صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

«استغاثه؛ کلید ظهور» منتشر شد | پیوندی میان لایه‌های عمیق وجودی بشر و مسئله مهدویت

  • کد خبر: ۴۰۷۶۵۳
  • ۲۹ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۷
«استغاثه؛ کلید ظهور» در نهایت گزارشی است از یک نقشه‌ی راه؛ نقشه‌ای که از اعماق قلب انسان آغاز می‌شود، از پشیمانی نسبت به غفلت‌های گذشته عبور می‌کند و به تمدنی ختم می‌شود که در آن، عدل و معنویت به دست حجت خدا محقق خواهد شد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ کتاب «استغاثه؛ کلید ظهور» نوشته محمد شجاعی، به همت نشر محیی منتشر شد. کتاب «استغاثه؛ کلید ظهور» اثری است مبنایی که با رویکردی انسان‌شناسانه، پیوند میان لایه‌های عمیق وجودی بشر و مسئله مهدویت را واکاوی می‌کند. این کتاب می‌کوشد تا فراتر از نگاه‌های مرسوم، ریشه‌ی تداوم غیبت و راهگشای حقیقی ظهور را در بازگشت انسان به اصالت خویش و درک جایگاه والای خلیفة‌اللهی جست‌و‌جو کند.

در این نوشتار، مفهوم «استغاثه» نه صرفاً به عنوان یک عمل عبادیِ مقطعی، بلکه به مثابه یک «اضطرار وجودی» و بیداری قلبی بازتعریف می‌شود. نویسنده با تبیین نقش امام معصوم به‌عنوان مربی یگانه کمال، خواننده را به این ادراک می‌رساند که تنها راه عبور از بن‌بست‌های معاصر، رسیدن به مقام اضطرار و طلب صادقانه‌ی حضور حجت خداست.

این کتاب با یک پرسش بنیادین آغاز می‌شود که ریشه در فطرت هر انسان دارد: «من کیستم و چرا هیچ‌چیز در این جهان مرا به آرامش نهایی نمی‌رساند؟» محمد شجاعی در بخش‌های نخستین، با استفاده از مبانی انسان‌شناسی حکمی، به کالبدشکافی لایه‌های وجودی بشر می‌پردازد. او تبیین می‌کند که انسان موجودی «خودبسنده» نیست و عطش او برای کمال، ثروت، قدرت و محبت، در واقع جلوه‌ای از میل به «بی‌نهایت» است. کتاب با بیانی واقع‌گرایانه توضیح می‌دهد که چرا پناه بردن به معشوق‌های مجازی و کمال‌های محدود، تنها به اضطراب و سرگردانی بیشتر منجر می‌شود. نویسنده «بخش انسانی» وجود ما را تشنه‌ی معشوقی می‌داند که خودِ کمال است؛ یعنی «الله». این بخش از کتاب، خواننده را به یک بازنگری جدی در سبک زندگی و تعلقات قلبی‌اش دعوت می‌کند تا دریابد که ریشه‌ی بسیاری از درد‌های معاصر، در فراموشی حقیقتِ متعالیِ وجود است.

فصل دوم: تراژدی غیبت؛ یتیمی در میانه‌ی هیاهو: پس از ترسیم سیمای حقیقی انسان، کتاب به سراغ «واسطه‌ی فیض» می‌رود. در اینجا، امام معصوم نه صرفاً به عنوان یک پیشوای مذهبی، بلکه به عنوان «مربی یگانه» و جلوه‌ی کامل حق بر زمین معرفی می‌شود. نویسنده با زبانی متین و مستدل، به بررسی پیوند ناگسستنی میان کمال انسان و حضور امام می‌پردازد. یکی از بخش‌های چالش‌برانگیز و بیدارگر کتاب، تحلیل مفهوم «فسق» و غفلت است. شجاعی با صراحتی برخاسته از متون وحیانی، تبیین می‌کند که غیبت امام، یک تنبیه الهی یا اتفاقی تصادفی نیست، بلکه نتیجه‌ی مستقیم رفتار و رویکرد جامعه‌ی انسانی است. کتاب به ما می‌آموزد که چگونه محرومیت از حضور فیزیکی امام، نوعی «یتیمی معنوی» را بر جهان حاکم کرده است؛ وضعیتی که در آن بشر با وجود پیشرفت‌های فنی، در مدیریتِ سعادت خویش ناتوان مانده است. این فصل، به دنبال ایجاد یک «درد مشترک» در قلب خواننده است تا او را از وضعیت عادت به غیبت، به وضعیتِ اعتراضِ قلبی برساند.

فصل سوم: استغاثه؛ از تمنای زبان تا اضطرار جان: در نیمه‌ی دوم کتاب، نویسنده راهبرد اصلی خود را پیش‌رو می‌گذارد: «استغاثه». اما این واژه در نگاه شجاعی، معنایی بسیار عمیق‌تر از دعا‌های مرسوم دارد. کتاب با دقت فراوان میان «دعا» و «استغاثه» تمایز قائل می‌شود. استغاثه در اینجا به معنای رسیدن به بن‌بست کامل و درک این حقیقت است که «هیچ راهی جز او وجود ندارد». نویسنده با استفاده از استعاره‌های قرآنی و روایی، وضعیت جامعه‌ی منتظر را به کسی تشبیه می‌کند که در میان امواج سهمگین دریا، تنها پناهش را از دست داده است. کتاب تأکید می‌کند که ظهور، پاداشِ یک انتظار منفعلانه نیست، بلکه ثمره‌ی یک «اضطرار جمعی» است. تا زمانی که بشریت به این بلوغ نرسد که تمدنِ منهای امام، تمدنی رو به زوال است، کلید ظهور چرخانده نخواهد شد. این بخش از کتاب، دعوتی است به یک حرکتِ انفسی و قلبی برای شکستنِ حصار غیبت.

فصل چهارم: تمدن‌سازی مهدوی بر پایه‌ی معرفت: در بخش‌های پایانی، اثر به سمت «عمل‌گرایی معرفتی» سوق می‌یابد. نویسنده به این پرسش پاسخ می‌دهد که «اکنون چه باید کرد؟». پاسخ کتاب در پیوند میان «خودسازی» و «جامعه‌پردازی» نهفته است. شجاعی معتقد است که هر قدم در مسیرِ اصلاحِ نگاه انسان به خویشتن، در واقع گامی به سوی ظهور است. کتاب به زیبایی تبیین می‌کند که محبت به پیامبر (ص) و اهل‌بیت (ع) باید از سطح عواطفِ فردی عبور کرده و به یک اراده‌ی بزرگ برای تغییر جهان تبدیل شود. «استغاثه؛ کلید ظهور» در نهایت گزارشی است از یک نقشه‌ی راه؛ نقشه‌ای که از اعماق قلب انسان آغاز می‌شود، از پشیمانی نسبت به غفلت‌های گذشته عبور می‌کند و به تمدنی ختم می‌شود که در آن، عدل و معنویت به دست حجت خدا محقق خواهد شد.

کتاب «استغاثه؛ کلید ظهور» نوشته محمد شجاعی، در ۲۰۰ صفحه با قطع رقعی، به همت نشر محیی منتشر شده است.

منبع: ایبنا

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.