به گزارش شهرآرانیوز؛ «فوریتهای اجتماعی و پیشگیری از آسیب» نام ادارهای است که بهتازگی در بهزیستی ایجاد شده است و تمرکز آن بر کاهش آسیبهای اجتماعی و البته مهمتر از آن، پیشگیری از بروز این آسیبهاست. این اداره ذیل معاونت سلامت اجتماعی بهزیستی استان فعالیت میکند. شهرآرا در گفتوگو با غلامحسین حقدادی، رئیس اداره فوریتهای اجتماعی، پیشگیری از آسیبها و بازتوانی اعتیاد بهزیستی خراسانرضوی، سعی کرده است بخشی از عملکرد این اداره نوپا را در حوزه ساماندهی آسیبهایی مانند اعتیاد، کودکان کار و خیابان و... برای مخاطب بازگو کند.
بنده مسئولیت حوزه فوریتهای اجتماعی را به عهده دارم که شامل اورژانس اجتماعی، آسیبهای اجتماعی ازجمله اعتیاد و پیشگیری از بروز آن هاست. به طورکلی باید بدانیم اشکالی که در حوزه اجتماعی وجود دارد، این است که سازمانهای زیادی وظیفهمند هستند، اما متأسفانه کار نمیکنند.
شاید کسی از آنها نخواسته است که کار کنند؛ به طور نمونه در ذیل وظایف بهزیستی در قانون حمایت از اطفال، آمده است که مجموع سازمانهای خدمات کشوری باید به طور الزامی با بهزیستی در این زمینه همکاری کنند، اما تابه حال یک نمونه مکاتبه هم نداشتهایم که بدانیم کدام سازمان میتواند کمک کند یا حتی تاکنون کمک کرده است و این مسئله مهمی است.
بنابراین حوزه اجتماعی نیاز به مدیریت سیستمی دارد؛ زیرا دلایل آسیبهای اجتماعی، متفاوت است و به همه سازمانها مربوط میشود؛ به همین دلیل نیازمند یک وحدت رویه در استان بودیم که خوشبختانه امسال، استانداری این رویه را انتخاب کرد و هفت سند از آسیبهای اجتماعی را طراحی کرد که در آن مشخص شده است سازمانها چقدر باید همکاری کنند و حتی ظرفیتهای مردمی در آن قرار دادهاند؛ به عنوان نمونه سند طلاق درنظر گرفته شده است که در آن، سیزده سازمان وظیفهمند هستند. در قانون سامان دهی کودکان کار نیز یازده سازمان وظیفه دارند که یکی از آنها بهزیستی است.
اگر میخواهیم مسائل اجتماعی حل شود یا دست کم گامی برای متوقف کردن آن برداریم، باید تمام سازمانها احساس وظیفه کنند و این طور نیست که، چون بهزیستی یک سازمان حمایت اجتماعی است، هر اتفاقی که رخ بدهد، باید پاسخ بدهد؛ زیرا بهزیستی نیز توانی دارد و باید سازمانهای دیگر نیز کمک کنند.
مرکز امید و زندگی را ستاد مبارزه با موادمخدر ایجاد کرده است؛ اینها معمولا مراکز بزرگی هستند و در آنها امکانی فراهم شده است تا افرادی که درگیر اعتیاد شدهاند، توانمند شوند و این مراکز فعلا ارتباطی با بهزیستی ندارند.
درحال حاضر هشتاد مرکز ماده ۱۵ ترک اعتیاد داریم که مصرف کنندگان میتوانند به صورت داوطلبانه به آنها مراجعه کنند. اما مراکز ماده ۱۶، مراکز اجباری هستند که هزینه آنها را دولت پرداخت میکند. اکنون معتقدیم افرادی که به عنوان معتاد متجاهر در مراکز ماده ۱۶ بستری هستند، همه شان متجاهر نیستند، بنابراین برای اینکه دست کم بتوانیم هزینهها را کم کنیم و به سایر حوزههای مربوط به اعتیاد هم بپردازیم، باید براساس ظرفیتها قرارداد ببندیم و بیشتر از ظرفیت هم هیچ مرکزی اجازه بستری ندارد.
با توجه به تفاهم نامهای که بین ستاد مبارزه با موادمخدر و بهزیستی کشور بسته شده است، بودجهای از ستاد دراختیار بهزیستی استان قرار میگیرد که باید براساس همان مبلغ، ظرفیت هایمان را تعیین کنیم. از بهزیستی خواسته شده است از منابع استانی و شهرداری نیز استفاده کند، اما همکاری کاملی در این زمینه نمیشود؛ زیرا آنها نیز محدودیت منابع دارند.
اکنون حدود ۵ هزار بستری در مراکز ماده ۱۶ داریم که در هجده مرکز سطح استان نگهداری میشوند و یازده مرکز از آنها در سطح مشهد فعالیت میکنند. به طور کلی اگر بخواهیم به درصد تفکیک زن و مرد هم اشاره کنیم، باید بگوییم ۱۵ درصد از معتادان زن هستند، ۵ درصد از آنها در مراکز ترک اعتیاد اجباری نگهداری میشوند و ۱۰ درصد مابقی به کمپهای ماده ۱۵ مراجعه میکنند؛ به همین دلیل اکنون دو مرکز ماده ۱۶ زنان در استان داریم که تقریبا ظرفیت آنها پر نمیشود.
مراکز ماده ۱۵ نیز با ظرفیت ۳ هزارو ۷۰۰ تخت در بیشتر شهرهای استان فعال هستند. دورههای نگهداری در این مراکز، بیست ویک روزه است. این دورهها در مراکز اجباری سه ماهه هستند و حتی قابلیت تمدید به شش ماه را دارند. باتوجه به همین مسائل میتوان گفت که ظرفیت مراکز ماده ۱۵ زیاد است. در نه ماهه اخیر، حدود ۵ میلیارد تومان به عنوان یارانه بیمارانی که بضاعت کافی نداشتند، به مراکز ماده ۱۵ پرداخت کردیم.
اولین مسئله این است که باید با کودکان کار چه کرد. ابتدا باید بدانیم در وضعیتی که کودکان به دلایل مختلفی کار میکنند و از سوی دیگر، فرهنگ کمک به کودک کار در خیابان وجود دارد، جمع آوری این کودکان، به تنهایی مشکل را حل نمیکند و باید پشت صحنه ماجرا را دید.
باید افراد بدانند که کار خیابان برای کودک، آسیب به همراه دارد. وضعیت ایده آل این است که راههایی برای کمک به این کودکان درنظر بگیریم که آنها را فقط به صورت فیزیکی حذف نکنیم و در جای دیگری به آنها خدمات بدهیم. سازمان بهزیستی، یکی از اعضای سامان دهی کودکان کار است و سازمانهای دیگری نیز در این زمینه وظیفه دارند.
پنج مرکز برای کودکان کار و خیابان در مشهد داریم که دو مرکز شبانه روزیاند و سه مرکز دیگر به صورت روزانه به این کودکان خدمات میدهند. بیشتر این خدمات با کمک مجتمع شوق زندگی انجام میشود و خیران نیز به آن کمک میکنند. تقریبا ۹۰ درصد هزینه مراکز حمایتی که طی چند سال اخیر ازسوی بهزیستی ایجاد شده است، از محل کمکهای مردمی تأمین میشود و بهزیستی کمتر حمایت میکند.
این سازمان در راستای کاهش آسیبهای اجتماعی در حوزه دختران و زنان، طرحهای مختلفی ازجمله طرحهای آموزشی و مهارتی در سطح شهرستانهای مختلف استان اجرا میکند. بخشی از کار، راه اندازی مراکز آسیبهای اجتماعی مانند خانه سلامت، خانه امن، خانه تلاش، ندای مهر و... است که به مددجویان خدمات میدهیم. مرکز «مداخله در بحران» نیز درنظر گرفته شده است که افراد ارجاعی از اورژانس اجتماعی را برای کوتاه مدت در آنجا نگهداری میکنیم تا تعیین تکلیف شوند.
خوشبختانه امسال در نمونههای خودکشی که به ما اعلام شده است و مراجعه کردهایم، فوتی نداشتهایم و جدای از این نیز مأموریتهای موفق زیادی داریم. در حوزه پیشگیری از کودک آزاری، میتوانیم با استفاده از دستور قضایی، کودک را در شرایطی قرار دهیم که آزار نبیند، بنابراین یا جداسازی صورت میگیرد یا خانواده را توجیه میکنیم دیگر این کار را تکرار نکنند که این امر با هدف پیشگیری از آسیبها در آینده است؛ زیرا به صورت علمی ثابت شده است هر کودکی که آسیب میبیند، خودش در آینده به دیگران آزار میرساند.
خدمات اورژانس اجتماعی تقریبا در همه نقاط استان وجود دارد و شهرهایی که فاقد این مرکز هستند، جمعیت آنها کم است، بنابراین اقتضای ایجاد مرکز ۱۲۳ را ندارند. درحال حاضر ۲۴ مرکز اورژانس اجتماعی در استان فعال هستند. در نه ماهه اخیر، ۱۵ هزار تماس با خط ۱۲۳ گرفته شده است که حدود ۷ هزار تماس به مأموریت ختم شده است. متأسفانه بیشتر این تماسها مربوط به کودک آزاری، همسرآزاری و اعلام خودکشی بوده است.
خدمات اورژانس اجتماعی بهزیستی استان، بیست وچهارساعته است و به نوعی ملی محسوب میشود؛ زیرا از شهرهای دیگر نیز تماسهایی داریم که باید آنها را نیز پیگیری کنیم.
نیروهای اورژانس اجتماعی خدماتی که انجام میدهند، سخت است؛ به همین دلیل به دنبال تصویب سختی کار آنها در دولت هستیم. درحال حاضر خدمات این اورژانس براساس خریدخدمت است و از طریق شرکت غیردولتی با بهزیستی قرارداد دارند و بعضی استخدام رسمی شدهاند. ازطرفی این کار تعطیلی ندارد و شبانه روزی است، بنابراین افراد تمایل زیادی ندارند که در اورژانس کار کنند؛ زیرا دچار فرسودگی شغلی میشوند.
باید امکان این باشد که افراد فعال در اورژانس اجتماعی هرچند سال یک بار جابه جا شوند یا اگر سختی کار نمیگیرند، زودتر از موعد بتوانند بازنشست شوند، اما اکنون این مزایا را نداریم، بنابراین تعداد نیروهایی که از اورژانس خارج میشوند، بیشتر از تعدادی است که وارد آن میشوند و این موضوعات میتواند بر روی کیفیت کار تأثیر بگذارد. اکنون حدود ۳۲۰ نیروی فعال در اورژانس اجتماعی بهزیستی در سطح استان، مشغول کار هستند.
این طرح در استان اجرا میشود و تاکنون نیز حدود چهل دوره از آن را برای کارمندان ادارات مختلف، برگزار کردهایم. هدف طرح این است که در محیط کارمندی بتوانیم مهارتهای زندگی در حوزه پیشگیری از اعتیاد (شناخت موادمخدر و...) را افزایش بدهیم.