صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

در محضر «آسید علی‌آقا»

  • کد خبر: ۴۰۰۷۹۹
  • ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۵۶
سفرهای دسته‌جمعی قاریان جوان تهرانی به مشهد مقدس در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ شمسی، تجربه‌ای فراتر از زیارت بود؛ این سفرهایی «هجرت معرفت» به شمار می‌رفت که در آن، نغمات قرآنی با اخلاق و معنویت درآمیخته بود.

در تقویم عمر هر انسانی، لحظاتی وجود دارند که به‌واسطه پیوند با امر قدسی، از چنبره زمان خارج شده و ابدی می‌شوند. دوران نوجوانی و جوانی ما، در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ شمسی، با نغمات ملکوتی قرآن گره خورده بود. در آن سال‌ها، تهران کانون تپنده جلسات قرآنی بود؛ محافلی که تحت اشراف اساتید بی‌بدیلی، چون استاد ابراهیم پورفرزیب (مولایی) و استاد مروت، جان‌های مشتاق را صیقل می‌دادند. اما در میان همه آن خاطرات، سفر‌های دسته‌جمعی به مشهدمقدس، فصلی زرین و فراموش‌نشدنی را رقم زد که فراتر از سفری زیارتی، یک «هجرت معرفتی» محسوب می‌شد.

پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در حرکتی که در نوع خود بی‌نظیر و مبتکرانه بود، جمعی متشکل از حدود چهل تن از استادان، پیشکسوتان و قاریان جوان و نوجوان تهرانی، ذیل پرچم جلسه پربرکت استاد مولایی، راهی مشهدمقدس شدند. این اعزام‌های دسته‌جمعی که تا آستانه انقلاب، دست‌کم سه‌بار تکرار شد، هر بار حدود یک هفته به درازا می‌کشید.

در این سفرها، حسینیه محل اقامت ما به قطبی از نور تبدیل می‌شد. برنامه‌ها به‌شکلی منظم تدوین شده بود:

تلاوت‌های صبحگاهی و شبانگاهی: هر روز دو نوبت جلسه رسمی تلاوت برگزار می‌شد.

وحدت قاریان تهران و مشهد: همه اساتید و نخبگان تلاوت مشهد با اشتیاق در این جلسات حاضر می‌شدند و در کنار قاریان تهرانی، کرسی‌های تلاوت را گرم می‌کردند.

بازدید‌های متقابل: شب‌هایی نیز به بازدید از جلسات بومی مشهد اختصاص می‌یافت؛ محافلی که زیر نظر پیر دیر قرآن، مرحوم استاد مختاری و مرحوم استاد توسلی اداره می‌شد. آن فضای پرشور و ملکوتی به‌هیچ‌وجه در قالب کلمات نمی‌گنجد.

شور حضور در این اردو‌ها و تلمذ در محضر استاد مولایی چنان در وجود من ریشه دوانده بود که حتی پیوند‌های عاطفی خانوادگی را تحت‌شعاع قرار می‌داد. به یاد دارم در یکی از این سفرها، مصادف با ایام عروسی دایی‌ام در تهران بود. با وجود آنکه نوجوانی سیزده‌چهارده‌ساله بودم و طبیعتا چنین جشن‌هایی برای سن من جذابیت زیادی داشت، جاذبه معنوی جلسات قرآن و همراهی با کاروان استاد مولایی را برگزیدم. برادرم برای شرکت در مراسم به تهران بازگشت، اما من ماندن در اتمسفر قرآنی مشهد را ترجیح دادم.

در آن روز‌ها توفیق یافتم تا چهره‌های درخشان تلاوت خراسان را از نزدیک ببینم؛ اساتیدی، چون مرحوم عباسعلی نازدار، جناب آقای محمدزاده، استاد بزرگ مشهد حاج‌آقا مرتضی سادات‌فاطمی و برادران بزرگوارشان.

در میان آنها، تلاوت‌های فنی و دل‌نشین آقاجواد فاطمی در آن سال‌ها بسیار چشمگیر و برجسته بود.

یکی از فراز‌های درخشان این سفرها، حضور در جلسه تلاوت رهبر معظم انقلاب بود که در مسجد کرامت برگزار می‌شد. این مسجد در آن ایام کانون تپنده مبارزات و فعالیت‌های فکری و قرآنی بود. ما در قالب گروهی متشکل از استاد ابراهیم پورفرزیب (مولایی)، استاد علی اربابی، استاد صیرفیان و برادرم استاد سیدمحسن موسوی‌بلده، به این جلسه مشرف شدیم. تصویری از آن روز به یادگار مانده است که من در آن نوجوانی چهارده‌ساله هستم.

در آن جلسه، تلاوت‌های بسیار فنی و دقیقی اجرا شد. یکی از خاطرات ماندگار من، شنیدن صوت ملکوتی استاد سیدمرتضی سادات‌فاطمی بود. همچنین در یکی از جلساتی که در محضر معظم‌له برگزار شد و آقای سادات‌فاطمی نیز حضور داشت، مرحوم تسویه‌چی (قاری نوجوان و خوش‌خوان آن دوران) نیز همراه ما بود.

در همان جلسه مسجد کرامت، من در حضور آیت‌الله خامنه‌ای به تلاوت پرداختم. پس از من، آقای تسویه‌چی نیز آیاتی را تلاوت کرد. (ایشان نوجوان و هم‌سن و سال من بودند.) در پایان تلاوت، معظم‌له مبلغ دوهزار [ریال]کف دست من گذاشتند، اما به مرحوم تسویه‌چی مبلغ بسیار بیشتری بخشیدند.

در آن حال‌وهوای نوجوانی و خامی، اندکی دلخور شدم و با خودم گفتم: «چه فرقی میان ما بود؟ من که به زعم خود، بهتر از او خوانده بودم!» این راز سال‌ها در سینه من ماند تا پس از انقلاب. زمانی که آقای تسویه‌چی برای دوران سربازی نزد ما آمد، باب شوخی را باز کردم و گفتم: «تسویه‌چی! یادش به‌خیر، آن روز در مشهد من بهتر خواندم، اما آقا به تو پول بیشتری دادند. رازش چه بود؟»

پاسخ او پرده از یک رفتار اخلاقی عمیق برداشت. او گفت: «آن پول فقط جایزه تلاوت نبود. واقعیت این بود که ما در آن سفر پولمان تمام شده بود و در تنگنای سختی بودیم. پدرم این موضوع را مخفیانه به ایشان (آیت‌ا... خامنه‌ای) گفته بود. درحقیقت، ایشان با آن بخشش بزرگ‌منشانه، هزینه بازگشت ما به تهران را تأمین کردند تا در غربت مستأصل نمانیم.»

اینجا بود که فهمیدم آن تقسیم ناعادلانه در نگاه کودکانه من، درواقع یک «حمایت کریمانه پنهانی» برای حفظ عزت‌نفس یک خانواده قرآنی بوده است.

در میان خیل عظیم قاریان مشهدی، صدای مرحوم عباسعلی نازدار برای من جذابیتی ویژه داشت؛ صدایی با قدرت بالا و طنینی ماندگار. رفاقت ما با قاریان مشهد پس از آن سال‌ها نیز ادامه یافت و بعد‌ها در سفر‌های حج، این پیوند‌ها مستحکم‌تر شد. بزرگانی، چون استاد سیدمرتضی سادات‌فاطمی، حاج‌هاشم روغنی و حمید هروی، نه‌تنها در فن تلاوت، بلکه در اخلاق و منش انسانی، ارکان استوار جامعه قرآنی کشور هستند.

نکته بسیار حیاتی در تاریخچه تلاوت مشهد، نقش محوری استاد سیدمرتضی سادات‌فاطمی در ترویج سبک‌های نوین تلاوت بود. ایشان مغازه‌ای برای فروش و ضبط نوار و دستگاه‌های صوت داشتند که به پاتوق اصلی قاریان تهرانی و شهرستانی مبدل شده بود.

در دورانی که دسترسی به منابع اصیل تلاوت مصر بسیار دشوار بود، استاد سادات‌فاطمی به‌دلیل عشق وافر به سبک شیخ‌مصطفی اسماعیل، اعجوبه تلاوت جهان اسلام، نوار‌های او و عبدالباسط را با دقت جمع‌آوری، ضبط و تکثیر می‌کرد. ایشان خود از پیشگامان و قاریان مسلط سبک مصطفی اسماعیل در ایران بود و همین امر باعث شد تا بسیاری از قاریان مشهدی، زودتر از دیگرنقاط کشور، با ظرایف تلاوت این استاد مصری آشنا شوند و به تقلید از او بپردازند. هر زمان که قاریان تهران به مشهد می‌رسیدند، یکی از مقاصد اصلی‌شان مغازه ایشان بود تا دست‌پر و با نوار‌های جدید قاریان مصری به پایتخت بازگردند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.