صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

پاسدارِ خاموشِ شاهنامه | به بهانه درگذشت جلال خالقی‌مطلق

  • کد خبر: ۳۹۵۹۰۵
  • ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۲۸
در میان انبوه خبر‌های سیاسی این روزها، خبر درگذشت جلال خالقی‌مطلق بی‌هیاهو منتشر شد اما برای جامعه ادبی و دانشگاهی ایران، خاموشی او به معنای بسته شدن یکی از مهم‌ترین فصل‌های شاهنامه‌پژوهی معاصر است؛ فصلی که با دقت، وسواس و تعهدی کم‌نظیر نوشته شد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ نام خالقی‌مطلق با شاهنامه گره خورده است؛ با متنی که قرن‌ها دست‌به‌دست شده، روایت شده، تغییر یافته و گاه در گذر زمان دچار لغزش و خطا شده بود. او تصمیم گرفت این متن را نه با شور احساس، که با انضباط علمی از نو بسنجد؛ بازخوانی کند و صورتی هرچه نزدیک‌تر به اصل برای آن فراهم آورد.

او شاعر نبود و داستان‌نویس هم نه؛ اما زندگی‌اش خود روایتی از وفاداری به شعر بود. وفاداری به شاهکار ابوالقاسم فردوسی و به زبان فارسی.

کودکی در تهران، دغدغه‌ای به وسعت تاریخ

جلال خالقی‌مطلق در سال ۱۳۱۶ در تهران به دنیا آمد؛ در روزگاری که ادبیات کلاسیک هنوز حضوری پررنگ در فضای فرهنگی کشور داشت. علاقه او به متون کهن از سال‌های نوجوانی شکل گرفت و همین دلبستگی، مسیر تحصیلی‌اش را تعیین کرد.

او زبان و ادبیات فارسی خواند و خیلی زود دریافت شاهنامه، آن‌گونه که در چاپ‌های رایج در دسترس است، نیازمند بازنگری جدی است. تعدد نسخه‌ها، اختلاف روایت‌ها و خطا‌های نسخه‌نویسان در طول قرن‌ها، متن را با آشفتگی‌هایی روبه‌رو کرده بود. همین دغدغه او را برای پژوهشی عمیق‌تر راهی آلمان کرد؛ سفری علمی که به اقامتی طولانی انجامید.

دوری از وطن برای او به معنای فاصله گرفتن از ایران نبود؛ بلکه فرصتی بود برای دسترسی به نسخه‌های خطی موجود در کتابخانه‌های اروپا و کار در محیطی دانشگاهی و نظام‌مند. خالقی‌مطلق از سال ۱۳۵۰ (۱۹۷۱ میلادی) در بخش خاورمیانه دانشگاه هامبورگ مشغول به کار شد و بیش از سه دهه به تدریس زبان فارسی و فرهنگ ایران پرداخت؛ تا اینکه در سال ۱۳۸۵ (۲۰۰۶ میلادی) بازنشسته شد. اما پژوهش درباره شاهنامه برای او هرگز به بازنشستگی نرسید.

شاهنامه؛ متنی که باید دوباره خوانده می‌شد

شاهنامه در طول هزار سال گذشته بار‌ها تصحیح و منتشر شده بود. پیش از خالقی‌مطلق، چهره‌هایی، چون محمدعلی فروغی و جلال‌الدین همایی در این مسیر گام برداشته بودند. با این حال، پیشرفت روش‌های نوین متن‌پژوهی و نسخه‌شناسی ایجاب می‌کرد متنی انتقادی و مبتنی بر مقابله گسترده نسخه‌های کهن فراهم شود.

خالقی‌مطلق با صبری مثال‌زدنی، سال‌ها نسخه‌های مختلف شاهنامه را با یکدیگر مقابله کرد؛ واژه به واژه و بیت به بیت. نتیجه این تلاش طاقت‌فرسا، تصحیح انتقادی شاهنامه در چند جلد بود؛ اثری که امروز یکی از معتبرترین و دقیق‌ترین متون شاهنامه در محافل دانشگاهی ایران و جهان به شمار می‌آید.

کار او صرفاً یک ویرایش ساده نبود؛ بازسازی تاریخیِ متنی بود که بخش مهمی از هویت فرهنگی ایرانیان را شکل می‌دهد. در نگاه او، هر واژه شاهنامه اهمیت داشت؛ زیرا جابه‌جایی یک کلمه می‌توانست معنای یک روایت را دگرگون کند.

پژوهشگری دور از هیاهو

خالقی‌مطلق از آن دست استادانی نبود که در مرکز توجه رسانه‌ها قرار بگیرند. او کمتر در فضای عمومی دیده می‌شد و بیشتر وقت خود را در کتابخانه‌ها، آرشیو‌ها و میان نسخه‌های خطی می‌گذراند. همین روحیه آرام و متمرکز، به کارش عمقی ماندگار بخشید.

مقالات علمی او درباره روایت‌های اساطیری، ساختار داستان‌های شاهنامه، تحلیل شخصیت‌ها و مباحث متن‌شناسی، نشان‌دهنده رویکردی دقیق و روشمند است. او شاهنامه را صرفاً یک اثر ادبی نمی‌دانست؛ آن را سندی تاریخی، فرهنگی و هویتی می‌دید که باید با امانت کامل حفظ شود.

پلی میان ایران و جهان

سال‌های فعالیت او در آلمان سبب شد شاهنامه‌پژوهی ایرانی در سطح بین‌المللی جدی‌تر دیده شود. همکاری با دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی اروپایی، حضور در همایش‌های علمی و انتشار مقالات تخصصی، از او چهره‌ای شناخته‌شده در محافل آکادمیک ساخت.

خالقی‌مطلق نشان داد پژوهش سنتی درباره متون کلاسیک می‌تواند با روش‌های نوین علمی پیوند بخورد؛ بی‌آنکه از اصالت متن فاصله بگیرد. او با دقت، بی‌طرفی و انضباط علمی، الگویی برای نسل‌های بعدی پژوهشگران فراهم کرد.

فراتر از یک تصحیح

اگرچه نام او بیش از هر چیز با تصحیح شاهنامه شناخته می‌شود، اما فعالیت‌هایش محدود به این پروژه نبود. او پژوهش‌های متعددی درباره منابع تاریخی و اسطوره‌ای شاهنامه، روایت‌های گوناگون داستان‌ها و شیوه روایت‌پردازی فردوسی منتشر کرد. نوشته‌های او به درک دقیق‌تر پیشینه داستان‌های شاهنامه و جایگاه آن در سنت ادبی ایران کمک کرد.

میراثی که باقی می‌ماند

درگذشت جلال خالقی‌مطلق پایان یک مسیر پژوهشی نیست؛ بلکه آغازی است برای آشکار شدن هرچه بیشتر اهمیت کار او. هر دانشجویی که امروز شاهنامه را با تصحیح او می‌خواند، در واقع از حاصل دهه‌ها تلاش خاموش و پیگیرانه‌اش بهره می‌برد.

اگر فردوسی با سرودن شاهنامه، ایران را در زبان جاودانه کرد، خالقی‌مطلق با تصحیح علمی آن، به پایداری و اصالت این میراث یاری رساند. او نشان داد پاسداری از فرهنگ، تنها با شور و شعار ممکن نیست؛ به صبر، دانش و تعهدی عمیق نیاز دارد.

نام جلال خالقی‌مطلق شاید در هیاهوی خبر‌های این روز‌ها کمتر شنیده شود، اما در حاشیه هر صفحه از شاهنامه‌ای که با تصحیح او منتشر شده، حضوری روشن دارد؛ آرام، دقیق و ماندگار.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.