به گزارش شهرآرانیوز، امروز کمتر نشست سیاسی، برنامه تحلیلی یا گفتوگوی کارشناسی در جهان را میتوان یافت که نام ایران و تحولات این جنگ در آن مطرح نباشد. از رهبران اروپایی گرفته تا سیاستمداران آمریکایی، از تحلیلگران انرژی تا استراتژیستهای نظامی، همگی به نوعی در حال ارزیابی پیامدهای جنگی هستند که بسیاری آن را نقطه عطفی در نظم منطقهای میدانند. در چنین فضایی، سخنان مقامات و تحلیلگران داخلی و خارجی تصویری روشن از ابعاد این جنگ و پیامدهای آن ارائه میدهد. در ادامه، مروری داریم بر بخشی از مهمترین مواضع و اظهارنظرها در روز بیست و یکم جنگ تحمیلی رمضان.
در میان رهبران اروپایی، نشانههای آشکار نگرانی از ادامه جنگ دیده میشود. فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان در حاشیه نشست اتحادیه اروپا در بروکسل اعلام کرد که نقشآفرینی برلین در تحولات منطقه تنها زمانی ممکن است که درگیریها متوقف شود. او تصریح کرد: «ما تنها زمانی میتوانیم و خواهیم توانست وارد عمل شویم که صدای سلاحها خاموش شده باشد.» مرتس همچنین تأکید کرد که درباره حمله به ایران با آلمان مشورت نشده و اگر چنین مشورتی انجام میشد، برلین توصیه میکرد این مسیر طی نشود.
پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا نیز با تأکید بر ضرورت کاهش تنش گفت: «ما باید در یک راهحل دیپلماتیک برای جنگ در ایران و کل خاورمیانه مشارکت فعال داشته باشیم.» او حتی صریحتر از این هم سخن گفت و حمله آمریکا و اسرائیل علیه ایران را «غیرقانونی و بیثباتکننده» توصیف کرد.
در فرانسه نیز رویکردی محتاطانه دیده میشود. امانوئل مکرون اعلام کرده است که کشورش در هیچ اقدام نظامی برای بازگشایی اجباری تنگه هرمز مشارکت نخواهد کرد. او تأکید کرده که فرانسه تنها پس از آرام شدن شرایط، آماده همکاری برای ایجاد سازوکارهای امنیتی دریایی است.
در همین حال، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه با لحنی تندتر نسبت به اقدامات اسرائیل گفت: «شکی ندارم که اسرائیل بهای کشتن صدها و هزاران نفر را خواهد پرداخت.»
برخی کشورها نیز تلاش کردهاند از ورود مستقیم به جنگ فاصله بگیرند. رئیسجمهور سریلانکا اعلام کرده که کشورش اجازه استفاده از خاک خود برای عملیات نظامی آمریکا را نداده است. همزمان، وزارت خارجه چین نیز بر ضرورت تضمین جریان پایدار و بدون مانع انرژی در جهان تأکید کرده و آن را مسئولیتی مشترک برای همه کشورها دانسته است.
در داخل آمریکا نیز این جنگ با انتقادهای قابل توجهی روبهرو شده است. برنی سندرز، سناتور آمریکایی ارسال ۲۰ هزار بمب به اسرائیل را اقدامی خلاف قوانین آمریکا دانست و گفت فروش سلاح به کشوری که قوانین بینالمللی را نقض کرده، هم غیر اخلاقی و هم غیرقانونی است.
جیم مکگاورن، نماینده کنگره آمریکا نیز هشدار داده که سیاستهای دولت ترامپ باعث شده ایالات متحده در حال تبدیل شدن به «یک کشور منفور در عرصه بینالمللی» باشد. در میان چهرههای جمهوریخواه نیز نشانههایی از اختلاف دیده میشود. جان بولتون در واکنش به استعفای یکی از مقامات ارشد مبارزه با تروریسم آمریکا در اعتراض به جنگ، گفت حتی مدیر اطلاعات ملی آمریکا نیز باید از دولت ترامپ استعفا کند.
در مقابل، دونالد ترامپ همچنان تلاش میکند جنگ را توجیه کند. او مدعی شده ایران قصد «تصرف خاورمیانه» را داشته و اگر به سلاح هستهای دست مییافت از آن استفاده میکرد. با این حال، ترامپ در اظهاراتی که بسیاری آن را عقبنشینی سیاسی تلقی کردند، اعلام کرد «تغییر نظام در ایران هدف اصلی این حملات نیست.»
در کنار مواضع سیاسی، تحلیلگران اقتصادی نیز پیامدهای گسترده این جنگ را بررسی کردهاند. کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا اذعان کرده که عادی شدن جریان انرژی از خلیج فارس ممکن است حداقل شش ماه زمان ببرد؛ اعترافی که نشاندهنده نگرانی جدی بازارهای انرژی است.
پاتریک دِهان، تحلیلگر انرژی نیز اعلام کرده که آمریکاییها اکنون روزانه بیش از نیم میلیارد دلار بیشتر از یک ماه پیش برای سوخت خودروهای خود هزینه میکنند. به گفته او، قیمت متوسط بنزین در آمریکا به حدود ۳.۹۳ دلار برای هر گالن رسیده که تقریباً یک دلار بیشتر از ماه گذشته است.
کریستین لاگارد، رئیس بانک مرکزی اروپا نیز هشدار داده که جنگ علیه ایران چشمانداز اقتصاد جهانی را به شدت نامطمئن کرده است. او تأکید کرده که افزایش قیمت انرژی میتواند در کوتاهمدت تورم را تشدید کرده و در بلندمدت فعالیت اقتصادی را تضعیف کند.
از منظر ژئوپلیتیک نیز تحلیلهایی مطرح شده است. جان مرشایمر، استاد دانشگاه شیکاگو معتقد است دولت ترامپ حتی ناچار شده به شکل غیرعلنی اجازه فروش نفت ایران را بدهد تا قیمت جهانی نفت از مرز ۱۰۰ دلار عبور نکند.
اکنون پس از گذشت بیستویک روز از آغاز جنگ تحمیلی رمضان، آنچه بیش از هر چیز جلب توجه میکند، جهانی شدن پیامدهای این نبرد است. از بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی گرفته تا اتحادهای سیاسی و امنیتی، همه چیز تحت تأثیر جنگی قرار گرفته که بسیاری آن را نقطه عطفی در تاریخ تحولات منطقه میدانند. اظهارات سیاستمداران، تحلیلگران و مقامات کشورهای مختلف نیز نشان میدهد که این جنگ دیگر صرفاً یک درگیری منطقهای نیست؛ بلکه به آزمونی برای نظم بینالمللی و موازنه قدرت در جهان تبدیل شده است؛ آزمونی که نتیجه آن میتواند شکل آینده سیاست جهانی را برای سالهای پیش رو تعیین کند.