سید مصطفی بهشتی | شهرآرانیوز؛ جنگ تحمیلی و تجاوزات صهیونیستی و آمریکایی هم نتوانست راه مشهدالرضا(ع) را بر زائران و دلدادگان این خطه از ایران ببندد تا باز هم مسافران نوروزی راه خراسان را در پیش گیرند. به این واسطه است که این روزها آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی با حضور هموطنانمان از سراسر کشور رنگ و بویی از یک پاتوق اتحاد را به خود گرفته است و ایران کوچکی را در خود جای داده است.
نوروزی که با رنگ و بوی جنگ رمضان آغاز شده بود حالا با ادامه جانفشانیها و فداکاریهای رزمندگان میهن، رنگ و بوی شهادت و ایثار را به خود گرفته است و مهمانان توس هم از همین فداکاریها و زیباییهای زندگی در روزهای جنگ میگویند.
علیاکبر قاسمی معروف به پهلوان رستم باز هم در ضربنوازیهای خود، نام ایران را در باغ فردوسی فریاد میزند و وقتی سر صحبت را با او باز میکنیم میگوید: نه ایران اهل تسلیم و شکست است و نه اسلام. این وعده حق و تاریخ است. ما در پایان این جنگ و به مانند ابیات شاهنامه، چنان کنده آمریکا و رژیم صهیونیستی را بالا میآوریم و آنها را از میدان به در میکنیم که درسی شود در تاریخ!
در روزهایی که بسیاری از اماکن تفریحی و گردشگری کشور تعطیل هستند، درب آرامگاه فردوسی به روی بازدیدکنندگان باز است و از پنجم فروردین مراسمات ویژهای در این مجموعه برای مهمانان تدارک دیده شده است. طبق اعلام فرماندار مشهد، آرامگاه فردوسی از حیث میزان بازدید نوروزی دومین مجموعه پرطرفدار میراث فرهنگی در کشور بوده است. مردم در این مجموعه، امید به آینده دارند و به مانند همه جامعه پیروزی جمهوری اسلامی ایران بر دشمن متجاوز را نزدیک میدانند. هر کدام از مسافران هم حرف و سخنی دارند، یکی از امنیت در مشهد میگوید، یکی از آرامش در جادههای کشور و یکی از شعرهای حماسی فردوسی که متناسب احوال این روزهای وطن است.
عیسی صادقیزاده که این روزها در آرامگاه نقالی میکند و حماسههای تاریخ ایران را روایت میکند میگوید: در این چند روز در مواجهه با مردم، روحیه آنها را بسیار بالا دیدم. وقتی نام ایران به میان میآید، یکصدا نام کشور را فریاد میزنند و هیچ نشانهای از شکست و ناامیدی را در آنها نمیبینم.
از اصفهان گرفته تا تهران و اراک، از شمال گرفته تا جنوب، هموطنان راه مشهد را در پیش گرفتهاند تا به امام مهربانی متوسل شوند و از حضرت رضا (ع) بخواهند ضامن ایران اسلامی شود تا بر استکبار جهانی پیروز شوند. مردمی که این روزها در آرامگاه فردوسی قدم میگذارند شاید از پای لانچرها فاصله داشته باشند، اما هم از حضور در تجمعات شبانه مشهد میگویند و هم از جانی که حاضرند برای استقلال و سربلندی میهن تقدیم کنند.
فراز پایانی این حضور میدانی را هم با همین شعر فردوسی که بر زبان شهروند اصفهانی نشست، خاتمه میدهیم.
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود