صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

نوروز در شعر فارسی یادآور «امید» است

  • کد خبر: ۴۰۱۳۵۹
  • ۰۲ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۰
یک مدرس ادبیات فارسی گفت: نوروز در شعر بیش از آنکه به بازتاب واقعیت‌های اجتماعی و سنت‌های مرسوم در جامعه بپردازد، جنبه سنبلیک و نمادین دارد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ وحید همایونی‌مهر  اظهار کرد: مولانا در شعری زیبا، نوروز را این‌گونه به تصویر می‌کشد: «بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را/ از آن پیغامبر خوبان پیام آورد مستان را/ زبان سوسن از ساقی کرامت‌های مستان گفت/ شنید آن سرو از سوسن قیام آورد مستان را». در این شعر، نوروز دقیقا نمادی از یک پیام‌رسان است؛ پیام‌رسانی که همچون باد صبا، گویی بر دل انسان‌های مغموم و افسرده می‌وزد و آن‌ها را سرزنده و شاداب می‌کند.

وی افزود: در شعری از حافظ نیز آمده است که «زکوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی/ از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی». در این بیت حافظ پارادوکس زیبایی به کار برده و آن وزیدن نسیم باد نوروزی است که نه‌تنها موجب خاموشی منبع روشنایی(چراغ دل) نمی‌شود بلکه آن را فروزان‌تر نیز می‌کند. در حقیقت شاعر با درآمیختن کوی یار و نسیم باد نوروزی می‌خواهد این پیام را به مخاطب منتقل کند که این نسیم، همان است که از سوی دلدار می‌آید و باید قدر آن را دانست و چراغ دل را با آن روشن کرد.

این مدرس ادبیات فارسی به بیان بیت دیگری از حافظ پرداخت و گفت: حافظ در شعر «نوبهار است بدان کوش که خوش دل باشی/ که بسی گُل بدمد باز و تو در گِل باشی»، حامل پیام مغتنم شمردن وقت است و این هشدار را به مخاطب می‌دهد که زمان نوبهار را دریاب و بدان روزگار در نهایت اعتدال و سرسبزی خود قرار دارد. همانطور که تو بهارهای زیادی را  تجربه می‌کنی، عمرت نیز در حال سپری شدن است و اگر اوقات را به بطالت بگذرانی، افسوس از دست دادن آن را خواهی خورد.

توجه خیام به غنیمت شمردن نعمت حیات با اشاره به عمر کوتاه گل

وی با اشاره به اینکه خیام، شاعری بود که «در لحظه زیستن» را بسیار ارزشمند می‌دانست، خاطرنشان کرد: این شاعر در رباعی «بر چهرۀ گل نسیم نوروز خوش است/ در صحن چمن روی دل‌افروز خوش است/ از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست/ خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است»، به این نکته اشاره می‌کند که باید قدر ثانیه‌ها را دانسته و از لحظات نوروز و چهرۀ گل که خود را در قالب نسیم نوروزی بر ما جلوه‌گر ساخته، نهایت استفاده را برد چراکه عمر فانی است و دوامی ندارد.

همایونی‌مهر ادامه داد: گُلی که خیام از آن سخن گفته، در شعر فارسی نماد ناپایداری است و همانطور که گل خیلی زود پژمرده می‌شود، لحظات ارزشمند بهار نیز زود از دست می‌روند. بنابراین باید لحظات بهار را قبل از پر شدن پیاله عمر و ترک دنیا، غنیمت شمرد.

این مدرس ادبیات با بیان اینکه در شعر شاعران معاصر نیز همچون شاعران کهن با جلوه‌هایی از نوروز مواجه هستیم، گفت: در شعر معاصر هم به جنبه نمادین نوروز پرداخته شده است، اما نه به استواری‌ و صلابتی که در شعر کهن فارسی مشاهده می‌شود؛ در واقع با توجه به اینکه در شعر کلاسیک فارسی با انسان‌های با تجربه‌تری مواجه هستیم، کلامی هم که از زبان آن‌ها بیان می‌شود بسیار وزین‌تر است.

وی با اشاره به برخی شاعران معاصر که شعرهای زیبایی در وصف بهار سروده‌اند، بیان کرد: فروغی بسطامی از جمله شاعرانی است که شعر زیبایی در وصف بهار دارد «عید آمد و مرغان ره گلزار گرفتند/ وز شاخه گل داد دل زار گرفتند/ نوروز همایون شد و روز می گلگون/ پیمانه‌کشان ساغر سرشار گرفتند»؛ در این شعر فروغی با بیان دردِ دل از شاخه گرفتن، این مفهوم را به یاد ما می‌آورد که می‌توان حال دل خود را با بهار سامان داد. مفهومی که به واقع اتفاق می‌افتد و انسان با پا گذاشتن در طبیعت سرشار از حس خوب و مثبت می‌شود و انرژی‌های منفی نیز از وجودش پاک می‌شوند.

درک بهتر قدرت لایزال الهی از طریق نگریستن به طبیعت در بستر شعر

همایونی‌مهر به شعری از سهراب سپهری اشاره کرد و گفت: اساس سیر و سلوک معنوی این شاعر، بر طبیعت است. وقتی سپهری می‌گوید: «و خدایی که در این نزدیکی‌ست، لای این شب‌بوها، پای آن کاج بلند، روی آگاهی آب»، در واقع از تمام عناصر طبیعت به عنوان عناصر خداشناسی یاد می‌کند.

وی همچنین به شعری از شهریار اشاره کرد و گفت: این شاعر در شعر «از همه سوی جهان جلوۀ او می‌بینم/ جلوۀ اوست جهان کز همه سو می‌بینم/ چون به نوروز کُند پیرهن از سبزه وگُل/ آن نگارین همه رنگ و بو می‌بینم»، به این نکته اشاره می‌کند که در تمام جلوه‌های آفرینش، خدا قابل مشاهده بوده و قدرت لایزال الهی به چشم می‌خورد. در حقیقت نوروزی که پیراهن خود را به صورت سبزه و گل به تن کرده، رنگ و بویی از نگار ازلی و ابدی است. این نکته بسیار مهمی است که با نگاه و تأمل در طبیعت، به قدرت بی‌نهایت الهی پی ببریم.

او با اشاره به اینکه شاعران دیگری نیز با این دیدگاه از قدرت خدا در خلقت طبیعت سخن گفته‌اند، تاکید کرد: سعدی در شعر «برگ درختان سبز در نظر هوشیار/ هر ورقش دفتریست معرفت کردگار»، به این واقعیت اشاره می‌کند که حتی یک برگ درخت هم در نگاه انسان آگاه، جلوه‌ای از جمال و جلال الهی است.  باباطاهر نیز در شعر «به صحرا بنگرم صحرا تو بینم/ به دریا بنگرم دریا تو بینم/ به هر جا بنگرم کوه و در و دشت/ نشان از قامت رعنای توبینم»، همین نکته را یادآوری می‌کند.

همایونی‌مهر با اشاره به شعری از ملک الشعرا بهار، گفت: او در شعر «بهار آمد و رفت ماه سپند/ نگارا درافکن بر آذر سپند/ به یک باره سرسبز شد باغ و راغ/ ز مرز حلب تا در تاشکن»، با مثال زدن حلب و تاشکن به عنوان دو مکان جغرافیایی، می‌خواهد فراگیری و شکوه بهار را خاطرنشان کند که بهار بُعد مسافت ندارد و از شرق تا غرب و شمال تا جنوب را فرا می‌گیرد. در واقع پیامی که ملک‌الشعرا از دگردیسی‌ طبیعت در پی نوروز می‌دهد، این است که هرکجای دنیا هستیم، نباید از زیبایی بهار غافل شویم، بلکه باید با تمام وجود از تک تک دقایق عمر بی‌بازگشتمان استفاده کنیم.

منبع: ایسنا

برچسب ها: نوروز ادبیات شعر
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.