هستی نیکصفتی - اینبار موضوع داستان ما درباره یک سنگریزه و خواهر و برادرهایش است. یک روز که سنگریزه به همراه خانوادهاش میخواست کنار برکه برود، سنگریزه آرزو کرد که ایکاش بتواند شنا کند اما مگر سنگریزه میتوانست شنا کند؟ شما چه فکر میکنید؟
در بخشی از این داستان میخوانیم: «مامان سنگی» به سنگریزهها گفت که میتوانند آببازی کنند اما شنا نه! چوب تلاش کرد برای سنگریزهها توضیح دهید که چرا نمیتوانند شنا کنند، اما یک مشکلی وجود داشت.
خب اگر شما هم دوست دارید بیشتر در مورد داستان این کتاب بدانید، پیشنهاد میکنم «سنگریزههای بدون اسم» را مطالعه کنید.
این کتاب برای کودکان گروه سنی پایه اول تا سوم دبستان مناسب است.
اسم کتاب: سنگریزههای بدون اسم
نام نویسنده: سیدنوید سید علیاکبر
سال نشر: ۱۳۹۷
اسم نشر: انتشارات شهر قلم
اگر شما هم از آنهایی هستید که عاشق رفتن به سیرک و دیدن شعبدهبازی هستید، باید این کتاب را بخوانید.
داستان ما در این کتاب درباره یکی از مارهای سیرک یعنی آقای پیتون است. او که عادت دارد همیشه یک پاپیون به گردنش ببندد یک روز تصمیم میگیرد که به جای غذاهای سیرک، موش شکار کند.
او موش موشک را برای غذای خود انتخاب میکند، اما موش بیچاره که دوست ندارد خورده شود، به آقای پیتون پاپیونی پیشنهاد میدهد که اگر او را نخورد کمک میکند تا او جنگل را ببیند اما...
اگر شما هم دوست دارید ادامه داستان را بدانید پیشنهاد میکنم کتاب «آقای پیتون پاپیونی» را مطالعه کنید.
این کتاب برای کودکان پیشدبستانی تا سوم دبستان مناسب است.
اسم کتاب: آقای پیتون پاپیونی
نام نویسنده: اعظم مهدوی
سال نشر: ۱۳۹۹
اسم نشر: انتشارات فنی ایران