأسفانه آنچه گاهی میبینیم کودکآزاری مطلق است. مثل مانع شدن یک تماس تلفنی در طول هفته با والدی که حضانت با او نیست، درگیر کردن کودک در تعارضات زوجین، توقع خبرچینی از کودک یا بدگویی پشت سر هر یک از والدین و... پدر و مادری که تصمیم به جدایی گرفتهاند بهنوعی مسئول به دنیا آمدن فرزندانشان هستند.
درست است که رابطه آنها به عنوان همسر پایان یافته است ولی والدگری باید پابرجا باشد. زیرا حق طبیعی کودک است که با وجود جدایی والدین با هر دو در ارتباط باشد. دعوا یا خصومت پدر و مادرها ربطی به کودک ندارد پس نباید در هیچ شرایطی او را از داشتن یکی از والدین محروم کرد، زیرا باعث همراه شدن آسیب همیشگی به آینده و زندگی او میشود. بهتر است والدینی که از هم جدا شدهاند فرزندپروری مشترک طلاق را بیاموزید و آسیب جدایی را به حداقل برسانند.
مقایسه کردن: دردناکترین نوع آسیب روانی است که گاه ناخواسته و برای ایجاد انگیزه برای تلاش بیشتر به کار میرود و به کودک حس ناکافی بودن و بیارزشی میدهد.
توهین و فحش دادن: فقط لحظهای خود را جای کودک بگذارید بعد از توهین چه حسی پیدا میکنید؟ قلبتان به درد نمیآید؟ پس آزار روحی محسوب میشود.
تحقیر و برچسب زدن: مثل شلختهها، بیدستوپا و ... با این جملات عزت نفس کودک هدف گرفته میشود و در آینده کسی را به همسری میگزیند که همینگونه با او رفتار کند یا کسی را بر میگزیند که در سطح خانواده او نیست.
حس گناه دادن: یک بازی روانی بسیار بد با روان کودک. مثل گفتن «آبروی منو جلوی همه بردی»، «دیدی از بس اذیت کردی مامانت رو مریض کردی.»
نازپروردگی: نازپروردگی هم نوعی آسیب روحی است که کودک را وابسته و ناتوان بار میآورد و زیانهای بسیاری در بزرگسالی برای او ایجاد میکند مانند، حس بیعرضه بودن، وابستگی، مشکل در تصمیمگیری مستقل، استرس و اضطراب، تابآوری پایین.
توجه کافی نداشتن و ارتباط کلامیکم: با توجه به زندگی ماشینی امروز و شاغل بودن هر دو والد، طبیعی است که والدین خسته و بیحوصله میشوند، اما بچهها گناهی ندارند و نیازشان توجه است. آیا پناهگاه امنی جز والدین دارند؟ ارتباط کلامی و صحبت و خندیدن با والدین نقش مهمی در سلامت روان آنها و پیشگیری از افسردگی و خودکشی دارد. قرار نیست کامل باشیم فقط والدینی کافی باشیم. گفتوگوی روزانه و خصوصی با فرزندمان داشته باشیم.
همانطور که گفته شد کودکآزاری مفهومی پیچیده و گسترده دارد و فقط به معنای فردی نامهربان که کودک را تنبیه میکند، کتک میزند و در اتاق تاریک میاندازد یا به او تعرض میکند نیست. ما خود نیز ناآگاهانه میتوانیم کودکآزار فرزند خود باشیم، ولی میتوانیم با آگاهی از روشهای تربیتی و تشویق و تنبیه مناسب و بیآسیب از این آزارهای روحی جلوگیری کنیم.
محبت و امنیت: نوزادان به محبت، امنیت و توجه از سوی والدین و مراقبان خود بیش از هر چیزی نیاز دارند. این نیاز به ایجاد پیوند عاطفی محکم و اعتمادبهنفس در نوزادان کمک میکند و در بزرگسالی مانع بسیاری از آسیبها میشود. به عنوان نمونه والدی که در این سن به نیازهای نوزاد بیتوجه باشد زمینه را برای بدبینی نسبت به دنیا و بیاعتمادی در آینده ایجاد میکند. گاهی درمانگر میتواند از شدت و تلخی آسیب مثلا بیاعتمادی بکاهد، اما نمیتواند آن را کامل حذف کند، چون نمیتوان زمان را به عقب برد و عامل اصلی را که بیتوجهی والدین بوده است تغییر داد.
چه کنیم؟
استفاده از ارتباط غیرکلامی در کنار ارتباط کلامی مثل تماس چشمی، لبخند و لمس، برای ارتباط عاطفی و تأمین احساس امنیت نوزادان ضروری است. تحقیقات علمی ثابت کرده است که تماس چشمی میتواند بر ضریب هوشی تأثیر داشته باشد.
استقلال و خودگردانی: شیرخوارگان در این مرحله به دنبال استقلال هستند و نیاز دارند تا تواناییهای جدید خود را کشف کنند. حمایت و تشویق والدین در این مسیر اهمیت زیادی دارد. آنها میآموزند چیزی را پرت کنند و این یک توانایی لذتبخش برایشان است. پس چرا گاهی مورد دعوای والدین قرار میگیرند؟ بهتر است به جای دعوا بر سر اینکه چرا کنترل تلویزیون را پرت کرده یک توپ کوچک نرم به او بدهیم و با آموختن رفتار صحیح برای مدیریت پرتاب کردن اشیا، به او در تقویت این توانمندی و حس زیبای توانستن کمک کنیم تا در آینده مجبور به پرداخت هزینه برای درمان کمبود اعتمادبهنفسش نشویم و فرداروز گلایه نکنیم چرا مطیع دوستان ناباب شده یا چرا جذب پسر غریبه شده است.
چه کنیم؟
تجربیات مثبت عاطفی را بیشتر کنیم: نیاز به بازی و تجربیات حسی مثبت که به تقویت اعتمادبهنفس و احساس ارزشمندی کودک کمک میکند.
اجتماعی شدن: در این مرحله، کودکان نیاز دارند تا با سایر کودکان و بزرگترها ارتباط برقرار کنند. یادگیری مهارتهای اجتماعی شامل همکاری، تقسیم کردن و حل تعارضات در این سن بسیار مهم است. چقدر تاکنون در دعوای کودکتان با دوستش یا خواهر و برادرش مداخله کردهاید؟ بهتر بود به جای مداخله حل تعارض و پذیرش تفاوتها را به او یاد میدادید تا در آینده در زندگی زناشویی بیاموزد چطور تفاوتهای خود و همسرش را بدون تعارض حل کند. یاد بگیرد دوست داشته باشد و دوست داشته شود. یاد بگیرد مورد پذیرش قرار بگیرد. در این سن بسیار مهم است تا کودک بداند دوستش دارید پس کلامی و غیرکلامی به او بگویید تا حس تعلق در او شکل گیرد و فرداروز سردرگم هویتیابی نشود.
چه کنیم؟
کودکان در این سن به تأیید و تشویق از سوی والدین و معلمان نیاز دارند تا اعتمادبهنفس خود را تقویت کنند و احساس خوب درباره خودشان داشته باشند.
یادگیری و رشد هویتی: در این مرحله، کودکان به درک هویت شخصی و اجتماعی خود نیاز دارند. آنها به دنبال فهم جایگاه خود در خانواده و جامعه هستند. آنها اکنون نقش پذیرفتهاند نقش دانشآموزی و حالا مسئولیت درس خواندن را به عهده گرفتهاند. احترام و تشویق نقش بسیار پررنگی در این سن دارد. حالا نوبت ماست که آنها را با خودشان و تواناییها و نقاط ضعف و قوتشان آشنا کنیم. ورود به جامعه مدرسه را به آنها بیاموزیم. به آنها ارزشمندی دهیم تا عزت نفس بالایی داشته باشند.
چه کنیم؟
در این دوره باید دوستی و همبستگی را تقویت کنیم. نیاز به ایجاد روابط دوستانه و تجربه احساس همبستگی با همسالان، به تقویت مهارتهای اجتماعی و عاطفی آنها کمک میکند.
قانون مصدایق کودکآزاری را شامل هرگونه آزار جسمی، روانی یا جنسی علیه کودک میداند. بر اساس ماده ۱۰ قانون حمایت از اطفال و نوجوانان، هر شخصی (زیر هجده سال کامل که به سن بلوغ شرعی رسیده است) که به هر نحوی موجب آزار جسمی یا روحی کودک شود، مجرم شناخته شده و مستوجب مجازات است.
کوتاهی در انجام تکالیفی از قبیل تأمین نیازهای اساسی و ضروری طفل و نوجوان با وظایف مربوط به حضانت، والیت، قیمومت، وصایت، سرپرستی، تربیت، نظارت یا مراقبت از آنها توسط والدین، اولیا یا سرپرست قانونی یا هر شخصی که مکلف به آن است.
هرگونه فعل یا ترک فعل عمدی که سلامت جسمی، روانی، اخلاقی یا اجتماعی طفل و نوجوان را در معرض خطر و آسیب قراردهد، از قبیل ضرب و جرح، محبوس کردن، سوءاستفاده جنسی، توهین یا تهدید نسبت به طفل یا نوجوان در صورتی که جنبه تأدیبی نداشته باشد یا او را در شرایط سخت و غیرمتعارف قراردادن یا از کمک به او خودداری کردن.
بهکارگیری غیرقانونی طفل و نوجوان و با وادار کردن یا گماردن او به کار یا خدمتی که از لحاظ جسمی، روانی، اخلاقی یا اجتماعی با نظر به وضعیت طفل و نوجوان برای وی مضر یا خطرناک باشد.
خرید و فروش یا هرگونه اقدام غیرقانونی که به موجب آن طفل یا نوجوان در ازای پرداخت وجه یا امتیاز و سایر موارد در اختیار دیگری قرار میگیرد.
هرگونه بهکارگیری یا وادار کردن طفل و نوجوان در فعالیتهای جنسی برای خود یا دیگری.
هرگونه محتوا یا تصویری که دارای صحنه با صور قبیحه باشد.
هرگونه محتوا اعم از صوتی یا تصویری که به صورت واقعی یا غیرواقعی بیانگر برهنگی کامل زن باشد.
تهیه و تولید هر اثری که محتوای آن بیانگر جذابیت جنسی طفل با نوجوان مانند برهنگی، آمیزش، عمل جنسی یا اندام جنسی باشد.
وضعیتی که حیات یا سلامت جسمی یا روانی طفل و نوجوان بهشدت تهدید و در معرض آسیب قرار گیرد، بهنحوی که مداخله فوری و چارهجویی را ایجاب نماید.
ماده۱: تمام افرادی که به سن هجده سال تمام شمسی نرسیدهاند، مشمول این قانون میباشند.
موارد زیر در صورتی که طفل یا نوجوان را در معرض بزهدیدگی یا ورود آسیب به سلامت جسمی، روانی، اجتماعی، اخلاقی، امنیت یا وضعیت آموزشی وی قرار دهد، وضعیت مخاطرهآمیز محسوب شده و موجب مداخله و حمایت قانونی از طفل و نوجوان میشود.
با توجه به تعدد پروندههای کودکآزاری در دستگاه قضایی، سؤالات رایج در حوزه کودکآزاری به شرح زیر است:
خیر. هر شخصی اعم از والد، مربی، سرپرست، پزشک، معلم، همسایه و حتی افراد غریبه، در صورت ارتکاب فعل مجرمانه علیه کودک، تحت تعقیب کیفری قرار خواهد گرفت.
بله. به دلیل اهمیت موضوع، این جرائم دارای جنبه عمومی هستند و حتی بدون شکایت ولی یا خود طفل، دادستان میتواند رأسا اقدام به تعقیب کیفری کند.
بله. انتشار عکس یا اطلاعات شخصی اطفال بدون مجوز قانونی، حتی با نیت افشاگری یا هشدار اجتماعی، میتواند مشمول جرم افشای اسرار یا هتک حیثیت شود.
اولین مرجع، دادسرای ویژه اطفال یا کلانتری محل وقوع جرم است. همچنین میتوانید به سازمان بهزیستی یا سامانه۱۲۳ (اورژانس اجتماعی) نیز گزارش دهید.