صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

به یاد «احسان» | مرثیه‌ای در سوگ قهرمانان «دنا»

  • کد خبر: ۴۰۰۱۵۶
  • ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۰:۵۶
خبر دنا برایم دست‌کمی از فاجعه میناب نداشت. فقط به آن قهرمان‌هایی فکر می‌کنم که عشقشان اهتزاز پرچم بود. این هم بماند در پرونده قطور خون‌هایی که باید تقاصشان گرفته شود. امروز، حساب اجنبی بیش از هر زمان دیگر سنگین است.

دوران دانشجویی بود، حوالی سال ۱۳۹۵. نزدیک ایام نوروز بود که از جانب ناحیه بسیج دانشجویی مأمور شدیم تا یک گروه تقریباً بزرگ از دانشجویان رشته‌های مهندسی دانشگاه‌های مشهد را در قالب اردو‌های راهیان پیشرفت به بندرعباس ببریم. هدف، آشنایی آینده‌سازان ایران با توانمندی‌های دفاعی بود. هماهنگی‌های لازم با نیروی دریایی سپاه و نیروی دریایی ارتش هم انجام شده بود. با قطار خود را به بندرعباس رساندیم، نیم‌روز در یک مرکز رفاهی استراحت کردیم و برنامه‌های بازدید، خیلی فشرده و نزدیک آغاز شد.

اعلام شد نیمه نخست اردوی راهیان پیشرفت، متمرکز بر نیروی دریایی ارتش است و در نیمه دوم، دلاوران نیروی دریایی سپاه با اعضای کاروان ما سخن خواهند گفت. دو روز آغازین اردو با معرفی مبانی دفاعی، مسائل نظامی و راهبردی و البته برقراری یک رابطه عاطفی میان دانشجویان با قهرمانان شهید مدافع وطن گذشت. هر روز از حوالی ساعت ۸ صبح، اتوبوس‌ها را مقابل آسایشگاه ردیف می‌کردیم، بچه‌ها بیدار می‌شدند، صبحانه می‌خوردند و راه می‌افتادیم.

سومین یا چهارمین روز اردو بود. طبق برنامه، باید در یک اسکله نظامی مهمان سپیدپوشان نیروی دریایی ارتش می‌شدیم. اتوبوس‌ها که رسیدند، بچه‌ها پیاده شدند. قبل از اذان ظهر بود. پیش از اینکه هوای شرجی جنوب و گرمای آفتاب، مثل همیشه همه را بی‌تاب کند، راهنمای ارتش به سراغمان آمد. جوان رشیدی بود، سرتاپا سفیدپوش، حدوداً ۳۰ساله با لهجه خوزستانی. با شربت گوارای آبلیمو پذیرایی کردند، با آغوش باز به همه خوشامد گفت، سر صحبت را با شوخی باز کرد و با بچه‌ها همراه شد. آن روز برای بچه‌ها از توانمندی‌ها گفتند؛ از رهگیری و هدایت شناور‌ها در تنگه هرمز تا رصد و کنترل آبراه‌های منطقه. پیش چشم بچه‌ها با دو نفتکش غیرایرانی ارتباط گرفتند، هشدار دادند که نزدیک آب‌های ایران شده‌اند، پیام عذرخواهی خدمه‌هایشان را دریافت کردند و بازگشت آن‌ها به مسیر قانونی را از روی رادار نشانمان دادند.

تا پایان این بخش، فرصتی برای مسئولان کاروان فراهم بود تا نفسی تازه کنیم و بعد از استراحت، مقصد بعدی را هماهنگ کنیم. این شد که هم‌زمان با حیرت‌زدگی بچه‌ها از این توانمندی‌های غرورانگیز، نرم‌نرمک از جمعیت فاصله گرفتم و خودم را به افسری رساندم که حدود ۱۰۰ متر دورتر، کنار اسکله ایستاده بود. توی نخش بودم. تقریباً یک‌ساعتی می‌شد که همان‌طور شق‌ورق، بی‌آنکه تکان بخورد، ایستاده بود. صلابت از سر و رویش می‌بارید. کنارش ایستادم. منتظر بهانه بودم سر صحبت را باز کنم. پرسیدم «اهل کجایی مرد خدا؟» اندکی مکث کرد. بنا به ملاحظات حفاظتی، داشت جوابش را سبک سنگین می‌کرد. بعد از چند لحظه پاسخ داد: «خرم‌آباد». از پاسخش شگفت‌زده شدم. پرسیدم: «این آب‌وهوا اصلاً در تحمل شما‌ها نیست. اذیت نمی‌شوی؟» از اینکه دل‌ به دلش داده بودم، سرخوش شد. لبخند روی لبش آمد و جواب داد: «برای این پرچم آمده‌ام». با سر اشاره به پرچم بزرگی کرد که از دکل یک ناو در اهتزاز بود.

گفت‌وگویمان با این جوان هموطن لرستانی حدود ۱۰ دقیقه طول کشید. فهمیدم اسمش «احسان» است، به محض اینکه ازدواج کرده، وارد دانشکده افسری شده و تعلیمات نیروی دریایی دیده است. ناوبان‌سوم بود. از همان ابتدا آمده بود بندرعباس. به‌ازای ۱۸۰ روز حضور روی عرشه، ۱۲ روز مرخصی می‌گرفت تا گرمای جنوب را به سرمای لرستان بدوزد. اما با هیجان تعریف می‌کرد که مرخصی‌هایش را نمی‌رود و سخت پای کار است تا اجازه بدهند جزو خدمه «دنا» باشد. بحثمان که تمام شد، در آغوشش گرفتم، آدرس و شماره تماس خانه‌مان را دادم تا به‌وقت تشرف به مشهد، به ما هم سری بزند. به گرمی خداحافظی کردیم.

از زمانی که خبر حمله ناجوانمردانه آمریکایی‌ها به ناوشکن دنا را شنیدم، دلم غرق آشوب شد. خبر دنا برایم دست‌کمی از فاجعه میناب نداشت. فقط به احسان و همه آن قهرمان‌هایی فکر می‌کنم که عشقشان اهتزاز پرچم بود. خدا می‌داند چندتایشان در اثر حمله مجروح شده‌اند و آن شب، در دل تاریکی پروحشت اقیانوس، تا زمان شهادت اسیر موج‌ها بوده‌اند. بعد از دنا، روایت دلاوری برادران بایندر در جبهه‌های شمال و جنوب، در مقابل تهاجم اجنبی برایم بیش از پیش زنده است. این هم بماند در پرونده قطور خون‌هایی که باید تقاصشان گرفته شود. امروز، حساب اجنبی بیش از هر زمان دیگر سنگین است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.