مریم شیعه | شهرآرانیوز؛ در سال ۱۳۲۴ در شمیران به دنیا میآید. نوجوانی اش با درس میگذرد. شاگردی منظم، اهل مطالعه و دقیق است. در آستانه ورود به دانشگاه، پزشکی را انتخاب میکند. نگاهش به پزشکی یک حرفه درآمدزا نیست، راهی برای خدمت است و شأن اجتماعی آن را دوست دارد. با رتبه ۴۹ کشوری وارد دانشکده پزشکی دانشگاه تهران میشود و خیلی زود مسیر تخصصی اش را در طب کودکان پیدا میکند، مسیری که بعدها برایش وجههای علمی و انسانی میسازد.
برای ادامه تحصیل راهی آمریکا میشود و باز میگردد و طب اطفال را از دکتر محمد قریب میآموزد. سیاست زودتر از آنکه تصور کند به سراغش میآید. فضای دانشگاهها ملتهب است. کمتر دانشجویی است که در این فضا، با نیروهای سیاسی ارتباط نگیرد و خودش را از عالم سیاست جدا کند.
ولایتی هم از این قاعده مستثنی نیست. آرام است. اهل هیاهو نیست. وقتی وارد یکی از حلقههای سیاسی دانشگاه میشود، به کنشگران پشت صحنه میپیوندد. نه چهرهای خیابانی است و نه اهل شعار و بلندگو در دست گرفتن.
وقتی انقلاب به پیروزی میرسد، دوباره به دانشگاه برمی گردد. مدتی بعد، در دولت موقت و سپس ساختارهای جدید جمهوری اسلامی، مسئولیتهایی میگیرد و چند سال بعد، به عنوان وزیر امور خارجه معرفی میشود. سمتی که قرار است او را برای شانزده سال پیاپی (۱۳۶۰ تا ۱۳۷۶) در مرکز سیاست خارجی ایران نگه دارد. این انتخاب اتفاقی نیست، ولایتی زبان میداند و اهل مذاکره است.
در میانه جنگ ایران و عراق، دیپلماسی ایران ساده نیست. کشور در انزواست، فشارهای بین المللی سنگیناند و هم زمان باید پیام سیاسی جنگ به دنیا منتقل شود. او در این نقش، آرام و پیوسته عمل میکند. به پایتختهای مختلف میرود، با بلوک شرق و جهان اسلام و حتی اروپا مذاکره میکند و تلاش دارد تصویر ایران را از کشوری منزوی به بازیگر مستقل تغییر دهد. او دیپلماتی محتاط، وفادار و دوراندیش است.
دیگر فقط یک وزیر نیست، او چهره ثابت سیاست خارجی جمهوری اسلامی است. شانزده سال وزارت در نظامی که تغییر دولتها معمول است، به خودی خود یک نشانه است. این ماندگاری از کجا میآید؟ از توانایی او در تطبیق بدون عدول. علی اکبر ولایتی بلد است چگونه در چارچوب ایدئولوژی رسمی حرکت کند، بی آنکه هزینههای غیرضروری بسازد. در سالهای پس از جنگ، دیپلماسی ایران وارد مرحلهای تازه میشود، بازسازی، تنش زدایی محدود و تلاش برای حضور فعالتر در منطقه.
ولایتی در این دوران نقش کلیدی دارد. او روابط ایران با روسیه، چین، کشورهای آسیا مرکزی و جهان عرب را پیگیری میکند و در عین حال، خطوط قرمز نظام را حفظ میکند. سیاست خارجی برای او امتداد امنیت ملی است، نه عرصه نمایش. پس از پایان وزارت، او کنار نمیرود. وارد مرحله تازهای میشود، مشاور عالی رهبری در امور بین الملل. این نقش، رسمی، اما کم سروصداست.
دقیقا متناسب با شخصیتش. در این جایگاه، او در پروندههای مهم منطقهای، از لبنان و سوریه تا عراق اثرگذار است. حضورش در دیدارهای خارجی، پیام روشنی دارد، او حامل نظر نهایی ساختار قدرت است. در کنار سیاست، ولایتی به علم و فرهنگ هم بازمی گردد. ریاست دانشگاه آزاد اسلامی را برعهده میگیرد، نهادی عظیم با میلیونها دانشجو و نقش پررنگ در آموزش عالی کشور.
مدیریت او بر دانشگاه آزاد، موافقان و منتقدان جدی دارد. موافقان از نظم و ثبات میگویند و منتقدان از تمرکز قدرت و سیاست زدگی. او همچنین در حوزه تاریخ و تمدن اسلامی فعال است. کتاب مینویسد، سخنرانی میکند و تلاش دارد روایت رسمی جمهوری اسلامی از تاریخ اسلام و ایران را تقویت کند. در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ نامزد میشود، میآید، میماند، اما برنده نمیشود. شکست انتخاباتی او نشانهای ا ست از تفاوت جایگاهش در ساخت قدرت با پایگاه اجتماعی اش.
حضور علی اکبر ولایتی در تاریخ جمهوری اسلامی به عنوان طولانیترین حضور یک وزیر امور خارجه ثبت شد. شانزده سال حضور مداوم در یکی از حساسترین وزارتخانه ها، او را به نماد دیپلماسی باثبات بدل کرد. در دوره او، سیاست خارجی ایران از جنگ عبور کرد، بازسازی را تجربه کرد و وارد نظم پساجنگ سرد شد.
او هرگز دیپلمات کاریزماتیک رسانهای نبود. قدرتش در تداوم بود، نه در لحظه. همین ویژگی باعث شد که اعتماد ساختار قدرت را حفظ کند. پس از وزارت، نقش او به عنوان مشاور عالی رهبری، جایگاهش را تثبیت کرد، جایگاهی که بیش از آنکه دیده شود، تأثیر میگذارد.
در حوزه آموزش عالی، عضویت او در هیئت مؤسسان و هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی یکی از بحث برانگیزترین فصلهای کارنامه اش بود. او دانشگاه آزاد را در مسیر هم سویی بیشتر با سیاستهای کلان نظام قرار داد و در عین حال، ساختار اداری آن را منسجمتر کرد. منتقدان از محدودشدن استقلال دانشگاه گفتند، حامیان از ثبات و جلوگیری از فروپاشی. هر دو روایت بخشی از واقعیتاند.
در مجموع، ولایتی نه سیاست مدار آتشین و پرسروصداست و نه تکنوکرات بی ریشه. او سیاست مداری نهادی است، محصول نظام و حافظ آن. میراثش ترکیبی ا ست از دیپلماسی محتاطانه، وفاداری ساختاری و حضور مداوم در سطوح بالای تصمیم گیری. در تاریخ معاصر ایران، نام او با یک خط ممتد شناخته میشود، او از نسلی است که جمهوری اسلامی را از تثبیت به تداوم رساند، بی سروصدا، اما مؤثر.