صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

نگاهی به قسمت اول تا پنجم سریال «ساهره» | روایتی جسورانه از دنیای موازی با چاشنی ابهام و حاشیه

  • کد خبر: ۳۹۴۸۸۳
  • ۰۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۵
سریال «ساهره» که این شب‌ها از شبکه سه سیما روی آنتن می‌رود، از همان قسمت نخست نشان داد قصد دارد در زمین متفاوتی بازی کند؛ زمینی که کمتر در تولیدات تلویزیونی ایران به آن پرداخته شده است.
نیلا شهری
خبرنگار نیلا شهری

به گزارش شهرآرانیوز، سریال «ساهره» از روز پنجشنبه (۳۰ بهمن ماه ۱۴۰۴) همزمان با اولین شب ماه مبارک رمضان پخش خود را آغاز کرده است. این سریال هر شب پس از اذان مغرب (حدوداً ساعت ۱۸:۲۵) از شبکه سه سیما روی آنتن می‌رود. «ساهره» در گونه درام معمایی با رگه‌هایی از فانتزی و مفاهیم ماورایی ساخته شده است؛ ژانری که در تلویزیون ایران کمتر مجال بروز پیدا کرده و اغلب تولیدات به ملودرام‌های خانوادگی یا آثار مناسبتی محدود شده‌اند. همین انتخاب ژانر، مهم‌ترین امتیاز اولیه این سریال به شمار می‌رود.

این مجموعه تلاش کرده با تکیه بر یک ایده مرکزی متفاوت، مخاطبی را جذب کند که سال‌هاست از ضعف فیلمنامه در بسیاری از آثار تلویزیونی گلایه دارد. برخلاف مشکل همیشگی برخی تولیدات داخلی که از فقر قصه و ایده رنج می‌برند، «ساهره» دست روی سوژه‌ای گذاشته که هم ظرفیت تعلیق دارد و هم امکان گسترش دراماتیک و ارتباطی رازآلود میان دو زمان. البته در خصوص نام این سریال هم لازم به ذکر است «ساحره» به معنای جادوگر نیست و (با فتحه روی ه) یک واژه عربی به معنای کسی است که خواب از چشمش گریخته و شب را با بی خوابی گذرانده است. این نام گذاری بی مناسبت نیست؛ چراکه داستان سریال درباره انسانی است که به دلیل رویدادی غیرمنتظره، بی خواب شده و در مسیر تازه‌ای برای یافتن حقیقت گام برمی دارد. به گفته سازندگان، سریال «ساهره» دقیقاً معنای کلمه را به تصویر می‌کشد: انسانی که بی خواب شده تا به هدفش برسد.

خلاصه داستان سریال «ساهره»

ماجرا از زندگی یک دانشجوی پزشکی آغاز می‌شود؛ دختری جوان که همزمان با دوران اینترنی و شیفت‌های فشرده بیمارستان، درگیر مشکلات معیشتی و جست‌وجوی خانه‌ای برای اجاره است. او با دوستش مریم زندگی می‌کند و در میانه همین روزمرگی‌ها، به شکلی اتفاقی با یک تلفن همراه قدیمی مواجه می‌شود؛ تلفنی که نقطه آغاز پیچیدگی‌های داستان است. این تلفن همراه، پلی می‌شود میان زمان حال و یک ماه پیش. دختر دانشجو از طریق این تلفن با مردی به نام مهندس آزموده ارتباط برقرار می‌کند؛ شخصیتی که نقش او را امین زندگانی ایفا می‌کند. تماس‌ها یک‌طرفه است؛ تنها دختر می‌تواند ارتباط بگیرد و همین ویژگی، رازآلود بودن ماجرا را تشدید می‌کند. سریال به‌طور همزمان چند خط داستانی را پیش می‌برد: زندگی شخصی مهندس آزموده و بحران‌های خانوادگی‌اش، مسیر حرفه‌ای و شخصی دانشجوی پزشکی و معمای منشأ تلفن قدیمی و ماهیت این ارتباط زمانی. در قسمت پنجم، اما نقطه عطف مهمی رقم می‌خورد؛ جایی که دختر دانشجو مرگ قریب‌الوقوع مهندس را پیش‌بینی می‌کند و عملاً تلاش می‌کند سرنوشت او را تغییر دهد. این لحظه، سریال را وارد حوزه‌ای جدی‌تر از یک معمای ساده می‌کند و پای مفاهیم تقدیر، اختیار و امکان مداخله در سرنوشت را به میان می‌کشد.

فیلمنامه، نقطه قوتی که قلاب می‌اندازد

«ساهره» از همان قسمت اول با یک قلاب دراماتیک قوی وارد میدان شد. در شرایطی که بسیاری از آثار تلویزیونی در جذب مخاطب در اپیزود‌های ابتدایی ناکام می‌مانند، این سریال توانست با طرح یک معمای جذاب، تماشاگر را با خود همراه کند.

دنیای موازی، تماس میان دو برهه زمانی و امکان تأثیرگذاری بر گذشته، سوژه‌ای است که یا در تلویزیون ایران سابقه جدی نداشته یا بسیار کم‌رنگ به آن پرداخته شده است. همین تازگی، مهم‌ترین برگ برنده فیلمنامه به حساب می‌آید. با این حال، در کنار جذابیت ایده، «ساهره» از برخی باگ‌های روایی نیز رنج می‌برد. منشأ تلفن قدیمی هنوز روشن نشده؛ در حالی که در فلاش‌بک‌های گذشته همین شخصیت، او صاحب تلفن هوشمند است و توضیحی درباره این دستگاه خاص داده نمی‌شود. یک‌طرفه بودن تماس‌ها نیز پرسش‌برانگیز است و تا اینجا منطق مشخصی برای آن ارائه نشده است. این ابهام‌ها اگرچه می‌توانند تعلیق‌ساز باشند، اما در صورت بی‌پاسخ ماندن، به ضعف ساختاری بدل خواهند شد.

خط قرمز‌ها و تابوشکنی، مادر ایرانی خیانت نمی‌کند!

یکی از بحث‌برانگیزترین خطوط داستانی، ماجرای خیانت همسر مهندس آزموده است. در بستر رسانه‌ای مانند تلویزیون رسمی، نمایش خیانت یک مادر ایرانی، آن هم در قالبی نسبتاً صریح، نوعی تابوشکنی محسوب می‌شود. تصویر سنتی ارائه‌شده از «مادر ایرانی» در سال‌های گذشته کمتر اجازه چنین روایت‌هایی را داده است. با این حال، تا پنج قسمت ابتدایی، سریال تمرکز اصلی خود را بر زندگی دانشجوی پزشکی گذاشته و هنوز به‌طور جدی به واکاوی این بحران خانوادگی نپرداخته است. این تعلیق روایی می‌تواند حساب‌شده باشد، اما در عین حال این خطر را دارد که خط داستانی مهندس به حاشیه رانده شود.

بازی‌ها، نقطه ضعف غیرمنتظره

در میان بازیگران، بازی امین زندگانی بیش از همه محل نقد است. او که در کارنامه خود نقش‌های ماندگاری دارد، این‌بار اجرایی کم‌رمق و بعضاً ناهماهنگ ارائه داده است. حس درونی شخصیت در بسیاری از صحنه‌ها به تماشاگر منتقل نمی‌شود و نوع بیان و میمیک چهره، باورپذیری کاراکتر را کاهش داده است. این ضعف بازی، به‌ویژه در صحنه‌های احساسی و خانوادگی، بیش از پیش به چشم می‌آید و از وزن دراماتیک داستان می‌کاهد. در اثری که بر پایه تعلیق و احساسات پیش می‌رود، چنین خللی می‌تواند تأثیرگذاری را کاهش دهد.

کیفیت تولید در حد تلویزیون، نه فراتر

از منظر فنی، «ساهره» همچنان در همان سطح متعارف تولیدات تلویزیونی باقی مانده است. طراحی لباس در برخی موارد حال‌وهوایی متعلق به دهه هشتاد دارد و با زیست امروز جامعه همخوانی کامل ندارد. دیالوگ‌ها نیز گاه چنان سطحی و شعاری می‌شوند که بیشتر به پر کردن زمان شباهت دارند تا پیشبرد درام. جلوه‌های بصری، به‌ویژه در صحنه‌های باران یا سکانس‌های داخل خودرو، مصنوعی و غیرقابل باور جلوه می‌کنند. این ضعف‌های اجرایی، فاصله اثر را با استاندارد‌های روز مخاطب افزایش می‌دهد؛ مخاطبی که امروز با محصولات متنوع داخلی و خارجی مقایسه می‌کند و توقع بالاتری دارد.

تقدیر، اختیار و مداخله در سرنوشت

مهم‌ترین چالش «ساهره» شاید نه در اجرا، بلکه در لایه مفهومی آن باشد. مسئله تغییر سرنوشت و پیشگیری از مرگ، در بستر فرهنگی و دینی جامعه ایرانی موضوعی حساس است. در قسمت پنجم، وقتی دختر دانشجو مرگ مهندس را پیش‌بینی می‌کند، سریال عملاً وارد قلمرو جدی‌تری می‌شود؛ قلمرویی که نیازمند پرداخت دقیق و مسئولانه است. اگر این ایده صرفاً به یک بازی تخیلی تقلیل یابد، عمق خود را از دست می‌دهد؛ اما اگر با نگاهی فلسفی و سنجیده دنبال شود، می‌تواند به یکی از جسورانه‌ترین روایت‌های تلویزیونی سال‌های اخیر بدل شود.

امید به یک پایان منسجم

با کنار گذاشتن ضعف‌های اجرایی و باگ‌های روایی، «ساهره» همچنان یک امتیاز مهم دارد: قصه‌ای که مخاطب را درگیر می‌کند. کارگردان توانسته از همان قسمت نخست قلاب خود را بیندازد و کنجکاوی تماشاگر را برانگیزد. اکنون پرسش اصلی این است: آیا این گره‌ها به شکلی منطقی و قانع‌کننده گشوده خواهند شد یا پیچیدگی‌ها صرفاً بر ابهام‌ها می‌افزایند؟ پاسخ به این سؤال، سرنوشت نهایی «ساهره» را تعیین خواهد کرد. اگر روایت بتواند گذشته و آینده را در نقطه‌ای معنادار به هم برساند، این سریال می‌تواند به تجربه‌ای متفاوت و قابل دفاع در کارنامه تلویزیون بدل شود؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد هنوز هم می‌توان در قاب تلویزیون، خطر کرد و داستانی تازه گفت.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.