نرخ ترک تحصیل در مقطع ابتدایی با ۵۶/۱ درصد، رکورد پنجساله را شکست. بررسی دادههای گزارش تازه مرکز ملی آمار، از شاخصهای کلان کشور، نشان میدهد که این بالاترین سطح بیثباتی در حضور دانشآموزان پشت میزهای مدرسه در پنج سال اخیر است. این رکوردشکنی البته یک اتفاق ناگهانی نبوده، بلکه تحلیل جدولهای این گزارش، حکایت از آن دارد که این پدیده، نتیجه یک روند مداوم و پیوسته صعودی بوده است.
در سال تحصیلی۱۴۰۰-۱۳۹۹، نرخ ترک تحصیل ۱۸/۱ درصد بود. این رقم اگرچه در سال بعد با کاهش به ۹۵/۰ درصد، روزنه امیدی را گشود، اما از سال۱۴۰۱ به بعد، بار دیگر مسیری صعودی را در پیش گرفت: ۲۰/۱ درصد، ۴۵/۱ درصد و در نهایت ۵۶/۱ درصد در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳. گویی هر سال شمار بیشتری از کودکان با مدرسه قهر میکنند.
گزارش مرکز آمار، برش استانی ندارد و تصویری دقیق و روشن از وضعیت ترکتحصیل در خراسانرضوی دراختیار ما قرار نمیدهد؛ پیگیری چندینباره روزنامه شهرآرا از ادارهکل آموزشوپرورش استان هم برای دستیابی به تازهترین آمار مرتبط با ترک تحصیل و شمار بازماندگان از مدرسه به نتیجهای منتج نشد.
با همه این تفاصیل، اگر نگاهی به گزارشهای کشوری بیندازیم، میبینیم که خراسانرضوی در سالهای گذشته، درکنار استانهایی همچون سیستانوبلوچستان، خوزستان و تهران، همواره در فهرست پنج استانی قرار داشته است که بیشترین فراوانی بازماندگان از تحصیل را داشتهاند.
ازسوی دیگر، مرور آماری که پیشتر مسئولان استانی اعلام کردهاند، ما را در فهم وضعیت و شمار دانشآموزانی که با مدرسه قهر کردهاند، یاری میکند؛ برای نمونه زهرا شوشتری، معاون سوادآموزی آموزشوپرورش خراسانرضوی، آبان پارسال، جمعیت بازماندگان از تحصیل استان را ۱۹ هزارو ۸۷۲ نفر اعلام کرده بود. همچنین میتوان به گفتههای مدیرکل وقت آموزشوپرورش استان در مهر ۱۴۰۱ اشاره کرد که از ترک تحصیل ۱۵ درصدی دانشآموزان خراسانرضوی خبر داده بود.
شاخص دیگری که در زمینه ترکتحصیل اهمیت دارد، نرخ گذار دوره ابتدایی است؛ این شاخص، نشان میدهد چه نسبتی از دانشآموزان، دوره ابتدایی را با موفقیت به پایان رساندهاند و مقطع بعدی را آغاز کردهاند. آنطور که گزارش مرکز ملی آمار نشان میدهد، نرخ گذار دوره ابتدایی نیز اگرچه در پنج سال گذشته، سیر سینوسی داشته، در سال تحصیلی گذشته نسبتبه سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ افزایش یافته است. این نرخ در مبدأ بررسی ما ۹۵.۷ درصد بوده که در سال تحصیلی ۱۴۰۴- ۱۴۰۳ به ۹۶.۵ درصد رسیده است.
بخشی از این گزارش، تصویری هم از سیر ترک تحصیل در دو مقطع متوسطه ترسیم میکند. در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ نرخ ترک تحصیل در متوسطه اول ۳.۶۶ درصد بوده است که این رقم در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ به ۳.۳۹ درصد کاهش یافته است.
همچنین در سال ۱۴۰۰-۱۳۹۹ در مقطع متوسطه دوم، نرخ ترکتحصیل ۲.۵ درصد بوده و این رقم در سال تحصیلی گذشته به ۱.۶۲ درصد رسیده است. شاید این کاهشها را بتوان روزنههایی امید درمیان انبوهی از نگرانیها دانست.
وقتی واژه «ترک تحصیل» به میان میآید، ناخودآگاه ذهن بهسمت فقر میچرخد. گویی این دو، همزاد هم هستند. شنیدن واژه ترک تحصیل، پرسشهایی درباره عدالت آموزشی- و شاید بهتر بگوییم بیعدالتی آموزشی- را هم در ذهن ایجاد میکند؛ پرسشهایی مثل اینکه آیا همه کودکان این سرزمین، شانس یکسانی برای نشستن پشت میزهای مدرسه دارند؟
در سالهای اخیر، گرانی و افزایش هزینههای زندگی، اهمیت آموزش را در سبد هزینه خانوارها، کمرنگتر کرده است. وقتی نان شب در خطر باشد، کتاب و دفتر و خودکار به اولویتهای بعدی تبدیل میشوند. دسترسی به امکانات آموزشی برای بسیاری از اقشار کمدرآمد، روزبهروز دشوارتر میشود. گویی آموزش هم دارد به کالایی لوکس بدل میشود که تنها خانوادههای مرفه از پس خریدش برمیآیند.
ما پیشتر در گزارشی به کاهش سهم آموزش در سبد هزینههای خانوار پرداختیم و نوشتیم که در نیمه اول دهه۷۰، تورم آموزشی کمتر از ۲۰درصد بود. اما در سال ۱۳۷۴ و بهدنبال افزایش دستمزد فرهنگیان و افزایش هزینههای آموزش، این نرخ به قله ۴۷.۸درصد رسید، با این حال در انتهای این دهه، تورم آموزش دوباره به زیر ۲۰درصد بازگشت، اما این آرامش دیری نپایید. تورم سالانه آموزش از سال۱۴۰۰ با روندی صعودی به مسیر خود ادامه داد تااینکه در سال۱۴۰۲ به ۴۱.۶درصد رسید.
در آذر پارسال، تورم سالانه آموزش به ۳۸.۸درصد رسید. این روند نگرانکننده، علاوهبر عمیقتر کردن شکاف طبقاتی، بیعدالتی آموزشی را نیز تشدید کرده است. در یک سوی ماجرا، خانوادههای پردرآمد قرار دارند که همچنان میتوانند از امکانات آموزشی باکیفیت برخوردار شوند. در سوی دیگر، خانوادههای کمدرآمدی هستند که مجبورند آموزش را بهعنوان یک اولویت ثانویه کنار بگذارند، چهبسا پول خرید یک جلد کتاب، خرج نان شب شود.
درباره ریشههای ترک تحصیل و بازماندن از آن، کارشناسان دلایل متعددی را برشمردهاند، اما مشخصا درباره خراسانرضوی میتوان به آنچه نیره عابدینزاده، سرپرست مجتمع قضایی و حمایتی شوق زندگی، پیشتر به شهرآرا گفته بود، اشاره کرد؛ اختلاف والدین، فقدان مدارک هویتی، ممانعت یکی از والدین، والدینی که بهعلت پرونده کیفری تحت تعقیب هستند، کار کودک، اتباع بدون مجوز اقامت و فاصله زیاد مدرسه و محل سکونت.
علی محبی، رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزشوپرورش، هم آذر امسال گفته بود: پژوهشها نشان میدهد عوامل اصلی ترک تحصیل و عقبماندگی تحصیلی دانشآموزان در دوره ابتدایی، بیش از آنکه به مدرسه و ساختار آموزشی وابسته باشد، به متغیرهایی مانند شغل و تحصیلات والدین و تعداد کتابهای موجود در خانه بازمیگردد؛ عواملی که هم کمهزینهترند و هم بیشترین اثربخشی را دارند، اما کمتر مورد توجه سیاستگذاران قرار گرفتهاند.
مرور پژوهشهای علمی در حوزه ترک تحصیل هم نشان میدهد که این پدیده، ریشه در مجموعهای از عوامل بههمپیوسته دارد که از خانواده آغاز میشود و تا ساختار آموزشی و اقتصاد جامعه امتداد مییابد.
«ترک تحصیل، دلایل، عواقب، راهکارها» یکی از همین پژوهشهای علمی است که در آن، وضعیت اقتصادی بهعنوان مهمترین عامل ترک تحصیل معرفی شده است. فقر مالی نهتنها امکان تأمین هزینههای جانبی آموزش را از خانواده سلب میکند، بلکه بهدلیل درگیری والدین با معاش، آنها را از اوضاع تحصیلی فرزندان غافل میکند. در این میان، سواد والدین و نقش آنها در همراهی تحصیلی فرزندان، عاملی سرنوشتساز است؛ چراکه دانشآموزانی که والدین آگاه و باسوادی دارند، از پشتیبانی عاطفی و آموزشی برخوردارند و کمتر به ترک تحصیل روی میآورند.
محتوای کتب درسی و شیوههای ارزیابی نیز سهم قابلتوجهی در ماندگاری یا خروج دانشآموزان از مدرسه دارد. پژوهشها نشان میدهد ناهماهنگی محتوای آموزشی با نیازها و علایق دانشآموزان، حجم سنگین کتابها و نبود جذابیت در مطالب درسی، انگیزه تحصیل را کاهش میدهد.
همچنین شیوههای نادرست امتحانگیری که دانشآموز را به حفظکردن بهجای تفکر وادار میکند، خستگی از مدرسه و درنهایت ترک تحصیل را به دنبال دارد. برخورد معلم و فضای حاکم بر کلاس نیز بیاثر نیست. جایی که تنبیه، خشونت یا بیتوجهی، جای تشویق و تعامل را میگیرد، زمینه برای خروج تدریجی دانشآموز از چرخه آموزش فراهم میشود.
این پژوهش درعینحال، راهکارهایی عملی برای کاهش ترک تحصیل ارائه میدهد که در سه سطح خانواده، مدرسه و نظام آموزشی قابل تعریف است. ایجاد ارتباط مستمر با والدین، تشکیل جلسات مشاوره برای دانشآموزان در معرض خطر، طراحی فعالیتهای فوقبرنامه جذاب، و توجه به مهارتآموزی درکنار آموزش نظری، ازجمله پیشنهادهایی است که میتواند دانشآموزان را در مدرسه ماندگار کند.
همچنین تأکید بر ایجاد محیطی امن و آرام در خانه، آموزش مهارتهای مطالعه از کودکی و جایگزینی تشویق بهجای تنبیه، از دیگر راهکارهایی است که در این پژوهشها برای مقابله با معمای چندلایه ترک تحصیل ارائه شده است.
ترکتحصیل زودهنگام، کودک را پیش از آنکه کودکی کند، ناگزیر به میدان بزرگسالی میفرستد؛ میدانی که در آن نه توان رقابت دارد و نه ابزار زیست.
این خروج زودهنگام از مدرسه، زنجیرهای از آسیبهای اجتماعی را هم درپی خواهد داشت که نهفقط آینده کودک را تهدید میکند، بلکه تبعات ناگزیری هم برای جامعه بههمراه دارد که ازجمله آنها میتوان به افزایش شمار کودکان کار و خیابان، تکدیگری، بزهکاری و محرومیتهای چندلایهای اشاره کرد که تا پایان عمر بر دوش فرد و جامعه سنگینی میکند.
ریشههای این پدیده چنانکه کارشناسان و پژوهشها نشان دادهاند، چنان درهم تنیده شده است که نمیتوان با نسخهای تکعاملی آن را درمان کرد. فقر اقتصادی، ناکارآمدی نظام آموزشی، معضلات فرهنگی، اختلافات خانوادگی و نبود دسترسی به امکانات، همه دستبهدست هم دادهاند تا این معمای چندمجهولی شکل بگیرد. این چرخه معیوب آسیبزا باید بشکند، پیش از آنکه کودکان بیشتری را ببلعد.