به گزارش شهرآرانیوز؛ شعر «ایران» از حسین منزوی یکی از ماندگارترین و عاطفیترین سرودههای پیرامون میهن در ادبیات معاصر ایران است. این شعر که با زبانی ساده، اما عمیق و موسیقی روان نوشته شده، بیانگر عشق و ارادت شاعر به خاک ایران و غمهای ملت در این مرز و بوم و در فراز و فرود تاریخ است.
حسین منزوی را عمدتاً با غزلهای درخشانش میشناسیم، اما این اثر که در قالب مثنوی سروده شده، تصویری از تاریخ کهن، تمدن دیرینه و همچنین رنجها و امیدهای مردم ایران را به نمایش میگذارد. او در این شعر با خطاب قرار دادن «ایران»، گویی با یک موجود زنده و پرمهر سخن میگوید و درد دلهایش را با او در میان میگذارد:
صدای خستهام را بشنوای ایران
شکوای نای خستهام را بشنوای ایران
من از دماوند و سهندت قصه میگویم
از کوههای سربلندت قصه میگویم
از رودهایت اشکهای غرق در خونت
از رود رود کرخه زاریهای کارونت
از بیستونکَن عاشقان تیشه دارانت
وان نقشهای بی گزند از باد و بارانت
از دفتر فال و تماشایی که در شیراز
حافظ رقم زد جاودان در رنگ و در پرداز
از اصفهان، باغ خزان نشناسی از کاشی
از میر و از بهزاد، یعنی خط و نقاشی
از نبض بی مرگ امیر و خون جوشانش
که میزند بیرون هنوز از فین کاشانش
ایران من آهای کتاب شور و شیدایی
هر برگی از تاریخ تو فصلی تماشایی
فصلی همه تقدیر سرخ مرزدارانت
فصلی همه تصویر سبز سربدارانت
فصل ستونهای بلند تخت جمشیدت
در سربلندی برده بالاتر ز خورشیدت
از سرخ جامه، چون کفن پوشندگان تو
وز خون دامنگیر بابک در رگان تو
آواز من هر چند ایرانم غم انگیز است
با این همه از عشق، از عشق تو لبریز است
دیگر چه جای باغ های، چون بهشت تو
ای در خزان هم سبز بودن سرنوشت تو
در ذهن من ریگ روانت نیز سرسبز است
حتی کویرت نیز در پاییز سرسبز است
میدانمت جای به مرداب اوفتادن نیست
میدانمت ایثار هست و ایستادن نیست
گاهی اگر غمگین اگر نومید میبینیم
ناچار ما هم با تو نومیدیم و غمگینیم
با این همه خونی که از آیینه ات جاریست
رودی که از زخم عمیق سینه ات جاریست
میشوید از دلهای ما زنگار غمها را
همراه تو با خود به دریا میبرد ما را...
مضمون اصلی این شعر بر پایه «وطندوستی» و «پایداری» استوار است. حسین منزوی با اشاره به پیشینه درخشان ایران و گذشتگان، همزمان نگرانیهای خود را برای شرایط روز و آینده این سرزمین بیان میکند. او با ترکیب احساسات شخصی با تعلق خاطر ملی، توانسته است ارتباطی عمیق با خواننده برقرار کند.
این شعر به دلیل محتوای عاطفی و حماسی خود، جایگاه ویژهای در دلهای ایرانیان دارد و بارها توسط خوانندگان و هنرمندان اجرا شده است. مصراع «صدای خستهام را بشنوای ایران» به عنوان نمادی از التماس دلی عاشق برای شنیده شدن در دل تاریخ و سرزمینش مانده است، و دوباره خواندنش در روزهای پرتلاطم ایران در آغاز سال نو، لطفی دیگر دارد.
منبع: مهر