به گزارش شهرآرانیوز، چهلویک روز از آغاز جنگی میگذرد که اکنون با اعلام آتشبسی موقت، نگاهها به مذاکراتی دوخته شده که قرار است در اسلامآباد برگزار شود. با این حال، حملات مکرر اسرائیل به لبنان و تهدیدهای متقابل بازیگران منطقهای نشان میدهد که این آتشبس بیش از آنکه پایان جنگ باشد، توقفی موقت در میانه یک بحران عمیق است به امید اینکه راه حلهای دیپلماتیک پس از ضربه شست نظامی ایران به دشمن، بتواند گره کوری را که ترامپ و نتانیاهو در منطقه ایجاد کردند باز کند. در چنین فضایی، رسانههای معتبر جهان هرکدام تصویری متفاوت، اما در بسیاری موارد همپوشان از این جنگ، پیامدهای آن و آینده نظم منطقهای ارائه میدهند.
یکی از مهمترین محورهای گزارش رسانههای بینالمللی در روزهای اخیر، مسئله دامنه آتشبس و سرنوشت لبنان است. شبکه سیبیاس به نقل از منابع دیپلماتیک گزارش داده که دونالد ترامپ در ابتدا موافقت کرده بود لبنان نیز در چارچوب آتشبس منطقهای گنجانده شود. به گفته این منابع، میانجیها نیز با همین برداشت وارد مذاکرات شدند. اما پس از گفتوگوی تلفنی ترامپ و بنیامین نتانیاهو، موضع واشنگتن تغییر کرد؛ مسئلهای که اکنون به یکی از گرههای اصلی بحران تبدیل شده است.
در حالی که مذاکرات برای تثبیت آتشبس ادامه دارد، حملات اسرائیل به لبنان به یکی از مهمترین عوامل تهدیدکننده این توافق تبدیل شده است. سازمان ملل هشدار داده که این حملات میتواند آتشبس میان ایران و آمریکا را به خطر بیندازد. همزمان انبیسی نیوز گزارش داده که ترامپ از نتانیاهو خواسته شدت حملات اسرائیل به لبنان را کاهش دهد تا مسیر مذاکرات با ایران تخریب نشود. با این حال، اظهارات مقامات اسرائیلی نشان میدهد تلآویو چندان تمایلی به توقف عملیات نظامی ندارد.
در همین راستا، امانوئل مکرون رئیسجمهور فرانسه نیز تأکید کرده است که آتشبس میان ایران و آمریکا بدون توقف حملات اسرائیل به لبنان نمیتواند معتبر یا پایدار باشد. اتحادیه اروپا نیز موضع مشابهی اتخاذ کرده و خواستار گنجانده شدن لبنان در هر توافق آتشبس شده است. وزیر خارجه ترکیه نیز گفته است که اسرائیل «نسلکشی در غزه را به لبنان منتقل کرده است». در اروپا نیز واکنشها افزایش یافته است. وزیر خارجه ایتالیا اعلام کرده سفیر اسرائیل را برای توضیح درباره حملات به لبنان احضار کرده است.
اگر یک عنصر مشترک در تحلیل تقریباً همه رسانههای جهانی وجود داشته باشد، آن تنگه هرمز است؛ آبراهی که اکنون به مهمترین ابزار فشار در این بحران تبدیل شده است. گزارش مفصل رویترز مینویسد در حالی که ترامپ از «پیروزی» سخن میگوید، واقعیت صحنه نشان میدهد ایران اکنون کنترل عملی عبور و مرور در این آبراه حیاتی را در اختیار دارد؛ مسیری که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند. فواز جرِجس، پژوهشگر مسائل خاورمیانه، در گفتوگو با رویترز تأکید میکند: «این جنگ در تاریخ به عنوان یک اشتباه استراتژیک بزرگ برای ترامپ ثبت خواهد شد.» به نوشته این گزارش، پیش از جنگ ایران تنها نظارت بر تنگه را در اختیار داشت، اما اکنون به مرحلهای رسیده که عملاً شرایط عبور کشتیها را تعیین میکند و نقش «دروازهبان» این مسیر را ایفا میکند.
سیانان نیز در تحلیلی مشابه نوشته است: «آتشبس ترامپ بهروشنی نشان داد ایران چه اهرم فشاری بر اقتصاد جهانی در اختیار دارد.» حتی برخی رسانههای غربی از طرح ایران برای دریافت عوارض عبور از کشتیها خبر دادهاند؛ طرحی که طبق گزارش فایننشال تایمز و بازنشر آن در نشریه هیل، میتواند شامل پرداخت حدود یک دلار به ازای هر بشکه نفت باشد.
یکی از نخستین حوزههایی که از این جنگ ضربه خورد، بازار جهانی انرژی بود. شبکه سیانبیسی گزارش داده که قیمت نفت برنت از مرز ۱۲۰ دلار عبور کرده است؛ نشانهای از آنکه حتی آتشبس نیز نتوانسته اختلال در بازار را جبران کند. تحلیلگر مؤسسه اوراسیا گروپ، گریگوری برو، هشدار داده است که تا زمانی که وضعیت تنگه هرمز عادی نشود، قیمت نفت عملاً نمیتواند به زیر ۱۰۰ دلار بازگردد. او حتی پیشبینی کرده که قیمت بنزین در آمریکا ممکن است تا ماه مه به حدود پنج دلار در هر گالن برسد.
نشریه اکونومیست نیز تصویری نگرانکنندهتر ارائه میدهد. طبق گزارش این نشریه، بیش از ۱۸۷ نفتکش و ۱۵ کشتی حامل گاز طبیعی در خلیج فارس گرفتار شدهاند و پاکسازی این ترافیک ممکن است هفتهها طول بکشد. در همین حال، برخی تأسیسات انرژی در منطقه نیز آسیب دیدهاند. خبرگزاری رسمی عربستان گزارش داده حملات اخیر باعث کاهش حدود یک میلیون بشکهای تولید نفت این کشور شده است.
بخش قابل توجهی از تحلیلها در رسانههای آمریکایی و اروپایی، به بررسی ادعای پیروزی واشنگتن در این جنگ اختصاص دارد؛ ادعایی که بسیاری از تحلیلگران آن را زیر سؤال بردهاند. نشریه آتلانتیک نوشته است که ترامپ توافقی را پذیرفته که «هیچیک از اهداف اولیه جنگ را محقق نکرده است». در این گزارش آمده است: «ترامپ برای جلوگیری از دستیابی ایران به بمب اتم وارد جنگ شد، اما جنگ با اثبات این واقعیت پایان یافت که تهران سلاحی مؤثرتر از بمب اتم دارد؛ تنگه هرمز.»
نیویورک تایمز نیز در تحلیلی صریحتر نوشته است: «برای بسیاری از ناظران جهانی، این جنگ شبیه یک شکست نظامی برای ایالات متحده به نظر میرسد؛ شاید حتی جدیتر از عراق یا افغانستان.» این روزنامه همچنین به شکافهای ایجاد شده در ائتلاف غربی اشاره کرده و نوشته است که اعتماد متحدان سنتی آمریکا به رهبری واشنگتن در حال کاهش است.
در داخل ایالات متحده نیز پیامدهای سیاسی جنگ آشکار شده است. شبکه سیانان گزارش داده که سنای آمریکا در حال بررسی قطعنامهای برای محدود کردن اختیارات جنگی رئیسجمهور علیه ایران است. از سوی دیگر، نیوزویک گزارش داده که بیش از نیمی از آمریکاییها اکنون از استیضاح ترامپ حمایت میکنند؛ آماری که نشاندهنده شکاف عمیق در افکار عمومی این کشور است. نشریه پولیتیکو نیز از نگرانی جمهوریخواهان درباره انتخابات آینده کنگره خبر داده و نوشته است برخی از آنان معتقدند جنگ با ایران میتواند به شکست انتخاباتی حزب جمهوریخواه منجر شود.
شاید مهمترین بحث در میان تحلیلگران، پیامدهای بلندمدت این جنگ برای نظم منطقهای باشد. نشریه فارن افرز در تحلیلی نوشته است که افکار عمومی خاورمیانه اکنون چین، ایران و روسیه را مطلوبتر از ایالات متحده و بسیاری از کشورهای اروپایی میدانند. در همین حال، تحلیلگران بسیاری معتقدند این جنگ به تقویت جایگاه ایران در معادلات منطقهای انجامیده است.
نشریه اینترسپت مینویسد: «بقای نظام ایران به تنهایی یک پیروزی محسوب میشود، اما نمایش تسلط آن بر تنگه هرمز میتواند معادلات راهبردی را بهطور کامل تغییر دهد.» حتی برخی تحلیلگران اسرائیلی نیز به این موضوع اشاره کردهاند. آلون بندیوید، تحلیلگر نظامی اسرائیل، گفته است: «ایران اکنون قویتر از گذشته است و به یک قدرت منطقهای جدید تبدیل شده است.»
با وجود آتشبس اعلامشده، تقریباً همه تحلیلگران بر یک نکته تأکید دارند: جنگ هنوز واقعاً تمام نشده است. نیویورک تایمز گزارش داده که عبور کشتیها از تنگه هرمز همچنان بسیار محدود است و شرکتهای بیمه و کشتیرانی نسبت به امنیت این مسیر تردید دارند. از سوی دیگر، مقامات آمریکایی به والاستریت ژورنال گفتهاند که نمیتوان احتمال از سرگیری جنگ را رد کرد؛ بهویژه اگر اختلافها بر سر کنترل تنگه هرمز ادامه پیدا کند. در چنین شرایطی، مذاکرات پیش رو در اسلامآباد ممکن است تعیینکنندهترین مرحله این بحران باشد. اگر این مذاکرات به توافقی پایدار منجر نشود، آتشبسی که امروز برقرار است میتواند تنها وقفهای کوتاه در مسیری باشد که منطقه را به سوی مرحلهای تازه از تنش سوق میدهد.