به گزارش شهرآرانیوز، فیلم «حال خوب زن» نخستین ساخته مهدی بَرزُکی در قالب فیلم بلند داستانی و تهیهکنندگی حسین کاکاوند، شب گذشته در نخستین روز از بیستوسومین جشنواره فیلم فجر مشهد به روی پرده سینما هویزه رفت و به یکی از خصوصیترین و درعینحال انسانیترین چالشهای زندگی زوجی پرداخت.
در فیلم «حال خوب زن» مهتاب ثروتی نقش «سارا» را به عهده دارد که درگیر ترومای تجاوز جنسی در کودکی شده است و تا بزرگسالی با او همراه بوده است. او بعد از ازدواج با «ابراهیم» که نقش آن را علی مرادی، بازی میکند قادر به ارتباط جنسی با همسرش نیست و همین موضوع باعث شکلگیری قصه و بروز مشکلات زناشویی بین آنها میشود.
تجاوز جنسی و تروماهای بعد از آن، از جمله موضوعاتی است که سینمای ایران بیش از یک دهه است به آن پرداخته و توانسته یکی از مهمترین مسائلی را که هر جامعهای با آن درگیر است، نشان دهد که شاخصترین فیلم درباره این موضوع را پوران درخشنده در «هیس، دختران فریاد نمیزنند» به نمایش گذاشته است.
جسارت پرداختن به موضوعاتی از این قبیل در سینمای ایران بهتنهایی یک امتیاز محسوب میشود. اینکه کارگردان بتواند در قالب و چارچوبهای سازمان سینمایی کشور، روی چنین موضوعاتی دست بگذارد، دارای اهمیت است؛ اما امروز بعد از گذشت نزدیک به ۱۲ سال از این فیلم شاخص، مخاطب توقع دارد کارگردان با نگاه جدیدی به سراغ این موضوع برود که به نظر میآید برزکی در این موضوع موفق بوده است، اما بهخوبی نتوانسته قصه را جمع کند و مخاطب در ۸۰ درصد فیلم با مشکلات روانی سارا و رابطهاش با ابراهیم همراه میشود و در ۱۰ دقیقه پایانی بهسرعت چنین مسئله مهمی حلوفصل میشود.
در خلاصه داستان فیلم آمده است «سارا پس از ازدواج با همسرش ابراهیم، ناتوانی در برقراری رابطه زناشویی را تجربه میکند و از این فقدان رنج میبرد. او که خود را مقصر میداند، تلاش میکند بر ترومای درونیاش غلبه کند، اما این مسیر برایش ساده نیست».
قصه در دقایق اولیه با ابهام برای مخاطب شروع میشود، اما وقتی موضوع اصلی مشخص میشود مخاطب را میتواند پای فیلم نگهدارد. ما در «حال خوب زن» با زن و شوهری مواجه هستیم که هر دو پزشک هستند و از سطح اجتماعی و رفاهی خوبی برخورداند که زندگی مشترک آنها دچار بحران است و هر دو برای حل آن تلاش میکنند و بیشتر از سارا، این ابراهیم است که به دنبال درمان همسرش است.
نگاه جدید برزکی و تعریف قصه از نگاه قهرمان مرد فیلم و اهمیتی که او به رابطه با همسرش میدهد و مسائلی که با آنها مواجه میشود از جمله نکات قوت «حال خوب زن» است. روایت حال ناخوش سارا از نگاه همسرش و مسائلی که با آنها درگیر است تماشای فیلم را جذابتر میکند. ابراهیم، فردی است که بعد از ازدواج با سارا متوجه تفاوت او با سایر زنها در همخوابگی و ارتباط جنسی میشود. سارا حتی سادهترین ارتباط فیزیکی با ابراهیم را نمیتواند بپذیرد و این موضوع، ابراهیم را رنجور کرده است به همین دلیل به سراغ مشاور میرود تا راهی چلوی پایش بگذارد. او حتی به سراغ ایجاد رابطه فرازناشویی هم میرود، اما به دلیل عشق و علاقهای که به سارا دارد همان ابتدای رابطه منصرف میشود و زیر کاسه و کوزه آن زن مجهولالهویه میزند. این موضوع برای سارا هم به قدری عذاب آور است که سعی میکند زنی که به تازگی آشنا شده و از طبقه نیازمند جامعه است را با ابراهیم آشنا کند که این بار هم، او زیربار نمیرود و میگوید همسرش را دوست دارد.
روایت قصه و مشکل رابطه جنسی زناشویی از نگاه ابراهیم نقطه قوت و همان نگاه جدید داستان است، اما در میان داستان با وجود اینکه مخاطب متوجه میشود این زوج به مشاور مراجعه کردهاند ما فقط یک بار مراجعه ابراهیم به کلینیک مشاور را میبینیم که هر بار سارا از رفتن به جلسات مشاوره سرباز میزند، اما چندین بار او در دیالوگهایش به ما میفهماند که سارا تحت درمان است و باید دارو مصرف کند، فیلم ببیند، به سارا محبت کند و در این مسیر صبر داشته باشد.
نکتهای که در این موضوع حایز اهمیت است بی توجهی کارگردان به نقش مشاور به صورت درست و دقیق است. اگرچه برزکی در گفتوگوهای خود اذعان کرده است برای نوشتن طرح و فیلمنامه با مشاوران زیادی مشورت و گفتوگو کرده است، اما باز هم ما شاهد ضعف پرداخت به نقش اصولی و درست مشاور در یک اثر سینمایی هستیم و مشاور در حاشیه قرار دارد نه متن، در حالیکه فیلمنامه نیاز به بررسی دقیقتری از این منظر دارد. به عنوان مثال، ما فقط صدای مشاور را، کوتاه و کمرنگ یک بار میشنویم. رفتارهایی که از سارا در طول فیلم میبینیم که نشان دهد او فردی با افسردگی شدید همراه با اختلال پس از حادثه باشد دور از واقعیت این بیماری است. او به یک باره در دقایق پایانی دچار تحول رفتاری میشود و تمام خاطرات تلخی که باعث بروز مشکلاتشان شده را بازگو میکند که همین چند سکانس پایانی، باورپذیری قصه را برای مخاطب کمرنگ میکند و تمام آنچه برزکی پیش از این در فیلم خود رشته بود را پنبه میکند.
اگر از این ضعف ساختاری صرف نظر کنیم قصه، روند دلنشین و پایان خوشی دارد که نشان میدهد حال زندگی سارا و ابراهیم رو به بهبودی میرود و تنها رمز این موفقیت، علاقه و محبت آنها به یکدیگر و بیش از همه صبوری و سازش و درک ابراهیم نسبت به سارا است. کارگردان میخواهد نشان دهد بسیاری از مشکلات زناشویی و طلاق که میان زوجها در جامعه رخ میدهد با گفتوگو و محبت حل میشود و دوست داشتن میتواند راهی برای عبور از بحران باشد.
همانطور که برزکی در تعریف نخستین ساخته خود تأکید میکند «حالِ خوبِ زن» در واقع تلنگری است برای زوجهایی که با چنین مشکلاتی در زندگی زناشویی خود مواجه هستند و میتوانند با صبر، همراهی متقابل و پذیرش درمان، از این بحرانها عبور کنند و گفتوگوی زوجین با یکدیگر بهترین راهکار برای عبور از موانع است. شاید انتخاب پوستر فیلم که آخرین سکانس و لحظه گفتگوی سارا و ابراهیم را بعد از حل این بحران نشان میدهد به همین دلیل است.