مریم شیعه | شهرآرانیوز؛ در حافظه سیاست خارجی ایران بیشتر با سکوت، وقار و حضور آرام در پشت صحنه شناخته میشود، دیپلماتی که کمتر در هیاهوی سیاست دیده میشود، اما رد پایش در بسیاری از مقاطع مهم روابط خارجی ایران به چشم میآید. او در سال ۱۳۲۳ در تهران و در خانوادهای مذهبی به دنیا آمد. خانه شان جایی حوالی مسجد سید عزیزا... بازار تهران بود.
در سالهای جوانی به دانشگاه تهران رفت و در رشته روان شناسی تحصیل کرد؛ رشتهای که شاید در نگاه نخست ارتباط مستقیمی با سیاست خارجی نداشته باشد، اما شناخت رفتار انسان و جامعه، بعدها به کار دیپلماسی اش آمد. چند سال بعد برای ادامه تحصیل راهی ایالات متحده شد. در دانشگاه هیوستون تحصیلاتش را ادامه داد. بازگشت او به ایران و پس از اخذ دکترا، هم زمان با روزهایی بود که انقلاب۱۳۵۷ تازه ساختارهای سیاسی و اداری کشور را دگرگون کرده بود و نسل تازهای از مدیران در حال شکل دادن به نهادهای جدید بودند.
در چنین فضایی، وارد حوزه رسانه شد، ریاست کانون پرورش فکری و مسئولیت خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران را بر عهده گرفت؛ رسانهای که در آن سالها از مهمترین ابزار خبررسانی بود. دهه ۶۰ برای ایران، دههای آرام نبود. ۸ سال جنگ تحمیلی فضای کشور را تحت تأثیر قرار داد و اطلاع رسانی و روایت جنگ به بخش مهمی از مدیریت سیاسی تبدیل شد. در این دوره مسئولیت ریاست ستاد تبلیغات جنگ را هم بر عهده گرفت و اخبار را به گوش مردم میرساند.
در سال۱۳۶۸، زمانی که ایران در حال عبور از دوران جنگ و تلاش برای بازسازی روابط خارجی خود بود، به عنوان نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد منصوب شد. نزدیک به ۸ سال حضور در نیویورک، او را در قلب دیپلماسی چندجانبه جهان قرار داد؛ جایی که بسیاری از بحرانها و گفتوگوهای مهم بین المللی شکل میگرفت. این تجربه سرانجام در سال ۱۳۷۶ به نقطه عطف دیگری در زندگی او رسید.
با آغاز دولت سید محمد خاتمی، به عنوان وزیر امور خارجه انتخاب شد و تا سال ۱۳۸۴ هدایت دستگاه دیپلماسی ایران را بر عهده داشت؛ دورهای که هم زمان با طرح ایده «گفت وگوی تمدن ها» و تلاش برای کاهش تنش در روابط خارجی ایران بود. پس از پایان وزارت، ریاست شورای راهبردی روابط خارجی را بر عهده گرفت و همچنان در عرصه حاضر بود.
روز دوازدهم فروردین خبر بمباران منطقهای مسکونی در تهران به گوش رسید. در این بمباران وحشیانه، مردم بی گناه بسیاری به شهادت رسیدند یا دچار جراحت شدند. در این بین، نام سید کمال خرازی هم منتشر شد. کمال خرازی بلافاصله به بیمارستان منتقل شد و رسانهها از اوضاع وخیمش گزارش دادند و البته، همسرش در لحظه بمباران و در میان غبار و آتش مظلومانه شهید شد. چیزی حدود ۸ روز بعد، خزاری نیز به خانواده و امام شهیدش پیوست و بر اثر شدت جراحات، از دنیا رفت.
خرازی سالها به عنوان بازیگری شناخته شد که در لایههای آرامتر تصمیم سازی عمل میکرد. سبک او مبتنی بر احتیاط، واژههای حساب شده بود و ترجیح دادن گفت وگوی طولانی به موضع گیریهای تند بود. رویکردی که در بسیاری از مقاطع پرتنش سیاست خارجی ایران اهمیت پیدا کرد.
او در تعامل با جهان خارج معمولا از ادبیاتی استفاده میکرد که هم پیام قدرت را منتقل میکرد و هم راه بازگشت به گفتوگو را نمیبست. این نوع زبان دیپلماتیک که میان هشدار و مذاکره تعادل برقرار میکند، یکی از ویژگیهایی بود که نامش را در میان دیپلماتهای حرفهای جمهوری اسلامی ایران قرار میداد. در واقع نقش دکتر خرازی بیشتر در ساختن فضای مذاکره دیده میشد.
در میانه جنگها و در کنار فرماندهان نظامی و خطوط نبرد، گروه دیگری هم وجود دارند که نقششان کمتر دیده میشود، اما اهمیتشان کمتر از میدان جنگ نیست؛ دیپلمات ها. کسانی که اسلحه شان، مذاکره است و وظیفه شان باز کردن روزنهای برای پایان دادن به درگیری هاست. در بسیاری از جنگهای معاصر، نبرد با مذاکره خاتمه مییابد و نه فتح. حتی زمانی که میدان نبرد داغ است، کشورها تلاش میکنند کانالهای دیپلماتیک را به طور کامل نبندند. دلیل آن هم روشن است، هیچ جنگی برای همیشه ادامه پیدا نمیکند.
در نهایت، حتی سختترین دشمنان هم ناچار میشوند پشت میز مذاکره بنشینند و در چنین لحظهای، وجود افرادی که تجربه گفتوگو، شناخت طرف مقابل و اعتماد نسبی بازیگران مختلف را دارند، میتوانند مسیر صلح را هموارتر کنند. وقتی در میانه یک درگیری، چهرههایی که سابقه دیپلماسی و مذاکره دارند از صحنه حذف میشوند، این یعنی ارادهای وجود دارد که نمیخواهد صلح محقق شود.
ارادهای تروریستی که سال هاست خون کودکان، زنان و مردان بی گناه را بر خاک سرخ فلسطین میریزد و امروز هم با رذالت ذاتی خود، دست به جنایات جنگی متعدد در خاک لبنان و ایران میزند. دیپلماتها شبکهای از ارتباطات، اعتمادهای شکل گرفته در طول سالها و تجربه مدیریت بحران دارند و اگر صهیونیست ها، در پی حذف لاریجانیها و خرازیها هستند، میخواهند جنگ را به سمت راه حلهای سختتر و پرهزینهتر سوق دهند و راه صلح و دیپلماسی را سد کنند.