به گزارش شهرآرانیوز، محمدجواد استادی با اشاره به وضعیت حرم مطهر رضوی پیش از انقلاب اسلامی اظهار کرد: پیش از انقلاب، هرچند حرم مطهر رضوی جایگاهی عمیق در باورها و عواطف دینی مردم داشت، اما این جایگاه عمدتاً در ساحت مناسک فردی و زیارت آیینی تعریف میشد و در نظام برنامهریزی شهری، فرهنگی و اجتماعی، کمتر بهعنوان یک کانون هویتساز مورد توجه قرار میگرفت.
وی افزود: پیروزی انقلاب اسلامی نقطه عطفی در نسبت دین با جامعه ایرانی بود. با استقرار گفتمان دینی - انقلابی، دین از حاشیه به متن زیست اجتماعی بازگشت و طبیعی بود که حرم مطهر رضوی نیز در همین چارچوب، از یک مکان مقدس صرفاً مذهبی به یک کانون معنابخش و جهتدهنده حیات جمعی مردم ارتقا یابد.
مدیر کلانپروژه مکتب هنر رضوی ادامه داد: در این نگاه جدید، زیارت دیگر صرفاً یک عمل عبادی فردی تلقی نشد، بلکه بهعنوان تجربهای تمدنی، تربیتی و اجتماعی فهم شد؛ تجربهای که میتواند بر اخلاق عمومی، فرهنگ، رفتارهای اجتماعی و حتی مناسبات و آیینهای شهری اثرگذار باشد.
استادی با اشاره به نقش آستان قدس رضوی تصریح کرد: گسترش فعالیتهای فرهنگی، آموزشی، اجتماعی و رسانهای آستان قدس رضوی، پیوند حرم با مفاهیمی، چون خدمت به محرومان، کرامت انسانی، عدالت اجتماعی و مقاومت را تقویت کرد. حضور فعال حرم در بزنگاههای مهم اجتماعی و انقلابی نیز موجب شد حرم در ذهن شهروندان مشهد، به قلب هویت فرهنگی و معنوی شهر تبدیل شود. از این منظر، حرم دیگر فقط مقصد زائران نبود، بلکه به مرجع معنایی، پناهگاه اجتماعی و نقطه اتصال دین با زندگی روزمره مردم بدل شد.
وی با اشاره به چهار مؤلفه اصلی در شکلگیری نقش هویتی حرم پس از انقلاب گفت: نخستین مؤلفه، تحول معنایی زیارت است. انقلاب اسلامی زیارت را از یک تجربه فردی به تجربهای اجتماعی و مسئولیتساز تبدیل کرد؛ زیارتی که با مفاهیمی، چون آگاهی، تعهد، عدالتخواهی و ایستادگی در برابر ظلم پیوند خورده است.
رئیس روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی دومین مؤلفه را نقش نهادی آستان قدس رضوی دانست و افزود: آستان قدس با فعالیتهای گسترده فرهنگی، هنری، آموزشی، پژوهشی و اجتماعی، حرم را از یک نهاد صرفاً خدماتی به یک بازیگر مؤثر در تولید فرهنگ و هویت اجتماعی تبدیل کرده است. ایجاد مراکز پژوهشی و هنری، مدارس، تولیدات رسانهای و برنامههای متنوع اجتماعی برای اقشار مختلف، حرم را به نهادی فرهنگساز بدل کرده است.
استادی، سومین مؤلفه را پیوند حرم با تحولات اجتماعی و انقلابی جامعه عنوان کرد و گفت: حرم مطهر رضوی در چهار دهه گذشته همواره در متن تحولات اجتماعی حضور داشته و کنار مردم ایستاده است. همین همراهی باعث شده مردم حرم را نه یک نهاد منفعل، بلکه همراه و پناهگاه اجتماعی خود بدانند.
مدیر کلانپروژه مکتب هنر رضوی، نقش کنشگران فرهنگی را چهارمین مؤلفه برشمرد و افزود: حضور فعال جوانان، هنرمندان، شاعران، پژوهشگران، علما و فعالان فرهنگی باعث شده حرم به منبع الهام و مرکز شکلگیری هویتی زنده و پویا در مشهد تبدیل شود؛ هویتی که برخاسته از زیست واقعی مردم است، نه تحمیلی و اداری.
وی درباره اقدامات ضروری برای تقویت نقش حرم در هویت فرهنگی مشهد گفت: نخستین اقدام، به رسمیت شناختن حرم بهعنوان محور هویت فرهنگی مشهد در اسناد بالادستی شهری، فرهنگی و رسانهای است. حرم نباید صرفاً یک عنصر مذهبی در کنار سایر عناصر شهر تلقی شود، بلکه باید بهعنوان کانون هویتبخش شهر دیده شود.
استادی، دومین اقدام را تولید و تقویت روایت فرهنگی و تمدنی از حرم دانست و تأکید کرد: حرم مطهر رضوی ظرفیت بینظیری برای روایتپردازی در حوزه هنر، ادبیات، آموزش و رسانه دارد. بدون روایتسازی منسجم، این ظرفیت عظیم بهتدریج به امری تکراری و مناسکی فروکاسته میشود.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی با اشاره به پیوند حرم با زندگی روزمره مردم گفت: روح زیارت نباید تنها در ایام مناسبتها فعال باشد، بلکه باید در سبک زندگی شهروندان، معماری شهری، آموزش رسمی و غیررسمی و اقتصاد فرهنگی حضور معنادار داشته باشد. این پیوند، تجربه هویتی پایدار برای نسلهای مختلف ایجاد میکند.
وی، چهارمین اقدام را تربیت و حمایت از کنشگران فرهنگی هویتساز دانست و تصریح کرد: بدون نیروی انسانی اندیشمند، هنرمند و متعهد، هیچ سیاست فرهنگی پایداری شکل نمیگیرد. باید نسلی از کنشگران فرهنگی تربیت شود که بتوانند پیام و معنای حرم رضوی را با زبان امروز و برای آینده ترجمه کنند.
استادی با اشاره به چالشهای موجود در استفاده فرهنگی از ظرفیت حرم رضوی گفت: مهمترین فرصت از دسترفته، فقدان یک صورتبندی نظری منسجم از «هویت رضوی» در تراز تمدنی است. اقدامات ارزشمند متعددی انجام شده، اما کمتر در قالب یک گفتمان کلان و پایدار سامان یافته است.
رئیس روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی افزود: اگر حرم بهعنوان یک «مدرسه تمدنی» تعریف و تبیین میشد، امروز میتوانستیم از مشهد نهفقط بهعنوان یک شهر زیارتی، بلکه بهعنوان الگوی شهر دینی - انقلابی در افق تمدن نوین اسلامی سخن بگوییم.
وی تأکید کرد: این خلأ همچنان قابل جبران است، اما جبران آن نیازمند جسارت فکری، انسجام نهادی و عبور از نگاههای مقطعی و مناسکی به فرهنگ است. حرم مطهر رضوی همچنان بزرگترین سرمایه هویتی مشهد و یکی از مهمترین ظرفیتهای فرهنگی جهان اسلام است، به شرط آنکه در تراز شایستهاش فهم و بهصورت نظاممند به کار گرفته شود.
منبع: ایسنا