صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

گفت وگو با مهدی فاضل درباره نقد عکس | عکاسی مشهد دچار رکود شده است

  • کد خبر: ۳۹۳۵۸۸
  • ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۳۳
با مهدی فاضل، عکاس، منتقد و مترجم درباره نقد عکس و اهمیت مطالعه برای منتقد، عکاس و فضای عکاسی مشهد گفت و گویی داشتیم.

مجید خاکپور | شهرآرانیوز؛ نوشتن درباره عکس همان قدر ساده به نظر می‌رسد که خود عکاسی، اما نوشتن آنچه بشود نامش را نقد عکس گذاشت، همان قدر تخصص می‌خواهد که ثبت یک عکس خوب. متونی که درباره عکس تولید می‌شود، انواع مختلف دارد (همان طور که متونی که درباره یک فیلم یا یک اثر ادبی تولید می‌شود) که طبیعتا هرکدام با ویژگی‌هایی متمایز می‌شوند.

گفت وگوی ما با مهدی فاضل، عکاس، منتقد و مترجم، با همین موضوع، یعنی انواع نوشته‌ها درباره عکس و تمایز آن‌ها با هم آغاز می‌شود و با مروری کوتاه بر پیش نیاز‌های لازم برای کسی که می‌خواهد نقد عکس بنویسد، ادامه پیدا می‌کند.

یکی از معیار‌های عکس خوب این است که توقع و انتظار بیننده یا مخاطبش را برآورده کند؛ چیزی که فاضل آن را به «کارآمدی» تعبیر می‌کند و می‌گوید اگر عکاس یا عکسش نتوانند آنچه را انتظار می‌رود، برآورده کنند، «کارآمد» نیستند؛ و برای کارآمدشدن لازم است عکاس با موضوع یا شاخه‌ای که در آن کار می‌کند، آشنا باشد. بخشی از این معرفت و شناخت با مطالعه به دست می‌آید. این مهم، محور بخش دیگری از این گفت وگوست.

این گفت‌و‌گو با نگاهی به وضعیت کنونی و سال‌های اخیر عکاسی مشهد به پایان می‌رسد. فاضل بر این باور است که عکاسی مشهد به دلیل محدودیت ها، تورم و وضعیت اقتصادی و مجازی شدن فعالیت ها، در حالت رکود به سر می‌برد و دیگر آن شور سال‌های نه چندان دورش را ندارد. مهدی فاضل که سال ۱۳۵۵ در مشهد متولد شده، دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در رشته عکاسی به ترتیب در دانشگاه تهران و دانشگاه هنر گذرانده است. 

فعالیت بیشتر او در زمینه عکاسی فاین آرت (هنری) بوده است. برگزاری نمایشگاه‌های انفرادی و گروهی، داوری در چند جشنواره عکس، و نوشتن حدود پنجاه مقاله و نقد عکس و نقد نمایشگاه که در سایت‌ها و مجلات مختلف منتشر شده، از فعالیت‌های اوست. مهدی فاضل همچنین کتاب «عکاس؛ استودیو»، اثر جان چایلد، را به فارسی برگردانده است.

در ابتدا کمی درباره انواع متونی که در زمینه عکس و در ارتباط و با محوریت آن نوشته می‌شود، مانند عکس نوشت، نقد عکس، روایت و جستار، بگویید.

متونی که نام بردید، مقوله‌هایی کاملا متفاوت هستند و هرکدام شکل خاص و ساختار و کم وبیش باید و نباید‌های خودش را دارد. عکس نوشت متنی است برآمده از حسی که شخصی می‌تواند درباره عکسی داشته باشد. داستانی است که شخص می‌تواند از ظاهر عکس در ذهنش برای خودش بسازد و آن را شاخ وبرگ بدهد یا اصلا بیان حسش درباره عکس را بنویسد.

اما نقد عکس فضای کاملا متفاوتی دارد و نوشتاری است که در آن یک نفر آشنا به عکس، که البته لازم نیست حتما عکاس هم باشد، بر مبنای شناختی که از ساختار و زبان عکس دارد، نگاه یک عکس را روی کاغذ می‌آورد و تبدیلش می‌کند به نوشتار. خود نقد عکس هم دسته بندی‌های مختلف دارد که هر کسی می‌تواند با توجه به یک دیدگاه خاص از جنبه‌ای خاص آن نقد عکس را انجام بدهد. 

خوانش عکس نیز بحث جدایی است. فرض کنید کسی می‌خواهد عکسی را فقط واگویه یا رمزگشایی کند. این باز مقوله اش با نقد عکس متفاوت است؛ اگرچه این دو، یعنی نقد عکس و خوانش عکس، یک جا‌هایی می‌توانند هم پوشانی داشته باشند. چیز دیگری که در دسته بندی مجموعه عکس‌ها قرار می‌گیرد، عکس-مقاله (photo essay) است. 

این درواقع تعداد عکسی است که برای یک گزارش یا یک متن خاص می‌توانند کنار هم قرار بگیرند. به هرحال این‌ها شکل‌های متفاوتی از رویکرد‌هایی درباره عکس است.

عکس باید چه ویژگی یا شایستگی یا ظرفیتی داشته باشد که روایت پذیر شود یا بشود درباره آن متن و نقدی نوشت؟

در فضای عکاسی و به خصوص مجموعه عکس‌هایی که در دسته بندی عکاسی هنری (Fine art) قرار می‌گیرند، همه عکس‌ها این قابلیت را دارند که درباره شان نوشته شود. گاهی عکس‌های ساده گزارشی می‌توانند وجهی پیدا کنند که درباره شان صفحات زیادی نوشته شود. یک مثال تاریخی برایتان می‌زنم؛ مرحوم بهمن جلالی عکسی دارد که در جنگ تحمیلی گرفته شده است.

خوانش این عکس وقتی همان زمان در مجلات چاپ می‌شود، خوانشی است منطبق بر فضای اجتماعی متأثر از جنگ. اما خوانشی که از همان عکس بیست سی سال بعد و در دهه ۸۰ در یکی از مجلات عکاسی می‌شود، اگر نگوییم نقطه مقابل، خیلی متفاوت از چیزی است که زمان ثبت عکس بوده است. 

گاهی حتی یک عکس عادی می‌تواند در زمانی خاص، جور خاصی تفسیر شود و قابلیت‌های ویژه خودش را برای خوانش پیدا کند. یک مثال ساده دیگر اگر بخواهم بزنم، این است که همین الان اگر شما از هر کدام از فضا‌های شهری همین مشهد عکس بگیرید، عکسی که ممکن است مشکلات زیاد کادربندی و این‌ها هم داشته باشد، این عکس سی سال، پنجاه سال، صدسال بعد، ارزش تاریخی پیدا می‌کند و این قابلیت را پیدا می‌کند که آدم‌ها درباره اش بنویسند. 

پس از یک جنبه هر عکسی می‌تواند این قابلیت را داشته باشد که درباره اش صحبت شود و نوشته شود. اما اگر قرار باشد درباره هرکدام از دسته بندی‌ها و شاخه‌های مختلف عکاسی، مانند مستند، فاین آرت، معماری و... صحبت شود، باید با اصول خاص حاکم بر همان دسته بندی رفت سراغش و درباره اش نوشت.

کدام دسته یا شاخه از عکاسی بیشتر موردتوجه خودتان برای نوشتن بوده است و به نظرتان می‌تواند مخاطب بیشتری را جذب عکس کند یا نگاهی تازه به او بدهد؟

من فکر می‌کنم در این داستان مسامحتا باید مخاطب عکس را به دو بخش تفکیک کرد؛ یکی کسانی که در فضای تخصصی عکاسی هستند، مثل عکاسان یا دانشجویان عکاسی، و یکی هم مخاطب عام، یعنی کسی که ارتباط خیلی ویژه و تخصصی با عکاسی ندارد و ممکن است به صورت عام نوشته‌ای مرتبط با یک عکس را بخواند. این دو دسته با هم فرق دارند.

تجربه خود من این است که نوعا در جنبه‌های مختلف آموزش عکاسی و کلا عکاسی، مباحث نظری (که نقد و خوانش عکس هم در حوزه نظری قرار می‌گیرد) نسبت به مباحث تکنیکی عکاسی خیلی خیلی مخاطبش کمتر است. یعنی اگر مؤسسه یا دانشگاهی به برگزاری کلاس عکاسی اقدام کند و هم مباحث تکنیکی مانند مبانی عکاسی، ادیت عکس، نورپردازی و... و هم بخش نظری مانند خوانش عکس و نقد عکس و... داشته باشد، بخش نظری کمترین مخاطب را دارد. 

به همین دلیل، این بخش از ماجرا خیلی مغفول است و توجه کمتری به آن می‌شود. اما آنچه خود من بیشتر در نوشتار مرتبط با عکاسی مدنظرم بوده، نقد عکس و نقد عکاس بوده است؛ اینکه مثلا یک حرکت یا جریان عکاسی مربوط به یک عکاس را بخواهم نقد کنم. این نقد هم از جنبه‌های مختلف است و مثلا هم جنبه‌های تاریخی و جریان شناسی عکاسی را دارد و هم جنبه‌های تکنیکی.

گفتید که علاقه‌مند هستید به دنبال کردن جریان عکاسی یک عکاس و سیر کار او. از عکاسان جهانی و همچنین ایرانی، کار چه هنرمندانی را دنبال می‌کنید؟

قطعا هم در میان عکاسان خارجی و هم ایرانی افراد خیلی زیاد و صاحب نام و صاحب نظر و جریان ساز بوده‌اند که من خیلی به کارهایشان علاقه دارم. با توجه به اینکه حیطه دلخواه من بیشتر عکاسی فاین آرت است، از عکاسان خارجی می‌توانم از جان فال، آرنو رافائل مینکینن، ژیلبر گارسن، خِما مَدوز، ریچارد اَوِدان و نورمن پارکینسون نام ببرم که از غول‌های این عرصه هستند.

اما در میان عکاسان ایرانی هم هنرمندان مهمی در این زمینه داریم. ازجمله عکاسان ایرانی که حتی در جهان عکاسی شناخته شده است، باید از احمد عالی نام ببرم. ایشان از سردمداران عکاسی هنری در ایران است؛ کسی که به نظر من حتی عکاسانی مانند ادوارد وستون یا ریچارد اودان و چند نفر دیگر، انگار تحت تأثیر احمد عالی کارهایشان را ارائه کرده‌اند. اما اسم آن‌ها در تاریخ‌های هنر هست و متأسفانه اسمی از احمد عالی نیست.

 البته ایشان بسیار شناخته شده و در جهان عکاسی فاین آرت چهره‌ای عجیب وغریب است. از دیگرعکاسان مطرح ایرانی در این حوزه می‌توانم از صادق تیرافکن یاد کنم که در آمریکا خیلی خوب کار کرده است. میترا تبریزیان و شیرین نشاط هم در عکاسی فاین آرت خیلی صاحب سبک هستند. شیرین نشاط که اصلا چهره شناخته شده جهانی است.

به نوشتن درباره عکس برگردیم. چه در فضای اینستاگرام و چه در جلسات نقد عکس، ممکن است هر کسی از دید خودش عکسی را نقد کند یا درباره عکس بنویسد. اما خیلی از این‌ها نقد نیست. یا برداشتی کاملا شخصی از یک اثر است یا بیشتر شبیه دل نوشته است که طبیعتا نوشتنش اشکالی هم ندارد. مسئله سر عنوانی است که به آن نوشته داده می‌شود. پرسشم این است که اگر کسی می‌خواهد نقد عکس بنویسد، باید چه مراحلی طی کرده یا چه آموزشی دیده باشد؟ آیا همه قابلیت یا صلاحیت نقد عکس نوشتن را دارند؟

بله، هر کسی می‌تواند درباره هر عکسی که دوست دارد، بنویسد. اما اینکه چه اسمی روی آن عکس بگذارد، مهم است. کلمه درست درباره خیلی از نوشته ها، همان است که خودتان گفتید و فقط یک دل نوشته است. بخش عمده‌ای از این دل نوشته‌ها در فضای عکس نوشت جا می‌گیرند. یعنی عکس نوشت درواقع همان دل نوشته است.

اما نقد عکس نوشتن و اینکه کسی به عکس به صورت تخصصی و با دانش عکاسی بپردازد، نخستین پیش نیازش این است که تاریخ عکاسی (چه آکادمیک و چه غیرآکادمیک) بداند و جریان‌های عکاسی را بشناسد تا بتواند ارتباط آن عکسی را که قرار است درباره اش بنویسد با کلیت تاریخ عکاسی درک کند. دوم اینکه باید دستی به قلم هم داشته باشد. 

یعنی نمی‌شود کسی که در عمرش چهارتا متن درست و درمان ننوشته است، یکهویی بخواهد درباره عکس بنویسد. به هرحال این قدرت قلم و توانایی نوشتن هم بخشی از ماجراست. نکته سوم این است که قطعا باید نقد عکس خواند. 

من برای اینکه بدانم نقد عکس چیست، باید چهارتا نقد عکس هم خوانده باشم تا بدانم چطور باید با عکس برخورد شود؛ و نکته آخر که به نظرم از همه مهم‌تر است، اینکه ما در نقد عکس و مراجعه به عکس دقت کنیم به اینکه زیبایی شناسی عکاسی را مدنظر قرار بدهیم و آن را با زیبایی شناسی سینما یا نقاشی خلط نکنیم.

چون این را بسیار دیده‌ام در نوشته کسانی که درباره عکس نوشته‌اند و عکس را براساس ترکیب بندی یا بر مبنای اصول رنگ شناسی نقاشی نقد کرده‌اند؛ درصورتی که این‌ها دو مقوله کاملا متفاوت هستند. در عکس، زیبایی شناسی خودِ عکاسی حاکم است و شما نمی‌توانید اصول گرافیک یا نقاشی را روی عکس پیاده کنید و درباره اش صحبت کنید. 

مطالعات نظری عکاسی هم بی تأثیر نیست. این‌ها خیلی کمک می‌کند. درست است که ربط مستقیم ندارد، اما به طور غیرمستقیم کمک می‌کند که دید ما به داستان عکس و عکاسی بازتر شود.

از همین بخش صحبت شما که درباره اهمیت مطالعه بود، پل می‌زنم به اهمیت این موضوع برای عکاس. زنده یاد بهمن جلالی در مصاحبه‌ای گفته بود نمی‌شود کسی عکاس مستند اجتماعی باشد، اما چهار واحد جامعه شناسی پاس نکرده باشد. به نظر شما چقدر نیاز است که عکاس در زمینه کاری خودش مطالعه داشته باشد و مثلا عکاسی که مستند اجتماعی کار می‌کند، جامعه، انسان، تاریخ و زمانه خودش را بشناسد و درباره آن کتاب خوانده باشد؟ به نظر می‌رسد کسی که عکاسی مستند اجتماعی می‌کند، باید جامعه خودش را بشناسد و مثلا دلایل یک واقعه را بداند تا بتواند عکسی بگیرد که بخشی از واقعیت ماجرا را به ما نشان بدهد. صرف بستن یک قاب به سمت حتی یک فاجعه، نمی‌تواند لزوما شناخت یا فهمی از آن فاجعه بدهد؛ هرچند تصویری تکان دهنده یا خشن باشد.

بحثتان به صورت کلی درست است. یعنی اگر شخص قرار است در حوزه مستند اجتماعی کار کند، این انتظار از او می‌رود که مطالعات جامعه شناختی داشته باشد. اما اگر بخواهیم واقع بینانه نگاه کنیم، انتظار کمال داشتن از کسی در هر رشته و شاخه‌ای، انتظاری است که معمولا برآورده نمی‌شود.

نمی‌توان انتظار داشت که عکاس عمل عکاسانه اش را موکول کند به زمانی که دانشش کامل شود. ولی انتظار می‌رود شخص به هرحال در حوزه‌ای که کار می‌کند، بی اطلاع نباشد. اما باید یک پرانتز بزرگ باز کنم و آن هم اینکه برخلاف تصور عامه، عکاسی می‌تواند نشان دهنده واقعیت باشد، اما به همان نسبت که واقعیت را نشان می‌دهد، می‌تواند واقعیت را تحریف هم بکند. 

شما به هرحال وقتی دوربین دست گرفته و عکسی می‌گیرید، یعنی دارید بخشی از واقعیت را ثبت می‌کنید. یعنی قسمتی از واقعیت را پاک می‌کنید و این در نوع خودش نوعی تحریف واقعیت را دارد و نمی‌توان انتظار نشان دادن صددرصد واقعیت را از عکس داشته باشید. اما نمی‌توانید هم بگویید که هیچ نسبتی با واقعیت ندارد. قطعا بسیاری از عکس‌های تاریخ عکاسی خیلی خوب واقعیات را نشان داده‌اند.

ولی ما داریم واقعیت را به روایت قاب آن عکاس می‌بینیم.

بله، قاعدتا این اتفاق می‌افتد.

با این تفاسیر، می‌توانیم بگوییم عکاس، به خصوص در حوزه مستند اجتماعی و جنگ و مانند این، نباید قضاوتگر باشد، چون در هر صورت فقط توان ثبت بخشی از واقعیت را دارد؟ اصلا چنین چیزی ممکن است؟

به هیچ وجه نمی‌شود. عکاس ربات یا ماشین نیست. کسی هم نیست که در خلأ زندگی کرده باشد. به هرحال یک عکاس براساس وضعیت اجتماعی اش، زیستش، تجربیاتش و اصلا جغرافیایی که در آن بزرگ شده است، دیدگاهی دارد. یک عکاس ایرانی را اگر به آفریقا یا قلب اروپا یا آمریکای لاتین ببرید هم با دیدگاه خودش عکاسی می‌کند که با دیدگاه عکاسی دیگر متفاوت است.

بی طرفی در بحث اخلاق حرفه‌ای روی کاغذ می‌آید و گفته می‌شود که تا می‌توانی قاضی نشو و عکست را بی طرف کن. اما به طور معمول، عکاس هرقدر هم تلاش کند، نمی‌تواند هنگام عکاسی شخصیت خودش را نفی کند.

بنابراین، در عمل عکاسان بخش عمده‌ای از چیزی که ثبت کرده‌اند، جوری بازتاب بوده است از شخصیت خودشان یا چیزی که آن‌ها دوست داشته‌اند به دنیا مخابره کنند و نشان بدهند. گاه حتی رسانه‌هایی که از عکس‌های یک عکاس استفاده می‌کنند، نوع روایتشان با عکاس متفاوت است.

«رسالت» شاید کلمه‌ای کلیشه‌ای و زیاد دست مالی شده باشد، اما الان کلمه‌ای برای جایگزین کردنش به ذهنم نمی‌رسد. آیا می‌شود برای عکاس مستند اجتماعی رسالتی هم تعریف کرد، مثلا مستندکردن رنج انسان؟ جامعه اساسا باید توقعی از عکاس داشته باشد؟

این ترکیب وصفی رسالت عکاس، از آن چیز‌های خیلی چالش برانگیز است. واقعیتش نمی‌شود راحت درباره اش صحبت کرد. اما یک چیز کلی می‌گویم؛ نه فقط در عکاسی، بلکه در هر حوزه و حرفه و کاری، از کارآمدی کسی که در آن رشته دارد کار می‌کند، انتظاری وجود دارد. به هرحال بدیهی است که وقتی به پزشک مراجعه می‌کنید، درد و بیماری شما را درست تشخیص بدهد و تجویزش در راستای سلامتی شما باشد.

در این حوزه آن چیزی که از کارآمدی عکاس انتظار می‌رود، طبیعی است. مثلا ما انتظار داریم عکاس خبری یا مستند اجتماعی بنا به مقتضیات اجتماع یا اتفاقاتی که در جامعه می‌افتد، کارش را درست انجام بدهد، یعنی کارآمد باشد. اگر این رسالت را که گفتید، تعبیر به کارآمدی بکنیم، کاملا درست است، و این اتفاق باید بیفتد.

عکاس هم می‌تواند طبق علایق شخصی خودش به عکاسی بپردازد و تفسیر خودش را ارائه بدهد و به همان نسبت هم مخاطب عکس‌های این عکاس می‌تواند برداشت خودش را داشته باشد و دوست داشته باشد یا متنفر باشد.

اما اینکه یک جنبه اخلاقی به رسالت بدهیم، و بخواهیم حتما اتفاق بیفتد، شاید شدنی نباشد. اما کارآمدی‌ای که انتظار می‌رود، اگر نباشد، آن عکاس خودش را نفی کرده است. اگر شما یک عکاس خبری را به جنگ یا اتفاق این چنینی بفرستید، بعد او از گل و بلبل عکس بگیرد، طبیعتا داستان را منتفی می‌کند و می‌شود مانند داستان راجر فنتون. فنتون عکاس باسابقه‌ای بود که در سال ۱۸۸۵ در بریتانیا از او خواستند برود به بندر کریمه که آن موقع درگیر جنگ بود و از اقتدار ارتش بریتانیا عکاسی کند.

به او گفتند حق نداری از صحنه‌های کشت و کشتار و جسد و خون و این‌ها عکس بگیری. فنتون رفت به دل ارتش بریتانیا و چند عکس یادگاری گرفت؛ همین مقدار احمقانه. این دیگر عکس جنگ یا مستند نیست، چون کارآمدی آن حوزه را ندارد. به این معنا دقیقا درست است.

عکس برخلاف نقاشی است و از آن انتظار آگاهی و معرفت بخشی، اطلاع رسانی و شرح وقایع را داریم. عکس مستند دارد به ما تصویری از واقعیت می‌دهد و ما تمایل داریم به آن باور داشته باشیم. از اینجاست که آن به گفته شما کارآمدی اهمیت زیادی پیدا می‌کند. آیا می‌شود گفت عکسی که کارآمد نیست، نقض خودش است و اعتبار آن عکس‌ها یا عکاس را تحت تأثیر قرار داده است؟

قطعا همین است و مثال راجر فنتون هم در تاریخ عکاسی مثالی است از تحریف واقعیت. شما اگر در حوزه مستند اجتماعی روایتی داشته باشید از ماجرایی که با روایت غالب در تضاد باشد، طبیعتا کارهایتان طرد و نفی می‌شود و کنار گذاشته می‌شوید. اما یک نکته‌ای اینجا وجود دارد.

عکس هیچ وقت نمی‌تواند همه واقعیت را نشان بدهد و فقط می‌تواند بخشی از واقعیت را نشان بدهد. این قید «بخشی» قید مهمی است. عکاسان با توجه به نوع نگاهی که دارند، هرکدام می‌توانند بخشی از واقعیت را نشان بدهند. این‌ها در کنار هم می‌توانند پازلی را تشکیل بدهند که کلیت واقعیت دیده شود.

اگر موافقید، گفت‌و‌گو را با نگاهی به عکاسی مشهد تمام کنیم. وضعیت عکاسی مشهد در شاخه‌های مختلف را چطور می‌بینید و ارزیابی می‌کنید؟

تجربه من محدود است. از بیست سال پیش تا شاید پیش از کرونا، عکاسی مشهد خیلی پویا و فعال بود. یعنی مدام نمایشگاه عکاسی و اتفاقات مختلف عکاسی داشتیم و افراد مختلفی به مشهد می‌آمدند و کار‌های خیلی زیادی انجام می‌شد. این وضع در شهر‌های دیگر کشور هم اتفاق افتاده، اما آنچه درباره مشهد است، نمی‌شود گفت کمتر، بلکه رکود اتفاق افتاده است.

گهگاهی نمایشگاه‌هایی داریم، ولی نسبت به پنج شش سال پیش به این طرف، حرکت معکوس داریم و می‌شود گفت راکد شده است. چندین سال بچه‌های عکاسی خبری مشهد، نمایشگاه عکاسی می‌گذاشتند، ولی الان دوسه سال است نمی‌بینیم نمایشگاه برگزار شود. جدا از اینکه بعضی کلاس‌های عکاسی در مشهد تعطیل شده است، کلاس‌هایی که فعال است هم نمایشگاه‌هایی که می‌گذارند کمتر شده است. برآورد کلی من این است که فضای کاری خیلی کمتر شده است.

به نظرتان علتش چیست؟

علت‌های متفاوتی دارد. مثلا محدودیت‌های برگزاری نمایشگاه یکی از آن هاست. هرچه آمدیم جلوتر، محدودیت‌ها بیشتر شد. نهاد‌هایی که مرتبط با این موضوع هستند و در رأس آن ها، اداره ارشاد، محدودیت‌هایی که دارند خیلی بیشتر شده است. بحث تورم و گرانی هم هست که در حوزه برگزاری نمایشگاه و چاپ آثار می‌تواند تأثیر بگذارد.

این خیلی مهم است. مثلا اگر برگزاری یک نمایشگاه چندسال پیش ۵ میلیون تومان درمی آمد، الان هر فریم عکس را باید ۵ میلیون تومان چاپ و قاب کرد. بحث بعدی این است که جمعیت عکاسان کمتر شده است.

دلیل دیگرش این است که فضای رسانه‌ای در مقطعی که در آن هستیم به سمت دیجیتالی شدن رفته است. می‌بینیم که طرف یک صفحه اینستاگرام دارد و با همان احساس می‌کند خیلی عالی است و شاید نیازی نبیند کارش را در حوزه‌های نمایشگاهی یا در ارتباط با عکاسان مطرح دیگر پیگیری کند. همان صفحه اینستاگرامش برایش کافی است؛ بنابراین مجموعه‌ای از مسائل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... در اینکه فضای عکاسی به سمت رکود برود، تأثیر داشته است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.