صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

با قرآن زیسته‌ام | روایتی از زندگی قرآنی چند دهه طیبه مقرب‌الهی

  • کد خبر: ۴۰۱۵۰۹
  • ۰۳ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۰
طیبه مقرب‌الهی، زنی است که بیش از ۲ دهه حافظ و مدرس قرآن است اما به جای حفظ محض آیات، در زیستن با آنها تلاش کرده و به دنبال سبکی از زندگی بوده‌است که قرآن محور اصلی آن است.

به گزارش شهربانو، زندگی‌اش عجین شده با آیات قرآن است. هر جمله‌ای که می‌گوید، در کنارش آیه‌ای می‌آورد. شاید می‌خواهد به این باور قلبی‌اش تأکید کند که به جای حفظ محض آیات، در زیستن با آنها تلاش کرده و به دنبال سبکی از زندگی بوده‌است که از محفوظات قرآنی خود به آنها رسیده‌است. محفوظاتی که از دوران کودکی با آنها عجین بوده و در نهایت مسیری را انتخاب کرده است که با کلام الهی همراه باشد، مسیری که طی این ۲۵ سال پیموده و حافظان و مدرسانی تربیت کرده که تعداد آنها از شمارش خارج است.

۲ دهه حافظی و معلمی

طیبه مقرب‌الهی مانند نام خانوادگی‌اش مقرب الهی بوده‌است. او متولد سال ۵۹ است و با پیشینه‌ای مذهبی و خانواده‌ای حافظ و مفسر قرآن، از هفده‌سالگی آموزش‌های رسمی حفظ، تجوید، صوت و لحن را در جامعه قاریان قرآن آغاز کرده و شاگرد استادانی همچون مرحوم سیدمیرزاعلی رحیمی، سیدجواد سادات فاطمی، سید مرتضی سادات فاطمی و سید مجتبی سادات فاطمی بوده‌است. خانم مقرب‌الهی یک سال پس از فراگیری آموزش‌های رسمی در جامعه قاریان قرآن، یعنی در هجده‌سالگی، مشغول به تدریس علوم قرآنی شده و در کنار حفظ کل قرآن کریم که برنامه شخصی خودش بوده، آموزش تجوید و حفظ به دیگران را آغاز کرده‌است. او لیسانس الهیات از دانشگاه فردوسی دارد و از سال ۸۹ استخدام آموزش و پرورش شده‌است. تدریس از پایه پیش‌دبستانی تا دانشگاه، تربیت حفاظ قرآن کریم، تربیت مدرس قرآنی، داوری مسابقات کشوری و استانی مختلف قرآنی و تدریس دروس منطق و عربی در دبیرستان از جمله فعالیت‌های این بانوی فرهنگی است.

مادری محمدطا‌های شش‌ساله و فاطمه‌زهرای هشت‌ماهه و تربیت قرآنی آنها نیز برنامه ویژه زندگی شخصی اوست تا جایی که اکنون پسرش حافظ جزء سی‌ام قرآن است و دخترش قرار است در آینده پا جای پای مادرش بگذارد. همسرش، محمدجواد روشن‌دل، نیز در این مسیر همیشه همراه و مشوق او بوده است و فعالیت فوق‌برنامه این مرد همراه نیز مداحی و قرائت قرآن است.

چه شد که حفظ و معلمی قرآن را انتخاب کردید؟

از بچگی علاقه‌مند بودم و کار می‌کردم. پدربزرگم مشوقم بود. قرائت‌های او در دوران کودکی همیشه در گوش ما بود. مادر پدربزرگم هم حافظ قرآن بود و کلا در خانواده پدری‌ام قرآن جایگاه ویژه‌ای داشت. خاطرم هست اولین هدیه مادربزرگم به من یک قرآن بود. با این سابقه، از چهارده‌سالگی حفظ قرآن را شروع کردم. از ابتدای قرآن شروع به حفظ کردم. بعد از آن، از هجده‌سالگی سراغ آموزش‌های رسمی رفتم و در جامعه قاریان مشغول به آموزش شدم. استادان خوب و مشوقی داشتم. اولین استادم مرحوم سید میرزاعلی رحیمی بود. از محضر استادان دیگری همچون سیدجواد سادات‌فاطمی، سید مرتضی سادات‌فاطمی و سید مجتبی سادات‌فاطمی بهره بردم و تجوید، صوت و لحن را آموختم. در کنار ایشان، مسئولان جامعه قاریان، آقایان سیدجواد و سیدسعید سرسرابی، مشوقان خوبی نه‌تنها برای من بلکه برای همه قرآن‌آموزان بودند.

برای حفظ کامل چقدر زمان گذاشتید؟

از جزء یک شروع کردم و طی یک سال توفیق داشتم کل قرآن را حفظ کنم ولی عقیده من این است که حفظ تنها کافی نیست. آدم باید به آیات قرآن عمل کند. همیشه به همه بچه‌ها می‌گویم این مهم نیست که چقدر حفظ کرده‌اید؛ مهم این است که تاچه اندازه به این آیات عمل می‌کنید. باید زندگی و رفتار ما با آیات عجین باشد. برای همین، سر کلاس‌ها وقتی آیات را می‌خوانم در کنارش معنی و تفسیر آن را هم می‌گویم و تأکید می‌کنم بدون معنی و مفهوم آیات را حفظ نکنند. خودم هم سعی کرده‌ام رعایت کنم. در صحبت کردنم دقت می‌کنم که با زبانم کسی را نرنجانم و با رفتارم کاری نکنم که چیزی به دل کسی بیاید. البته نمی‌گویم که موفق بوده‌ام ولی تلاشم را کرده‌ام.

پس به سرعت وارد عرصه آموزش شدید؟

یک سال بعد، خودم در جامعه قاریان مشغول به تدریس شدم. تجوید و حفظ کار می‌کردم. برای دانشجویان دانشگاه فرهنگیان، انجمن علمی دانشگاه فردوسی، دانشکده علوم قرآنی و دیگر مراکز کلاس برگزار می‌کردم. در مهد‌های قرآن هم کلاس داشتم و از پیش‌دبستانی تا دبیرستان و دانشگاه کار می‌کردم. تدریس در دوره‌ها و مراکز مختلف، دانشگاه و مدارس هم‌زمان بود. از صبح تا شب دنبال کار‌های آموزشی بودم. البته هم‌زمان مسئولیت‌هایی هم در خانه داشتم. درست بود مجرد بودم ولی کمک‌دست مادرم هم بودم. این‌طور نبود که همه چیز برایم آماده باشد.

تدریس را در سنین جوانی شروع کردید؟

خیلی جوان بودم که تدریس را شروع کردم. خاطرم هست سال ۸۱ برای دوره‌ای آموزشی قرار بود به مرکز تربیت مدرس آبادان برویم و دوره‌ای آموزشی برای دانشجویان برگزار کنیم. قرار بود من آنجا آموزش تجوید کار کنم. من و همکار خانم دیگرم که تقریبا هم‌سن بودیم برای این کلاس‌ها رفتیم. وقتی رسیدیم، در فرودگاه آبادان هرچه منتظر نشستیم تا دنبال ما بیایند خبری نشد. چند باری هم رفتیم و سؤال کردیم ولی خبری نبود. آن طرف سالن هم خانم و آقایی با دسته‌گل نشسته بودند و مشخص بود منتظر مسافری هستند. تا اینکه بالأخره رفتیم و گفتیم ما از جامعه قاریان آمده‌ایم و منتظریم. تا این را گفتیم، آن خانم و آقا گفتند: شمایید؟! تعجب کرده‌بودند. می‌گفتند: چشم‌به‌راه خانم‌هایی مسن‌تر بودیم! بعضی وقت‌ها هم که برای داوری مسابقات دانش‌آموزی می‌رفتم، فکر می‌کردند من هم دانش‌آموزم و برای مسابقه آمده‌ام.

هم‌زمان استخدام آموزش و پرورش هم بودید؟

از سال ۷۸ که وارد کار آموزش شدم، آموزش و پرورش با جامعه قاریان و دارالقرآن قرارداد داشت و من در مدارس تدریس می‌کردم. اما از سال ۸۹ استخدام رسمی شدم. آن زمان، با مدارس دولتی، مدارس شاهد و غیرانتفاعی و بیشتر دارالقرآن‌ها و کانون‌های فرهنگی همکاری داشتم. زمانی که استخدام شدم، اول خدمت به باخزر منتقل شدم. چهار سال آنجا خدمت کردم. بعد به لطف قرآن و امتیاز حافظان قرآن، به مشهد منتقل شدم و الان در مدرسه عزیزی ناحیه ۵ آموزش و پرورش مشغول خدمت هستم. در برخی از مدارس مثل همین مدرسه، مدیران آن‌قدر همراهی می‌کنند که ما در برنامه‌های فوق‌برنامه ماه مبارک رمضان هرسال می‌توانیم یک ختم قرآن با دانش‌آموزان داشته‌باشیم.

در خانواده و اطرافیان هم توانسته‌اید تأثیری داشته‌باشید؟

برای بچه‌هایی که علاقه‌مند بودند، در خانه کلاس‌های آموزشی می‌گذاشتم. از ساعت ۷ تا ۱۱ شب می‌آمدند و قرآن کار می‌کردیم. زمان مجردی جلسه‌ای خانوادگی داشتیم که قرآنی بود. قرآن دور می‌کردیم و رفع اشکال انجام می‌شد. از فامیل و اطرافیان، حتی برادر‌ها و خواهر‌های خودم شاگردان تجوید و حفظ خودم بودند که توانستند بخش‌هایی از قرآن را در حد چند جزء حفظ کنند. کتاب‌های آموزش تجوید زیاد می‌خواندم ولی زمان ما به اندازه الان امکانات برای آموزش نبود. من زمان پخش اذان، به آیاتی که قبل از آن خوانده می‌شد گوش می‌کردم تا ببینم از چه سبکی استفاده می‌شود و تا چه اندازه نکات را رعایت می‌کنند. باید می‌رفتیم و نوار یا ضبط کرایه می‌کردیم. من با چند برادر کوچک‌تر، تا چشم می‌چرخاندم، می‌دیدم هر گوشه از ضبط را باید از یک جایی جمع کنم.

با شاگردان خود در ارتباط هم هستید؟

وقتی شاگردانم را می‌بینم که به برکت قرآن زندگی‌های خوبی دارند، خوشحال می‌شوم. می‌دانم که در پناه قرآن حفظ شده‌اند، مثل زندگی خودم که هرچه دارم و ندارم از برکت همین قرآن است و خیلی بیش از آنچه لیاقتم بوده است به من لطف و عنایت کرده‌اند. شاگردانی داشته‌ام که تا ۱۰ جزء را حفظ می‌کنند و روی ریل می‌افتند. این بچه‌ها غالبا ادامه می‌دهند و حافظ کل می‌شوند. خانمی هم شاگردم بود که تا ۲۵ جزء حفظ کرد و دانشگاه شرکت کرد و الان پزشک عمومی شده‌است. شاگردانم را گاهی می‌بینم ولی قدیمی‌ها را خیلی نمی‌شناسم. خاطرم هست که برای پیگیری کار‌های مرحوم پدرم که جانباز بودند به بنیاد شهید رفته‌بودم. یکی از خانم‌ها جلو آمد و احوالپرسی کرد. از شاگردان قدیمی‌ام بود و حافظ کل قرآن شده بود. یک بار دیگر هم سر چهارراه بودم که شنیدم یک موتوری از پشت صدایم می‌کند. تعجب کردم. برگشتم که ببینم چه خبر است. آقایی پشت سرم بود. خودش را معرفی کرد. از شاگردانم بود. از این اتفاقات زیاد پیش می‌آید. یک دوره‌ای هم برای بچه‌های کارکنان کارخانه قند سمت کارخانه قند آبکوه کلاس داشتم. آن زمان بچه بودند ولی سال‌ها بعد، دو نفر از آنها یک خانم و آقا شده بودند که با هم ازدواج کرده بودند و خودشان را به من معرفی کردند. بچه‌های رتبه‌دار هم زیاد داشتم. نرگس واحدیان و زینب مهرکیش از بچه‌هایی بودند که توانسته‌بودند رتبه‌های قرآنی کشوری هم کسب کنند.

چقدر در زندگی شخصی تربیت قرآنی داشته‌اید؟

قبلا هرروز وقتی یک جزء می‌خواندم، می‌گفتم امروز اصلا قرآن نخوانده‌ام ولی الان که بچه کوچک دارم، گاهی بعضی روز‌ها نمی‌رسم قرآن بخوانم ولی حفظیاتم را همیشه با خودم مرور می‌کنم. موقع غذا پختن و کار‌های خانه، همیشه ذکر می‌گویم و آیه می‌خوانم. وقتی حامله بودم، همیشه می‌گفتم: یا زهرای مرضیه (س). یک روز پسرم پرسید: مامان، قرار است اسم خواهرم را زهرای مرضیه بگذاری؟ بچه‌هایم همیشه با صدای قرآن آرام می‌شوند. لالایی‌ام برای بچه‌ها آیات قرآن است. تلویزیون ما همیشه روی شبکه قرآن روشن است و دخترم همان‌جا آرام می‌گیرد و گوش می‌کند. البته که در این مسیر و تربیت قرآنی بچه‌ها همراهی همسرم تأثیر زیادی داشته‌است. او خودش هم اهل مداحی است. در حفظ قرآن بچه‌ها، همراهی همسران بسیار مهم است. هدف باید مشترک باشد تا بچه‌ها تربیت قرآنی شوند. رفتار‌ها و برخورد‌ها باید قرآنی باشد تا روی بچه‌ها تأثیر بگذارد.

آیه‌ای که خیلی روی شما اثر گذاشته است و به آن بیشتر علاقه دارید کدام است؟

آیات دوم و سوم سوره طلاق. این آیات اخلاقی است و روی من تأثیر زیادی داشته‌است: و من یتق ا... یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل على ا... فهو حسبه

إن ا... بالغ أمره قد جعل ا... لکل شیء قدرا؛ هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او قرار می‌دهد و او را از جایی که گمان ندارد، روزی می‌دهد. هرکس بر خدا توکل کند، خدا او را کفایت می‌کند و خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند. همانا خدا برای هر چیزی اندازه‌ای داده است.

اگر بخواهید یک آیه به مخاطبان هدیه دهید آن آیه کدام است؟

آیات زیاد است ولی آیه ۱۸۶ سوره بقره الان به نظرم می‌رسد: و إذا سألک عبادی عنی فإنی قریب أجیب دعوة الداع إذا دعان فلیستجیبوا لی و لیؤمنوا بی لعلهم یرشدون؛ و هنگامى که بندگان من از تو درباره‌ی من سؤال کنند، [بگو:]من نزدیکم دعاى دعاکننده را به هنگامى که مرا مى‌خواند پاسخ مى‌گویم. پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند تا راه یابند [و به مقصد برسند].

برای خانواده‌ها و افرادی که می‌خواهند سراغ حفظ قرآن بیایند چه پیشنهاد‌هایی دارید؟

بعضی از خانواده‌ها به دنبال حفظ با فشار هستند در حالی که این رفتار‌ها نتیجه عکس دارد. متأسفانه بعضی از خانواده‌ها می‌خواهند بچه‌هایشان حافظ شوند تا جلو دیگران بخوانند و پز بدهند. هدف نباید این رفتار‌ها باشد. یک آقایی پسر سه‌ساله‌اش را پیش یکی از آیت‌ا...‌ها می‌برد و می‌خواهد بچه آیاتی را که حفظ کرده است بخواند، اما نمی‌تواند. آمده بود پیش من و می‌گفت: مایه خجالتم شده! گفتم: آقای محترم، اگر من هم بودم دستپاچه می‌شدم! یکی دیگر از بچه‌ها بود که در ساعت‌های زنگ تفریح توانسته بودیم با هم کار کنیم و حافظ جزء سی‌ام شده بود. وقتی مادرش را دید، با خوشحالی گفت که یک جزء حفظ کرده‌است، اما متأسفانه مادرش برگشت و گفت: تو آبروی من را برده‌ای! بروم به فامیل بگویم دخترم فقط یک جزء حفظ است؟! به نظرم، خانواده‌ها بدون اجبار و فقط برای تأثیر قرآن بر زندگی، بچه‌ها را سمت آن بیاورند و توقع زیادی نداشته‌باشند. از طرفی، سیزده‌چهارده‌سالگی بهترین سن برای حفظ است. البته که بچه‌ها سریع حفظ می‌کنند و مهم تثبیت محفوظات است که به تکرار نیاز دارد. در کنار این، اول تجوید را یاد بگیرند و بعد سراغ حفظ بیایند، زیرا اگر آیات را اشتباه حفظ کنند، تغییر آن سخت است. با همه این پیشنهاد‌ها به نظرم اصل موضوع خواندن و عمل به قرآن است که من برای بچه‌های خودم هم به آن تأکید دارم و پسرم محمدطا‌ها را که اکنون حافظ جزء سی‌ام است هیچ‌وقت به حفظ اجبار نکرده و بیش از توانش از او نخواسته‌ام.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.