به گزارش شهرآرانیوز، شاید اگر هماکنون برای انتخاب سرمربی فصل بعد رئال مادرید انتخاباتی برگزار شود، آربلوا با اکثریت آرا به عنوان سرمربی فصل بعد مادرید انتخاب شود.
آربلوا در شرایط ایدهآلی هدایت رئال را برعهده نگرفت. زمانی که مادرید ژابی را اخراج کرد، دو دستگی میان مخالفان و موافقان ژابی در رختکن موج میزد. رختکن مادرید آشفته بود و رئال نتایج دلخواه را کسب نمیکرد. اما آربلوا در همین مدت توانسته رختکن را با خود همراه کند و نفوذش حالا وزن قابل توجهی در میان بازیکنان دارد. او واقعاً تأثیر گذاشته است و بخش بزرگی از این تیم با او احساس راحتی و آسودگی میکند.
آربلوا پس از اخراج ژابی کار سختی با مخالفان خروج او داشت. باید در روزی که در مادرید به سرعت ترفیع رتبه گرفته بود این گروه را با خود همراه میکرد. آلوارو به مرور و با صبر و حوصله کار خود را آغاز کرد. آغازی که با شکست و حذف از کوپا همراه شد و در همان ابتدای راه فهمید که چه فشار اعظمی در برنبائو او را تهدید میکنند. فشاری که حتی به بزرگترین مربیان جهان هم رحم نکرده و آنها را از برنابئو ناک اوت کرده است، اما آربلوا خیلی خوب توانست این فشارها را مدیریت کند.
تیم آربلوا در ماه اول با اعتماد به نفس بالایی بازی نمیکرد. متزلزل بود و بر لبه تیغ راه میرفت. رسانهها مدام از مذاکرات باشگاه با نامهای بزرگتری برای جانشینی او گزارش میدادند، اما آربلوا بدون توجه به اخبار و شایعات تمام تمرکز خود را به مباحث فنی تیمش و ایجاد یک اتحاد بالقوه در برنابئو معطوف کرد.
آربلوا در یک ماه اخیر توانست بهترین نتیجه ممکن را بگیرد. نتایجی که وقتی ارزشمندتر میشوند که به لیست رئال در این بازیها نگاه کنید. آربلوا از زمان قبول هدایت رئال، تمام بازیکنان را در اختیار نداشت تا بتواند از تمام قوای خود برای کسب حداکثر امتیازات ممکن استفاده کند. امباپه و بلینگام از ابتدا مصدوم بودند و کمترین نقش را در پیروزیهای اخیر مادرید داشتهاند. رودریگو که به تازگی کامبک زده بود و به عصای دست ژابی تبدیل شده بود نیز در همان روزهای اول رباط پاره کرد و کل فصل را از دست داد.
آربلوا چارهای نداشت تا به جوانان اعتماد کند. مصدومین رئال آنقدر بالا رفتند که بیمارستان مادرید پر شد و آربلوا دست به دامان تیم آکادمی خود شد. تیمی که تا چند ماه پیش خودش آن را ساخته بود و از بازیکنان بزرگسالان مادرید، شناخت بیشتری به آنان داشت.
رئال در این مدت توانست اختلاف خود با بارسا را در صدر حفظ کند تا حداقل تا بازیهای پایانی لالیگا را در مشت خود داشته باشند، هر چند تا مرز سقوط هم پیش رفتند، اما با گلهای دقیقه نودی کار را در آوردند.
اوج کار تیم آربلوا در لیگ قهرمانان رقم خورد. آنها تیم سرسخت مورینیو را در پلیآف لیگ قهرمانان کنار زدند تا به یک هشتم راه یابند و به مصاف سیتی پرستاره بروند. پیش از دیدار با سیتی، رئال ۷ بازیکن اصلی خود را در اختیار نداشت و رسانهها رئال را از پیش بازنده میدانستند. هیچکس هیچ امیدی به تیم بدون ستاره مادرید نداشت، اما آربلوا معجزه کرد و در بازی رفت و برگشت پپ گواردیولا را شکست داد و صعودی پرافتخار به مرحله یک چهارم لیگ قهرمانان داشت.
اما این پایان کار نبود. آربلوا فرصتها را از دست نمیداد. دربی مادرید در پیش بود و بهترین فرصت برای خودنمایی بود. کامبک رئال در برنابئو بدون کورتوا برابر سیمئونه تیر خلاص آلوارو به رسانهها بود. آربلوا حرفش را در زمین میزد نه در نشستهای مطبوعاتی. با این برد پیش از فیفادی، آربلوا به رسانهها فهماند که دنبال مربی نروید، مربی فصل بعد هنوز کارهای زیادی برای مادرید دارد.
هرچند هنوز زمان زیادی تا پایان فصل باقی مانده و رئال مسیر بسیار سختی در پیش دارد. آنها هنوز هیچ جامی کسب نکردهاند که آربلوا تا این اندازه شایسته تحسین و تقدیر باشد و باید منتظر ماند که آیا میتواند بایرن و شاید در ادامه راه پی اس جی را هم شکست دهد و لالیگا را هم از دست فلیک و سربازانش بگیرد. اما با تمام این اوصاف محبوبیت آربلوا و بازگشت اتحاد به رختکن نسبت به روزهای پایانی ژابی در مادرید، همان چیزی است که هواداران میخواهند. تیمی با انرژی، با اعتماد، با برنامه و سرحال. این همان تیمی است که هواداران آن را میخواهند.