صدیقه رضوانی نیا| شهرآرانیوز، سوز سرمای زمستانی تمام صحن انقلاب حرم مطهر را پر کرده بود و از شدت سرما تصمیم گرفتم به زیارت قبر حرعاملی بروم در یکی از غرفههای زیرزمین صحن انقلاب.
نماز زیارت و زیارتنامه که خواندم، مزار عالم لبنانی را زیارت کردم و از پلهها بالا آمدم. هوا سوز داشت، خیلی... . شالگردنم را روی چادرم محکم کردم تا سلامی خدمت حضرت بدهم و از آقا خداحافظی کنم.
ناگهان وسط صحن، چشمم به روحانی جوانی افتاد که مثل من و تکوتوک زوار آن ساعت صحن در آن هوای زمستانی نیمه شب حرم، در حال قدمزدن در صحن انقلاب بودند.
روحانی جوان همراه همسر و فرزندش بود. همسر چادر ایرانی بر سر داشت و بچه در کالسکهای در دست مرد جوان قرار داشت. در نگاه اول نشناختمش؛ او هم مثل من شالگردنش را دور گردنش سفت کرده و حتی دهانش را هم پوشانده بود.
ناگهان در ذهنم جرقه زد که چقدر چهره این روحانی جوان در چشمم آشناست. انگار این سید جوان با آن قد بلند و عمامه مشکی را من میشناسم. بلافاصله صورتم را برگرداندم تا چهره روحانی جوان را دقیقتر ببینم. درست حدس زده بودم «آقامجتبی» بود، فرزند عزیز رهبر معظم انقلاب.
من قبلاً کتاب زندگی مقام معظم رهبری را خوانده بودم و با علاقه، زندگی او و فرزندانش را دنبال میکردم. عکس آقامجتبی را هم بارها در اینترنت دیده بودم و او حالا خودش با همان صورت زیبا و معصوم و البته بهشدت متواضع جلوی من بود. ناخودآگاه دستپاچه و با تمام شوقم به او لبخند زدم، او متواضعانه دست برد شالگردن قهوهای رنگش را از دهانش کنار زد و لبخند زد.
متعجبانه سری تکان دادم و خوشحالیام را از این دیدار شعفانگیز ابراز کردم. او هم با تمام تواضعش دست روی سینه گذاشت و تشکر کرد.
هوا بهشدت سرد بود و آقامجتبی و همسرش کالسکه در دست، قصد خروج از صحن انقلاب را داشتند.
از این اولین و تنها دیدار چنددقیقهای من با فرزند عزیز مقام معظم رهبری که در بارگاه مطهر رضوی اتفاق افتاد، شاید بیش از ۱۵ سال میگذرد و در همه این سالها، اسم آقامجتبی که میآید، صورت گرم و جذاب، فروتنی و لبخند بینظیرش در خاطرم زنده میشود.
یک سال پیش در جریان پژوهش کتابی درباره مهندس بنیهاشم، شهردار سابق مشهد که از مردان پرافتخار دوران دفاع مقدس و طراح پل غرورآفرین بعثت در عملیات والفجر ۸ است، با یکی از نزدیکان او گفتوگو میکردم. دوست آقای بنیهاشم، از قضای روزگار دبیر فیزیک آقامجتبی در دوره دبیرستان بود. او در میانه آن گفتوگو، از مناقب آقامجتبی گفت و اینکه از امیدهای روشن آینده این کشور، نظام و اسلام است و من ناخودآگاه یاد آن دیدار زمستانی، لبخندش و خانواده عزیزش که همراهش بودند، افتادم.
حالا آقامجتبی، جانشین خلف ولیّ امر مسلمین شده؛ ولیّ امر ما و همه مسلمان و آزادگان جهان.
رهبری که جهان افتخار خواهد داشت بارها و بارها لبخندهایش را ببیند.