صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

پیامد‌های «جنگ منطقه‌ای» برای واشنگتن و هم‌پیمانان آن

  • کد خبر: ۳۹۰۴۱۶
  • ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۵
سخنان اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر اینکه «اگر آمریکا علیه ایران وارد جنگ شود، این جنگ، منطقه‌ای خواهد بود»، نه صرفا یک هشدار، بلکه یک دکترین استراتژیک است که محاسبات واشنگتن در قبال تهران را به چالش می‌کشد.

سخنان اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر اینکه «اگر آمریکا علیه ایران وارد جنگ شود، این جنگ، منطقه‌ای خواهد بود»، نه صرفا یک هشدار، بلکه یک دکترین استراتژیک است که محاسبات واشنگتن در قبال تهران را به چالش می‌کشد. این موضع‌گیری دقیقا در تقابل با تفکر اشتباه محاسباتی در بدنه تصمیم‌گیری آمریکا قرار دارد که گمان می‌برد می‌تواند با یک «ضربه محدود و تمیز» به اهداف استراتژیک خود دست یابد.

تحلیلگران معتقدند که آمریکا، به‌ویژه در دوران ترامپ، هرگز به یک جنگ تمام‌عیار و نامحدود با ایران فکر نکرده است و دلیل اصلی این پرهیز نیز تجربه تاریخی دردناک آنها از اقدامات گذشته در نقاط مختلف دنیاست. از ویتنام تا عراق و افغانستان، ایالات متحده هزینه‌های سرسام‌آوری را متحمل شده و در‌نهایت، بدون دستیابی به دستاورد‌های پایدار، با شکست از این معرکه خارج شده است.

از منظر استراتژیک، ایالات متحده از ورود به یک درگیری فرسایشی و بلندمدت که بازدهی آن نامشخص است، هراس دهند. آنها عملا به‌دنبال یک عملیات «تأدیبی کوتاه‌مدت» هستند؛ اینکه با یک حمله محدود، بخش‌هایی از توانمندی‌های ایران را هدف قرار داده و با ادعای پیروزی، عقب‌نشینی کنند تا ایران مجبور به تسلیم شود. این همان نقطه‌ای است که تحلیل رهبری اهمیت می‌یابد: جنگ با ایران، در چارچوب یک عملیات کوتاه‌مدت قابل مدیریت نخواهد بود.

نکته بیان شده توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی، بر این پایه استوار است که هرگونه تعرض نظامی به ایران، به‌دلیل ساختار دفاعی و شبکه هم‌پیمانان منطقه‌ای تهران، فورا به یک درگیری چندجبهه‌ای تبدیل خواهد شد. این همان سناریوی «جنگ منطقه‌ای» است که طرف آمریکایی شدیدا از آن اجتناب می‌کند.

عملیات طوفان‌الاقصی که منجر به درگیری بیش از دو‌ساله رژیم صهیونیستی با حماس و درگیری‌های جانبی با لبنان و یمن شد، نمونه‌ای ملموس از پتانسیل سرایت و گسترش یک درگیری کوچک در منطقه است. ایران نیز بخشی از این شبکه است و هرگونه حمله مستقیم به خاک آن، به معنای فعال‌سازی تمامی لایه‌های دفاعی منطقه‌ای خواهد بود.

این همان نکته‌ای است که پس از واکنش ایران به ترور سردار سلیمانی و مورد‌اصابت‌قرارگرفتن پایگاه آمریکایی عین‌الاسد هم موردتوجه آمریکایی‌ها قرار گرفته بود. آنها باوجود برخی صحبت‌ها مبنی بر واکنش فوری نظامی، درنهایت با احتیاط عمل کردند. چرا‌که از تبدیل‌شدن بحران به جنگی که مجبور به پرداخت هزینه‌های آن در درازمدت باشند، واهمه داشتند، اما پیامد‌های یک درگیری منطقه‌ای، بسیار فراتر از مرز‌های ایران است و بیشترین آسیب را نیز به منافع و امنیت متحدان آمریکا در منطقه خواهد زد. برخی از این پیامد‌ها عبارت‌اند از:

۱. بحران انرژی و بسته‌شدن تنگه هرمز: هرگونه تشدید تنش، کمترین تأثیر خود را بر امنیت دریایی و بازار جهانی انرژی خواهد گذاشت. تهدیداتی نظیر نقش فعال یمنی‌ها در تنگه باب‌المندب نیز نشان‌دهنده آسیب‌پذیری زنجیره تأمین انرژی جهانی است؛

۲. بی‌ثباتی شیخ‌نشین‌های خلیج فارس: گسترش دامنه جنگ به‌نحوی‌که مواضع ایالات متحده در کشور‌های جنوب خلیج فارس را هدف قرار دهد، ثبات سیاسی و امنیتی این شیخ‌نشین‌ها را که سبک زندگی‌شان مبتنی بر امنیت نسبی است، مختل خواهد کرد. نبرد در این مناطق، خطوط قرمز آمریکا را خواهد شکست.

محاسبات کنونی واشنگتن نشان می‌دهد که هزینه سیاسی، اقتصادی و انسانی یک نبرد منطقه‌ای دربرابر ایران، به اندازه‌ای بالاست که قابل احصا و تصور نیست. این واقعیت استراتژیک، همان عامل بازدارندگی قدرتمندی است که رهبری انقلاب بر آن تأکید کردند و موجب شده است که ترامپ و دولت‌های بعدی، باوجود لفاظی‌های تند، از اقدام نظامی مستقیم و نهایی صرف‌نظر کنند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.