به گزارش شهرآرانیوز؛ حنانه سراجی، از فیلمسازان جوان مشهدی که سابقه فعالیت در کارگردانی، تهیهکنندگی و تدوین را در کارنامه خود دارد، از تجربهاش در تولید چند اثر تصویری با محوریت وقایع اخیر (جنگهای دوازده روزه و رمضان) و نیز از چالشهای پیشروی فیلمسازی در مشهد سخن گفت؛ چالشهایی که از نبود برخی تخصصها و تجهیزات تا محدودیتهای کار مستقل، مسیر تولید را برای بسیاری از هنرمندان سخت کرده است.
سراجی در ابتدای صحبت به انگیزهاش برای ورود به موضوعات جنگ و روایتهای متکی بر واقعیت اشاره کرد و گفت: «معتقدم هر فرد بر اساس تخصص خودش باید به بازتاب وقایع بپردازد. وقتی قرار است چیزی از جنس شهادت، مقاومت و اتفاقات مهم در تاریخ بماند، فیلمساز باید نقش شاهد و روایتگر را ایفا کند؛ همانطور که در دفاع مقدس هم مستندها و روایتهای تصویری بعداً تبدیل به سند شدند».
او با اشاره به ساخت دو فیلم کوتاه «صبح فروردین» و «رو به آسمان» که پیشتر با موضوع جنگ دوازده روزه انجام داده بود توضیح داد که در مسیر تولید آثار، جلسات باشگاه فیلم رویش مشهد نقش تسهیلگر داشته است: «در روزهای ابتدایی شکلگیری پروژه، ایدهها کمکم در نشستها پررنگ شدند. در ادامه، مسیر مشخص شد و کار تیمی باعث شد زمانبندیها فشرده ولی قابل انجام باشد؛ یعنی از روزی که ایده شکل گرفت تا مرحله فیلمبرداری، فاصله خیلی زیاد نبود».
او که این روزها مشغول مراحل پستولید فیلم کوتاه داستانی «بازگشت» با موضوع جنگ رمضان است گفت این پروژه در فرآیند پیشرفت بوده و بخشی از آن در مرحله صداگذاری و تکمیل روایی جلو رفته است.
طبق توضیحات سراجی، روند تولید با حضور در جلسات و چرخش ایدهها آغاز شده و سپس در زمانهای مشخص، فیلمبرداری انجام گرفته است. او تأکید کرد که کار گروهی و تقسیم مسئولیتها، مهمترین عامل در رسیدن به خروجیهای سریع و قابل ارائه بوده است؛ بهویژه وقتی موضوع، حساسیتهای روایی و عاطفی خاص خودش را دارد.
سراجی توضیح داد که بخشی از ایدههای آثار او از اتفاقات و نشانههای میدانی و بهطور خاص از الهامهای مستقیم گرفته شده است. او در مورد یکی از آثار تولید شده گفت: «ایده یکی از کارها، که بعدا با عنوان «نقش نگین» ساخته شد، از سخنرانیهای رهبر شهید انقلاب در مشهد الهام گرفت؛ از درخواستهایی که درباره اهدای انگشتر ایشان مطرح میشد. وقتی موضوع اینقدر مستقیم و قابل لمس باشد، طبیعی است که هنرمند هم بخواهد سریعتر آن را به شکل اثر تصویری تبدیل کند».
این نگاه موضوعمحور، باعث شده آثار تولیدشده صرفاً «بازنمایی کلی» نباشند، بلکه دارای لایه معنایی و ارجاع مشخص باشند؛ به این معنا که مخاطب با دیدن اثر، حس میکند پشت کار یک انگیزه عمیق و یک رویداد واقعی قرار دارد.
بخش دیگری از گفتوگو به چالشها اختصاص داشت. سراجی در پاسخ به اینکه چرا در حوزه فیلمسازی شهری مانند مشهد، مسیر برای همه هنرمندان هموار نیست، چند عامل کلیدی را برشمرد. او دراین باره به کمبود نیروی حرفهای در برخی تخصصها اشاره کرد و گفت یکی از بزرگترین مشکلات، تعداد محدود نیروهای بسیار حرفهای در برخی شاخههاست. به گفته سراجی، وقتی تیم تولید به برخی تخصصهای خاص نیاز دارد، نبود نیروی کافی باعث میشود پروژه یا با سختی پیش برود یا هزینهها بالا برود.
مهاجرت هنرمندان به پایتخت به عنوان یکی دیگر از موانع است؛ اتفاقی که به باور سراجی بعد از رشد حرفهای بسیاری از هنرمندان رخ میدهد. به گفته او نتیجه این روند، کم شدن دسترسی به افراد باتجربه و در برخی موارد افزایش دستمزدهاست: «بعضیها بعد از اینکه حرفهای میشوند، به تهران مهاجرت میکنند. این یعنی یا در دسترس نیستند یا اگر هم همکاری کنند، دستمزدها خیلی بالا میشود و بودجه پروژهها را تحت فشار میگذارد».
سراجی نبود تجهیزات خاص را نیز یکی از محدودیتها دانست. به گفته او، بسیاری از تجهیزات لازم برای تولیدهای استاندارد، در شهر بهصورت کافی وجود ندارد و در نتیجه یا باید از شهرهای دیگر تهیه شود یا با هزینههای گزاف فراهم شود.
در ادامه، او به موضوع مهمی اشاره کرد: «محدودیتهای کار مستقل». سراجی تاکید کرد وقتی هزینهها بالا باشد، فیلمسازان ناچار میشوند به جای تولید مستقل، سراغ همکاری با نهادها و ارگانها بروند. این همکاریها هرچند امکان تولید را فراهم میکند، اما به باور او میتواند در برخی موارد آزادی عمل هنرمند را کاهش دهد؛ از جمله در انتخاب موضوع یا شکل روایت: «وقتی کار مستقل سخت و هزینهها سنگین است، طبیعی است که هنرمند به سمت همکاریهای سازمانی برود. اما این همکاری همیشه هم دست هنرمند را باز نمیگذارد. ممکن است در انتخاب موضوع یا فیلمنامه محدودیتهایی ایجاد شود».