صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

درباره مرحوم سید علی اکبر پرورش | یاور صدیق انقلاب

  • کد خبر: ۳۹۲۲۴۱
  • ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۳
درباره مرحوم سید علی اکبر پرورش، معلم و فعال سیاسی و مذهبی فقید از مبارزان شاخص انقلابی بود.

مریم شیعه | شهرآرانیوز؛ همه چیز در ظاهر آرام است. بازار، مسجد و مدرسه در اصفهان به راه است و زیر سقف خانه ها، زندگی جریان دارد. اوایل دهه ۴۰ است. او هم مثل همه مردم شهر، بیشتر وقتش را سرکار یا در خانه می‌گذراند. روز‌ها تدریس می‌کند. معلم دینی تعدادی از دبیرستان‌های شهر است و ساعت‌ها پای تخته سیاه می‌ایستد و برای بچه‌ها از اخلاقیات می‌گوید. گاهی برای منبر‌های کوچک هم از او دعوت می‌کنند. حرف هایش سن و سال نمی‌شناسد.

وقتی روبه روی آدم‌ها می‌ایستد و برایشان صحبت می‌کند، همه سراپا گوش‌ می‌شوند. با دکتر محمدبهشتی هم محله‌ای است. در همه فعالیت‌های مذهبی و سیاسی او شرکت می‌کند و زندگی آرام و بی حاشیه اش با اولین بازداشت، برای همیشه تغییر می‌کند. حوالی سال ۱۳۴۳ مزه بازجویی را می‌چشد. پشت میله‌های فلزی زندان و روی یک تخت خشک، شب‌ها را صبح می‌کند و باز، پا پس نمی‌کشد. 

پس از آزادی راهی انجمن حجتیه اصفهان می‌شود، اما وقتی نسبت این جریان با حرکت‌های انقلابی و نگاهش به امام خمینی را مسئله دار می‌بیند، اعتراض می‌کند و از آن جدا می‌شود. جدا شدن او، در شهری سنتی و مذهبی، چون اصفهان، اعلام علنی صف است.

سال ۱۳۵۷ خیابان‌ها آماده انفجارند. دیگر زمزمه‌های پنهانی، جای خود را به مشت‌های گره شده و شعار‌های علنی می‌دهند. او همه وقتش را صرف سامان دادن مردم می‌کند. معترضان را یکپارچه می‌کند و وقتی خبر تحصن در منزل آیت ا... سیدحسین خادمی در شهر می‌پیچد، او یکی از چهره‌های اصلی هدایت موج مردم است.

در جمع آن‌ها حرف می‌زند، فضا را می‌سازد و کلماتش از جنس دعوت به ایستادن است. از سوی دیگر، او می‌فهمد اگر فرهنگی‌ها به میدان نیایند، شهر یک پا کم دارد. پس با جمعی از معلمان، «جامعه معلمان اصفهان» را راه می‌اندازد تا اعتصابات و تجمعات فرهنگیان منسجم شود. 

برای او انقلاب از سطح هیجان خیابانی عبور می‌کند و به سازمان دهی می‌رسد. دستگیری‌های بعدی او، جرقه حضور دانش آموزان در خیابان است. وقتی معلم محبوبشان بازداشت می‌شود، خبرش دهان به دهان بین نوجوانان می‌پیچد و اضطرابشان به خشم بدل می‌شود. خشم راه تظاهرات گسترده‌تر را می‌گشاید. او پای انقلاب را به مدارس اصفهان هم باز می‌کند.

سیاست به زبان آموزش

در محله چهارسوق اصفهان و در نخستین روز تیرماه سال۱۳۲۱ به دنیا آمد. پدرش، سیدحسین رفیعایی زود از دنیا رفت، وقتی که او فقط شش سال داشت. زیر سایه مادر و دایی‌هایی بزرگ شد که در اصفهان به عنوان نقره ساز و ضریح ساز شناخته می‌شدند. به خواست مادر، نام خانوادگی از «رفیعایی» به «پرورش» تغییر کرد؛ انگار خانواده می‌خواست کودک یتیم شده را با یک نام تازه به سمت آینده سوق بدهد.

تحصیل را در اصفهان گذراند، بعد وارد دانشگاه شد. لیسانس ادبیات از دانشگاه اصفهان و سپس فوق لیسانس کارآموزی دبیری از دانشسرای عالی تهران را اخذ کرد. در دهه ۴۰ و ۵۰ به عنوان دبیر دینی شناخته می‌شد. تا سال ها، برای مردم «استاد اخلاق» بود، نه فعال سیاسی. کم حاشیه بود، اما رفته رفته زیست معلمی اش را با زیست مبارزاتی پیوند داد.

او پیش از شروع مبارزات سیاسی، سرمایه‌ای عظیم داشت و این سرمایه، اعتماد هم صنف ها، دانش آموزان و بخشی از بدنه مذهبی شهر اصفهان بود. به همین دلیل هم مبارزات او علیه سلطنت پهلوی، خیلی زود وارد مراحل جدی‌تر شد. او سیاست را به زبان آموزش ترجمه کرد و این ترجمه، از خیابان‌ها گذشت و به نهاد‌های رسمی راه پیدا کرد و از او یک سیاست مدار ساخت.

پس از پیروزی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، علی اکبر پرورش وارد ساختار رسمی شد. او از اصفهان به سطح ملی آمد. عضو مجلس خبرگان قانون اساسی شد. در فضای تثبیت اولیه نظام نقش گرفت. در برخی فهرست‌ها و سوابق، از مسئولیت‌هایی مثل عضویت در شورای عالی دفاع هم برای او نام برده شده است. در سال ۱۳۶۰، آیت ا... خامنه‌ای، رئیس جمهور وقت، او را به عنوان گزینه نخست وزیری به مجلس معرفی کردند، اما رأی اعتماد نگرفت.

وزن سیاسی اش بالا بود، اما اجماع کامل پشتش نبود. بعد از آن، با رأی اعتماد مجلس، وزیر آموزش وپرورش شد و در دولت‌های باهنر، مهدوی کنی و میرحسین موسوی این مسئولیت را ادامه داد. او همچنین نماینده مردم اصفهان و ورزنه در دوره‌های اول، سوم و چهارم مجلس شورای اسلامی بود و در هیئت رئیسه مجلس هم حضور داشت. در دهه ۶۰، به یکی از چهره‌های مطرح سیاسی شناخته می‌شد و دو بار هم به عنوان نامزد در انتخابات ریاست جمهوری اوایل دهه ۶۰ وارد رقابت‌ها شد. در سال‌های بعد، پیوند حزبی اش پررنگ‌تر شد. 

از سال ۱۳۷۲ عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی شد و تا سال ۱۳۸۰ قائم مقام دبیرکل این حزب بود. او در سال‌های پایانی عمر، با بیماری نارسایی کلیه و دیالیز درگیر بود و سرانجام روز جمعه ۶ دی ۱۳۹۲ در اصفهان درگذشت. مراسم تشییع پیکرش با حضور گسترده مردم برگزار شد و در نهایت، پیکرش در گلستان شهدای اصفهان به خاک سپرده شد.

چهره محترم و اثرگذار

رهبر انقلاب در پیامی به مناسبت درگذشت علی اکبر پرورش، به او لقب «یاور صدیق انقلاب» دادند؛ در بخشی از پیام رهبری آمده است: «یاور صدیق انقلاب، مرحوم آقای سیدعلی اکبر پرورش رحمت الله علیه {... }؛ چهره محترم و اثرگذاری که بخش اعظم عمر با برکت خود را در خدمت اسلام و ارزش‌های متعالی دین گذرانید،  و لهجه صادق و دل با اخلاص و خلق نیک را به ترویج و تحکیم انقلاب و نظام اسلامی گماشت.

 تلاش‌های مبارزاتی در دوران طاغوت را به خدمات ارزنده و مسئولیت‌های سنگین خود در قوه مجریه و قوه مقننه و شورای عالی دفاع در دوران جمهوری اسلامی پیوند داد و با همه توان به کشور و ملت خود خدمت کرد،  و سلامت و راحت خود را بر سرِ انجام وظیفه نهاد.»

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.