صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

گفت وگوی شهرآرا با دانشجویان رشته‌های  مهندسی | گشایش بازار کار به دست مهندسان آینده

  • کد خبر: ۳۹۴۸۶۶
  • ۰۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۱۰
دانشجویان مهندسی، سال هاست بر سر یک دوراهی ایستاده اند؛ از یک سو مدرکی که هنوز در ذهن جامعه مترادف با «امنیت شغلی» است و ازسوی دیگر، بازاری که هر روز پیش بینی ناپذیرتر می شود.

به گزارش شهرآرانیوز؛ دانشجویان مهندسی، سال هاست بر سر یک دوراهی ایستاده‌اند؛ از یک سو مدرکی که هنوز در ذهن جامعه مترادف با «امنیت شغلی» است و ازسوی دیگر، بازاری که هر روز پیش بینی ناپذیرتر می‌شود. دیگر کمتر دانشجوی مهندسی را‌ می‌توان یافت که مسیر آینده اش را خطی، روشن و بدون تردید، ترسیم کند.

اشتغال پس از فارغ التحصیلی، برای این نسل نه یک مقصد قطعی، بلکه مجموعه‌ای از سناریو‌های ممکن است؛ از مهاجرت و ادامه تحصیل گرفته تا کارآفرینی، ورود به صنعت یا حتی تغییر مسیر شغلی. در این گزارش، پای صحبت شش دانشجوی مهندسی از رشته‌های مختلف نشسته‌ایم؛ سه دختر و سه پسر که هرکدام، چشم اندازی متفاوت از آینده کاری خود ترسیم می‌کنند.

مهاجرت، بریدن کامل از وطن نیست

نگین رستمی، دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر در گرایش نرم افزار در دانشگاه فردوسی مشهد است. خودش می‌گوید که از همان سال‌های ابتدایی تحصیل، تصویر روشنی از محدودیت‌های پیش روی خود داشته و از همان اول، «مهاجرت» را انتخاب کرده است.

او می‌افزاید: این یک رؤیای رومانتیک یا یک تصمیم ناگهانی نیست. درواقع با کلی مشورت، بررسی و تحقیق، درک کردم که در ایران، فاصله میان تحصیل دانشگاهی و بازار کار -حداقل در رشته من- زیاد است. مسئله اصلی هم فقط سطح درآمد نیست. اگر صرفا دنبال پول باشید، شاید بتوانید با چند پروژه فریلنسری هم دوام بیاورید، اما مسئله اصلی این است که در محیط‌های کاری مرتبط با کامپیوتر در ایران، رشد واقعی رخ نمی‌دهد. راستش را بگویم؛ وقتی شما می‌بینید تصمیم‌های فنی را آدم‌هایی می‌گیرند که سال‌ها از فضای فناوری روز دنیا عقب هستند، ناامید می‌شوید.  

با این حال، او تأکید می‌کند که مهاجرت برایش به معنای بریدن کامل نیست. این دانشجوی مشهدی می‌گوید: دوست ندارم هدفم برای مهاجرت، به دل کندن از وطنم تعبیر شود؛ البته همیشه بزرگ‌ترین ترسم «درجازدن» در زندگی بوده است، اما با همه این بحث ها، من خودم را متعلق به اینجا می‌دانم. اگر روزی بتوانم با دانشی که دریافت کرده‌ام، پروژه‌ای واقعی در کشور خودم اجرا کنم، چرا که نه؟

شروع پیشرفت از زمین‌های خاکی

غلامرضا عامل، دانشجوی مهندسی عمران در دانشگاه صنعتی سجاد است. او برخلاف بسیاری از هم کلاسی هایش، مهاجرت را راه حل اصلی نمی‌داند. می‌گوید: این تصمیم من، از سر تعصب یا خوش بینی زیاد نیست؛ نتیجه شناخت تدریجی از واقعیت‌های بازار کار عمران در ایران است. درست است که بازار کار اشباع است، می‌دانم که مسیر طولانی است، درآمد اولیه ناچیز است و امنیت شغلی وجود ندارد، اما ترجیح می‌دهم آینده‌ام را خودم، همین جا بسازم. اگر همه نیرو‌های متخصص بروند، این چرخه معیوب هیچ وقت اصلاح نمی‌شود.  

او می‌افزاید: بی تعارف بگویم؛ بخشی از بحران بیکاری مهندسان عمران در ایران، به انتظارات غیرواقعی ما برمی گردد؛ واقعیتش این است که خیلی‌ها حاضر نیستند از کارگاه‌های کوچک یا پروژه‌های کم درآمد شروع کنند. همه می‌خواهند بعد از فارغ التحصیلی، بلافاصله بروند کارشناس فنی یک پروژه بزرگ باشند، گوشه‌ای از این شهر، یک برج بسازند و میلیاردی پول به جیب بزنند. اینکه نمی‌شود؛ همین الان، خود من هم زمان در چند پروژه ساختمانی همکاری می‌کنم. همه این ها، خانه‌های شخصی ساز همشهری هاست؛ راه این است.

به گفته غلامرضا، چالش بزرگ رشته‌های مهندسی به خصوص رشته عمران، این است که دانشگاه فقط درس تئوری ارائه می‌دهد. در این وضعیت، دانشجو وقتی وارد کارگاه شود، تازه می‌فهمد که مهندسی یعنی تصمیم گیری در شرایط واقعی، با محدودیت زمان و هزینه.

کیمیای موفقیت

مریم قاسمی، دانشجوی مهندسی شیمی در دانشگاه آزاد مشهد است. او تأکید می‌کند که موفقیت، فرمول مشترکی ندارد، اما به طور عام، از ترکیب اراده، صبر و واقع بینی حاصل می‌شود. قاسمی می‌گوید: آینده شغلی در رشته ما نه سیاه است نه سفید. در ذهن خیلی ها، مهندسی شیمی یعنی پتروشیمی‌های بزرگ و حقوق‌های هنگفت، اما این فقط بخش کوچکی از واقعیت است؛ حقیقت این است که جابازکردن در یک واحد صنعتی بزرگ، خیلی سخت است.

باید منطقی نگاه کرد. واحد‌های تولیدی متوسط و کوچک، فرصت یادگیری بیشتری می‌دهند. آنجا مهندس فقط یک وظیفه ندارد؛ باید همه چیز را بفهمد.   وی به ضعف ارتباط میان صنعت و دانشگاه، اشاره و تأکید می‌کند: دانشجویان اغلب بدون شناخت واقعی از محیط کار، فارغ التحصیل می‌شوند. 

این خانم دانشجو می‌گوید: وقتی برای اولین بار وارد یک واحد تولیدی شدم، فهمیدم بسیاری از چیز‌هایی که خوانده‌ایم، نیاز به ترجمه عملی دارد. مهندسانی که از همان ابتدا دنبال مسیر سریع و تضمین شده هستند، زودتر سرخورده می‌شوند. این رشته به «صبر» نیاز دارد. فقط باید فعال باشی و مهارت واقعی کسب کنی، آن وقت موفقیت خودش به سراغت می‌آید.

ناامید نباشید، «استارتاپ» کنید!

پارسا نیک فر، دانشجوی مهندسی برق در دانشگاه پیام نور مشهد، ویژگی شخصیتی متفاوتش، این است که به گفته خودش، از همان سال‌های ابتدایی تحصیل، چشم امید بر استخدام رسمی بسته است. می‌گوید: به چشم خودم درمیان قوم وخویش و دوست وآشنا، زیاد دیده‌ام جوان‌هایی را که با معدل بالا، مدرک خوب و حتی از دانشگاه‌های مشهور در رشته ما، مدرک گرفته‌اند و حالا سال هاست که منتظر یک موقعیت شغلی هستند. همان جا فهمیدم که انتظار، استراتژی نیست.  

او حدود دو سال است که روی یک ایده فناورانه درباره ارتباط هوش مصنوعی با نیروگاه‌های برق خورشیدی کوچک مقیاس کار می‌کند؛ ایده‌ای که البته هنوز به مرحله درآمد پایدار نرسیده است، اما با اشتیاق و هیجان، ایمیل دعوت نامه دانشگاه راینلند آلمان را نشانمان می‌دهد و جزئیات طرحش را برایمان توصیف می‌کند.   

این دانشجوی مشهدی می‌افزاید: اگرچه فضای استارتاپی پرریسک است، همین ریسک می‌تواند عامل یادگیری سریع باشد. اینجا اگر اشتباه کنی، بلافاصله نتیجه اش را‌ می‌بینی. این تجربه با هیچ کلاس تئوریکی مقایسه شدنی نیست. متأسفم که بگویم بسیاری از هم کلاسی‌ها و هم رشته‌ای‌های من، فکر می‌کنند یا باید در کارخانه مشغول به کار بشوی یا در اداره، درحالی که امروز، مهندس می‌تواند مسئله محور کار کند، نه سازمان محور. با همه سختی‌های موجود، فضای امروز مملکت ما برای کار‌های استارتاپی، خیلی مناسب است. این فرصت بزرگی است که نباید آن را از دست داد.

دانشگاه، بازار کار من است

محمدرضا توکلی، دانشجوی مهندسی صنایع در دانشگاه فردوسی مشهد است که آینده کاری اش را در ادامه تحصیل جست‌و‌جو می‌کند. خودش می‌گوید: در دانشگاه، قول مشهوری هست که‌ می‌گوید اگر رشته آبیاری گیاهان دریایی هم راه اندازی شود، می‌شود در آن رشته دکتری بگیری و عضو هیئت علمی شوی. [با خنده.]چه ایراد دارد آدم ارشد بخواند و دکتری بگیرد تا از بیکاری فرار کند؟

همیشه که بازار کار هدف نیست؛ گاهی اوقات، بازار کار می‌تواند در دل همان دانشگاهی باشد که در آن درس می‌خوانید.   او بیان می‌کند: می‌خواهم ادامه تحصیل بدهم؛ البته نه برای فرار از سربازی. درواقع هدفم این است به جایی برسم که بتوانم تدریس کنم، پژوهش انجام بدهم و عضو هیئت علمی شوم. می‌دانم که مسیرم آسان نیست، رقابت شدید است، ظرفیت محدود است و گاهی روابط، پررنگ‌تر از شایستگی دیده می‌شود، اما اگر کسی از ابتدا بداند چه‌ می‌خواهد و برایش برنامه ریزی کند، هنوز هم امکان ساختن این مسیر وجود دارد.  

به گفته این دانشجوی مشهدی، مهندسی صنایع، رشته‌ای است که‌ می‌تواند پلی میان نظریه و عمل باشد و در شرایط فعلی که رابطه میان صنعت و دانشگاه، پاشنه آشیل مشکلات اقتصادی کشور است، یک استاد دانشگاه در این رشته که مولد فکر باشد، می‌تواند از هر مهندسی در کف میدان، مؤثرتر عمل کند.

اختلاف دستمزد، بلیت مهاجرت مهندسان

در جریان بررسی پرونده آینده شغلی در رشته‌های مهندسی، سری هم به اتاق بازرگانی، صنعت، معدن و کشاورزی خراسان‌رضوی زدیم؛ محسن خندان‌دل، رئیس کمیسیون خدمات فنی، مهندسی، مشاوره‌ای و عمران اتاق بازرگانی خراسان رضوی در گفت‌و‌گو با ما بیان می‌کند: براساس اطلاعات پایه مرکز آمار ایران، امروزه بیش از ۴ میلیون ایرانی در خارج از کشور زندگی می‌کنند که در این میان، دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی و مهندسان فارغ‌التحصیل‌شده ایرانی، جزو قشر بیشتری هستند. در واقع، متأسفیم که بگوییم آمار مهاجرت دانشجویان از حدود ۱۰هزار نفر در سال ۱۳۷۸ به ۸۶هزار نفر در سال ۱۴۰۱ رسیده است.

او می‌افزاید: البته پارادایم کلی مهاجرت، بسیار فراتر از جابه‌جایی جمعیتی از داخل به خارج کشور است؛ درواقع، حتی همین جابه‌جایی جمعیتی از روستا‌ها و نقاط دیگر به مشهد برای تحصیل در رشته‌های مهندسی یا اشتغال در شرکت‌ها نیز از مصادیق مهاجرت مخرب به حساب می‌آید. رئیس کمیسیون خدمات فنی، مهندسی، مشاوره‌ای و عمران اتاق بیان می‌کند: با همه این تفاصیل، شواهد موجود ثابت می‌کند که تمایل به مهاجرت در میان نیروی کار به‌خصوص در رشته‌های مهندسی به شکل معناداری افزایش یافته است. 

این موضوع اگرچه دلایل متعددی همچون تحریم‌های بین‌المللی، ناکارآمدی نظام اداری، تمرکزگرایی، مداخلات گسترده دولتی، بی‌ثباتی مقررات، وابستگی اقتصاد به منابع طبیعی، بی‌اعتمادی میان صنعت و دانشگاه، ضعف نظام آموزش فنی‌وحرفه‌ای و آموزش‌وپرورش، تبعیض‌های اجتماعی و نگرانی‌های زیست‌محیطی دارد، اما همچنان اصلی‌ترین چالش موجود، همان شکاف درآمدی است. وقتی یک مهندس ایرانی در داخل کشور در آرمانی‌ترین حالت ممکن حدود سیصد دلار درآمد دارد، بدیهی است چشم به جایی داشته باشد که پایه حقوق مهندسان ۷ تا ۹ هزار دلار است.

مهندسی، آغاز راه است، نه پایان آن

امروز در جمع دانشجویان رشته‌های مهندسی، مهاجرت برای برخی نه رؤیا، بلکه واکنشی منطقی دربرابر محدودیت هاست؛ درمقابل، ماندن و ساختن نیز همچنان برای گروهی معنا دارد، حتی اگر مسیرش طولانی و پرهزینه باشد. ورود به صنعت، کارآفرینی و استارتاپ، تغییر مسیر آگاهانه یا ادامه تحصیل مسئله محور، همگی نشان می‌دهد که مهندسان جوان، بیش از هر چیز درحال آزمون وخطا برای یافتن جایگاه خود هستند.

آن‌ها دیگر منتظر نسخه‌های آماده نیستند و‌ می‌دانند که امنیت شغلی، مفهومی ثابت و همگانی نیست. درواقع، کلام بسیاری از دانشجویان رشته‌های مهندسی، ثابت می‌کند که این نسل به همان اندازه که از خوش بینی ساده لوحانه به دورند، چشم از ناامیدی مطلق نیز شسته‌اند و نوعی «واقع گرایی محتاطانه» را دنبال می‌کنند.

نقطه مشترک همه این روایت ها، فاصله میان آموزش دانشگاهی و واقعیت بازار کار است؛ فاصله‌ای که دانشجویان ناچارند با ابتکار فردی، تجربه عملی و یادگیری مداوم، آن را پر کنند. شاید مهم‌ترین تفاوت این نسل با نسل‌های پیشین، همین آگاهی باشد: اینکه آینده، حاضروآماده تحویل داده نمی‌شود، بلکه با رنج و صبر ساخته می‌شود. مهندسان امروز، بیش از آنکه دنبال پاسخ قطعی باشند، به دنبال امکان انتخاب هستند؛ انتخابی که هرچند پرریسک است، تنها راه معنا دادن به مدرکی است که قرار است آغاز راه باشد، نه پایان آن.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.