صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

نقاشی که عمر خود را صرف ثبت عاشقانه‌ترین تصاویر از فرهنگ و دیار ایران کرد

  • کد خبر: ۴۰۵۷۸۹
  • ۲۲ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۳
به مناسبت سالروز درگذشت عباس کاتوزیان، نقاش بزرگ واقع‌گرای ایران؛ مرور کوتاهی بر زندگی و آثار این هنرمند داریم.

به گزارش شهرآرانیوز؛ عباس کاتوزیان در سال ۱۳۰۲ در تهران متولد شد. از همان کودکی، برخلاف بسیاری از هم‌دوره‌هایش، مسیر خود را یافت، به جای تقلید از هنر مدرن غرب، به مکتب کمال‌الملک، پدر نقاشی واقع‌گرای ایران، دل بست و او را به عنوان مرشد خود برگزید.

بیست و دوم فروردین‌ماه برای جامعه هنری ایران یادآور فقدان تلخی است: سالروز درگذشت استاد عباس کاتوزیان، نقاشی که عمر خود را صرف ثبت عاشقانه‌ترین تصاویر از فرهنگ و دیار این سرزمین کرد. او در چنین روزی در سال ۱۳۸۷ در تهران چشم از جهان فروبست، اما میراثش همچنان بر دیوار موزه‌ها و گالری‌ها می‌درخشد.

از مکتب کمال‌الملک تا سبکی ماندگار

عباس کاتوزیان در سال ۱۳۰۲ در تهران متولد شد. از همان کودکی، برخلاف بسیاری از هم‌دوره‌هایش، مسیر خود را یافت، به جای تقلید از هنر مدرن غرب، به مکتب کمال‌الملک، پدر نقاشی واقع‌گرای ایران، دل بست و او را به عنوان مرشد خود برگزید.

او هنرجوی هنرستان کمال الملک بود و بعد‌ها در سال ۱۳۲۲ نایب رییس این هنرستان نیز شد، کاتوزیان تنها نقاش ایرانی است که در سال ۱۳۵۲ آثارش در کنار آثار استاد کمال الملک در مجلس شورای ملی در معرض تماشا قرار گرفت.

عباس کاتوزیان چنانکه خود می‌گفت: تا آنجا که یاد دارم نقاشی کردم و نقاش بودم. همیشه در تار و پود طراحی تلاش کردم و غرق در رنگ‌ها بوده‌ام.کاتوزیان در دوران طلایی هنر ایران زیست؛ زمانی که بسیاری از هنرمندان به دنبال سبک‌های نوین و بعضاً انتزاعی بودند، او مصمم‌تر از همیشه پای در مسیر رئالیسم نهاد و این جنبش را در ایران تثبیت کرد.

او معتقد بود هنر باید راستین و بی‌پیرایه باشد؛ همان طور که خود در گفت‌وگویی اظهار داشت: «من عاشق کشورم، سنت‌ها و آداب این سرزمین باستانی هستم. من عاشقانه تلاش کرده‌ام تاریخ استقلال کشورم را بر روی بوم روایت کنم.»

عباس کاتوزیان در زمینه نقاشی رئال و فیگوراتیو شهره بود و نمایشگاه آثارش حکایت از عدم پایبندی او به سبک‌های متداول نقاشی داشت. کاتوزیان در گفت‌و‌گو‌هایی تأکید کرده بود که قائل به سبک خاصی نیستم.

علیرغم توجه کمتر محافل هنری رسمی و هنرمندان مدرنیست، مردم عادی (طبقات پایین و متوسط) همواره از آثارش استقبال می‌کردند، چاپ انبوه آثارش به صورت پوستر و کارت‌پستال نشانه این محبوبیت است.

کاتوزیان درباره فعالیت‌های هنری‌اش اینگونه می‌گفت: آن‌قدر نقاشی کرده‌ام که شمار دقیقشان را به خاطر ندارم در دوره‌ای ۱۳، ۱۴ساله از زندگی‌ام آن‌قدر انرژی برای کارکردن داشته‌ام که روزی یک تابلو می‌کشیدم شاید بیش از ۶۰۰ اثر خلق کرده‌ام که حداقل یک چهارم آنها بدن انسان بوده است.

نظرات دیگر هنرمندان درباره او

مرتضی کاتوزیان، برادر و از نقاشان سوررئالیست درباره عباس کاتوزیان را جزو پیشگامان و پیشکسوتان نقاشی ایران می‌داند و می‌گوید: در کشیدن پرتره بسیار توانا بود؛ سال‌ها نقاشی‌هایش هفته‌ای روی جلد مجله‌ها چاپ می‌شد و مردم آنها را قاب می‌کردند.

محمدابراهیم جعفری از نقاشان مدرنیست نیز حضور او را «مهم» می‌داند و بیان می‌کند: عباس کاتوزیان تا پایان با ایمان به کارش ادامه داد؛ مهم‌ترین اهمیتش این بود که «وزنه‌ای سهل‌الوصول» بود که مردم عادی را به دنیای نقاشی جذب کرد و شاگردانش بعد‌ها راه خود را پیدا کردند، اما همگی برایش احترام قائل بودند.

منوچهر معتبر یکی دیگر از نقاشان و طراحان مدرنیست نظرش را چنین بیان می‌کند: گفت کاتوزیان از پیشگامان کار از روی مدل زنده در ایران بود (به جای طبیعت بی‌جان یا کپی‌کاری). مثلاً از چهره درویشی به نام «بهلول» بار‌ها نقاشی کشید.

در کتابچه نمایشگاه «پنجاه سال نقاشی‌های عباس کاتوزیان»، نظر این هنرمند صاحب سبک درباره ایران چنین آمده است: «عشق من ایران و آیین‌ها و سنت‌های این سرزمین کهن است. تاریخ حفظ استقلال این سرزمین را سعی کرده‌ام عاشقانه بر بوم‌های نقاشی روایت کنم.»

هنرمندی در پهنه بین‌المللی

شهرت کاتوزیان تنها محدود به ایران نبود. درخشش آثار او فراتر از مرز‌ها رفت و توانست زبان مشترک هنر را با جهان سخن بگوید. آثار او در پنج گالری در آمریکا، دو گالری در فرانسه و موزه ملی بریتانیا در لندن به نمایش درآمد.

نقاشی‌های او بیش از ۲۰۰ بار بر جلد مجلات معتبر جهان نقش بست. یکی از دلایل این محبوبیت جهانی، سوژه‌های ماندگاری، چون «دختر کرد»، «دختر قشقایی» و «دختر بندرعباسی» بود؛ آثاری که چنان با احساس و جزئیات دقیق خلق شده‌اند که هر بیننده‌ای را مجذوب خود می‌کنند.

وداع با قلم‌مو در میان هیاهوی نمایشگاه

عاقبت در روز ۲۴ فروردین ۱۳۸۷، در حالی که نمایشگاه بزرگداشت نیم قرن فعالیت هنری‌اش در تهران برپا بود، مرگ او را غافلگیر کرد. کاتوزیان در خانه خود در تهران در سن ۸۶ سالگی درگذشت تا نمایشگاهش بدون حضور خالقش به کار خود پایان دهد.

امروز، آثار این استاد بزرگ نه تنها در موزه‌های معتبری، چون موزه هنر‌های معاصر تهران و آستان قدس رضوی نگهداری می‌شود، بلکه در یاد و خاطره هر ایرانی که طعم نگاه گرم و صمیمی آثار او را چشیده باشد، زنده است.

منبع: ایبنا

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.