صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

نگاهی به فضیلت دعای ابوحمزه ثمالی | شیرینی نجوا با معبود در کلام سید الساجدین (ع)

  • کد خبر: ۳۹۴۹۲۶
  • ۰۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۴:۵۷
دعای ابوحمزه ثمالی، مناجات شبانگاهی امام سجاد (ع) در سحر‌های ماه رمضان، فراتر از یک دعای معمولی است. من فکر می‌کنم این دعا، یک دوره خودشناسی و خداشناسی است که درقالب دعا ریخته شده است.

سمانه رضوانی | شهرآرانیوز؛ دعای ابوحمزه ثمالی، مناجات شبانگاهی امام سجاد (ع) در سحر‌های ماه رمضان، فراتر از یک دعای معمولی است. من فکر می‌کنم این دعا، یک دوره خودشناسی و خداشناسی است که درقالب دعا ریخته شده است. ابوحمزه فقط خواندنی نیست، چشیدنی است؛ طعم اعتراف به گناه، مزه امید به رحمت، لذت شکرگزاری و شیرینی نجوا با معبود را همه باهم دارد. 

در این دعا، امام زین‌العابدین (ع) چنان از ضعف‌ها و امید‌های بنده می‌گوید که انگار قصه خود ماست؛ قصه آدمی که میان گناه و توبه، میان ناامیدی و رحمت، سرگردان است، اما دستش را به‌سوی کسی دراز کرده که از رگ گردن به او نزدیک‌تر است.

از اسم‌مان پیداست که فراموشکاریم

«مضطر» کسی است که سختی‌ها بر او اثر کرده است و هیچ راهی برای تکیه بر آن نبیند؛ نه به خودش، نه به قوم‌وخویشش، نه به دوستانش، نه به همسایه‌هایش، نه به مقامش؛ به هیچ‌جا تکیه نکند. وقتی به هیچ‌جا تکیه نکرد، می‌شود «مضطر». اغلب ما همان اول نمی‌رویم سراغ خدا؛ به خودمان دل می‌بندیم، به «من می‌توانم» ها، به این دل می‌بندیم که فلانی، دستمان را می‌گیرد. دلمان خوش می‌شود که می‌شود به بقیه امید بست.

وقتی خوب دورهایمان را زدیم و دست از پا درازتر شدیم، می‌رویم سراغ خدا. این‌بار مضطر می‌رویم. اما امام‌سجاد (ع) در دعای ابوحمزه، انگار راه را قشنگ‌تر نشان می‌دهد. می‌گوید همان اول راه، سراغ خدا برو: «وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لاَ أَدْعُو غَیْرَهُ وَ لَوْ دَعَوْتُ غَیْرَهُ لَمْ یَسْتَجِبْ لِی دُعَائِی: سپاس خداى را که تنها او را به دعا مى‌خوانم، نه غیر او را و اگر از غیر او حاجت مى‌خواستم، دعایم را مستجاب نمى‌کرد.»

«وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لاَ أَرْجُو غَیْرَهُ وَ لَوْ رَجَوْتُ غَیْرَهُ لَأَخْلَفَ رَجَائِی: و سپاس خداى را که به او چشم امید دارم نه به غیر او، و اگر به غیرش امید مى‌داشتم، مرا ناامید مى‌کرد.»

ما بنده‌ها خوب دست و پاهایمان را می‌زنیم، موقع غرق شدن، یادمان می‌افتد که خدایی هم داریم. ولی اگر خدا جواب دعای ما را می‌دهد، نه اینکه ما کسی باشیم، به قول معروف، خودش کاردرست است.

«وَ إِذَا رَأَیْتُ کَرَمَکَ طَمِعْت:، چون به کرم بى‌پایان تو نظر مى‌کنم، امیدوار مى‌شوم.»

من یک معتادم

بیشتر ما فکر می‌کنیم معتاد‌ها چه می‌شود که معتاد می‌شوند. در ذهنمان برایشان دل می‌سوزانیم، گاهی دعا می‌کنیم و گاهی لعنت می‌فرستیم به کسی که این آدم‌ها را این‌طور اسیر کرده است. اما معتادها، آدم‌های عجیب‌وغریبی نیستند و از ما هم دور نیستند. من فکر می‌کنم ما خیلی شبیه آنهاییم؛ نه اینکه مثلا فلان موادمخدر را مصرف کنیم.

ما معتاد عادت‌های خودمانیم. اصلا کلمه اعتیاد از همین عادت می‌آید؛ یعنی خوگرفته. اسیر عادت‌هایی که اگر آنها را کنار بگذاریم، استخوان روحمان درد می‌گیرد؛ عادت‌هایی که اگر بگویند چرا فلان کار را کردی، می‌گوییم «ببخشید عادت دارم، نمی‌توانم ترک کنم.» بعضی‌وقت‌ها ما هم مثل همان معتاد‌ها از دست خودمان عصبانی می‌شویم، سر نفسمان داد می‌زنیم که یعنی تو آن‌قدر ذلیلی که نمی‌توانی ترک کنی؟

بارهاوبار‌ها با خودمان عهد می‌کنیم که دیگر فلان گناه را انجام نمی‌دهم، ولی باز سست می‌شویم و عهدشکنی می‌کنیم. «مَا لِی کُلَّمَا قُلْتُ قَدْ صَلَحَتْ سَرِیرَتِی وَ قَرُبَ مِنْ مَجَالِسِ التَّوَّابِینَ مَجْلِسِی: اى خدا! چه شد که هرچه با خود عهد کردم و گفتم که از این پس سیرتم نیکو خواهد شد و به مجامع اهل توبه و مقام توابین نزدیک مى‌شوم.» «عَرَضَتْ لِی بَلِیَّه أَزَالَتْ قَدَمِی وَ حَالَتْ بَیْنِی وَ بَیْنَ خِدْمتک: بلا و حادثه‌اى پیش آمد که به عهدم ثابت‌قدم نماندم و آن بلا، میان من و خدمتت حائل شد.»

ابوحمزه‌درمانی

در روان‌شناسی می‌گویند به خودتان تلقین کنید، تکرار کنید، با خودتان مرور کنید نکات مثبتی را که دارید، هر چیزی که مایه نشاط و شادی شماست. نمی‌دانم تا حالا افسردگی را تجربه کرده‌اید یا نه یا با کسی که افسرده است و ناامید، هم‌کلام شده‌اید یا نه؟ بخش زیادی از حس بد و ترس‌ها و اضطراب‌های ما از این است که نیمه خالی لیوان زندگی را می‌بینیم.

افسردگی درمان دارد و هرکه به شیوه خودش، می‌خواهد راه علاجش را پیدا کند و برای دیگران هم نسخه بپیچد. اما من خیلی دوست دارم یک تمرین جدید برای رفع افسردگی ثبت شود به نام «ابوحمزه‌درمانی». از اول تا آخر دعا به چشم تمرین نگاه کنیم. امام با شکر شروع می‌کند؛ شکر که تو خدای منی، کسی که دعای من را اجابت می‌کنی، نعمت می‌دهی بی‌منت، من را دوست داری بدون نیاز به من، از خطاهایم می‌گذری انگار اصلا خطایی نکرده‌ام، بدون واسطه حرف‌هایم را می‌شنوی، من را به غیر واگذار نمی‌کنی و...

یک وقت وسط دعا، چشم‌هایمان را باز می‌کنیم، می‌بینیم ما غرق نعمتیم و اصلا نمی‌دانیم کدام را شکر کنیم. خیلی‌وقت‌ها ندیدیم و نشمردیم؛ برای همین افسرده شدیم، ناامید شدیم. اما چطور ناامید باشم دربرابر خدایی که: «تُبْدِئُ بِالْإِحْسَانِ نِعَما وَ تَعْفُو عَنِ الذَّنْبِ کَرَما: هم اول با خلق احسان مى‌کنى، هم به کرمت از گناهانشان مى‌گذرى!» «فَمَا نَدْرِی مَا نَشْکُرُ أَجَمِیلَ مَا تَنْشُرُ أَمْ قَبِیحَ مَا تَسْتُرُ: با خدایی که خوبی‌هایم را سر زبان‌ها انداخت یا بدی‌هایم را پوشاند.» «با خدایی که امتحان‌ها را برایم آسان کرد یا کمک کرد از آنها سربلند بیرون بیایم: أَمْ عَظِیمَ مَا أَبْلَیْتَ وَ أَوْلَیْتَ أَمْ کَثِیرَ مَا مِنْهُ نَجَّیْتَ وَ عَافَیْتَ ما.» راستش من فکر می‌کنم ما در ناامیدی غوطه‌ور می‌شویم؛ چون از دریچه شکر غافل شده‌ایم.

دست‌های بخشنده او و بخل‌های من‌

می‌گویند اگر می‌خواهی محبت خدا را درک کنی، محبت مادر به فرزندش را ببین! عشقی بی‌حدوحصر، فداکاری، چشم‌پوشی از خطا‌ها و... بعدتر می‌گویند حالا این را که دیدی، ذره‌ای از محبت خدا به بنده‌اش است. من یک مادر هستم و خیلی خوب این موضوع را درک می‌کنم؛ یک وقت‌هایی هست که دخترم را آن‌قدر صدا می‌کنم که نگران می‌شوم نکند شنوایی‌اش مشکل داشته باشد.

اما امان از روزی که دستش زیر سنگ من گیر کرده باشد! همان گوشی که نمی‌شنید، شنوایی‌اش چندبرابر می‌شود برای رسیدن به خواسته‌اش. می‌بینم دلم نمی‌آید مثل خودش رفتار کنم؛ همین که اشک در چشم‌هایش حلقه بزند، تیر آخر است. ما بنده‌ها گاهی همین‌گونه هستیم؛ وقتی حاجتی داریم، دعایی داریم، یقه خدا را می‌چسبیم که باید مستجاب شود: «خدایا! حاجت من را بده یا دیگر نه من، نه تو...» ولی وقتی خرمان از پل گذشت، حالا خدا صدا می‌زند، ما انگار نمی‌شنویم، خودمان را می‌زنیم به آن راه یا تنبلی می‌کنیم.

امام سجاد (ع) در دعای ابوحمزه، درست این قصه ما را می‌گویند: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَدْعُوهُ فَیُجِیبُنِی وَ إِنْ کُنْتُ بَطِیئا حِینَ یَدْعُونِی: ستایش خداى را که من، او را مى‌خوانم و او اجابت مى‌کند؛ هرچند وقتى که او مرا مى‌خواند، کندى و کاهلى مى‌کنم.»

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.