به گزارش شهرآرانیوز، آتشبس ۱۰ روزه لبنان که رسماً اعلام شد، چالش جدیدی در پرونده هزارگره لبنان شکل گرفت. رژیم صهیونیستی بهصراحت اعلام کرد که از سرزمینهای اشغالشده در جنوب لبنان عقبنشینی نخواهد کرد و فراتر از این، حتی این اراضی را به نیروهای حافظ صلح سازمان ملل نیز نخواهد سپرد. صهیونیستها نقشه جدیدی از منطقه منتشر کردند؛ نقشهای که در آن ۱۰ درصد از خاک لبنان مشتمل بر سرزمینهای جنوبی این کشور بهعنوان «منطقه زرد» معرفی و بر آن اعلام مالکیت کردند. حالا این منطقه زرد، نقطه عطف سرنوشت لبنان و جنگ اخیر است.
همهچیز درباره «لیتانی» است؛ رودخانهای به طول ۱۴۰ کیلومتر که یکی از منابع اصلی تأمین آب شرب و تغذیه کشاورزی لبنان محسوب میشود، اما به دلیل دیگری به کانون مناقشات حزبالله و رژیم صهیونیستی تبدیل شده است. در اصل، دلیل اهمیت راهبردی رودخانه لیتانی، تمرکز زیرساختهای دفاعی و موشکی حزبالله در اراضی جنوب رودخانه است. سرزمینهایی که حداکثر ۱۰ کیلومتر در عمق خاک لبنان گسترده شده و میزبان بیش از ۵۵ روستای لبنانی هستند.
رژیم صهیونیستی اعلام کرده آوارگان حق بازگشت به منازلشان در این محدوده را ندارند، زیرا قرار است یک کمربند امنیتی در منطقه زرد ایجاد کند که درون آن، هر هدفی برای تخریب و انهدام مشروع است. در این منطقه، بیش از شش رسته مختلف عملیاتی متشکل از سه تیپ چترباز، تیپ پیاده کفیر، تیپ ۴۰۱ ایکفوت هابارزل (زرهی) و گردانهای مهندسی رزمی اسرائیل مستقر شدهاند و اگرچه تیراندازی به هر هدف متخاصم در این محدوده مجاز اعلام شده، اما تمرکز آتش، مثل همیشه بر سه منطقه راهبردی بنتجبیل، مارونالرأس و عیناتا است.
امیرحسین کاشانی کارشناس مسائل منطقه در گفتوگو با شهرآرانیوز میگوید: اراضی جنوب رودخانه لیتانی اهمیت بسیار زیادی دارند، زیرا پس از جنگ ۳۳ روزه، حزبالله به این جمعبندی رسید که یگانهای ضدزره و لانچرهای پرتاب موشک و پهپاد خود را در این منطقه مستقر کند؛ دلیل هم این بود که ما در این منطقه سرزمینهایی پوشیده از درختان متراکم و عوارض طبیعی داریم که کنترل هوایی آن برای رژیم صهیونیستی بسیار سخت است. علاوه بر این، فاصله این اراضی تا شهرهای مهم شمال اسرائیل ازجمله کریات شیمونه، نهاریا و بندر حیفا کمتر از ۳۰ کیلومتر است.
وی میافزاید: میتوان بهصراحت اعلام کرد که هرکس اراضی جنوب لیتانی را تحت مالکیت داشته باشد، فرمانروای لبنان خواهد بود. بر همین اساس، راهبرد کلان رژیم نیز تبدیل جنوب لبنان به غزه است؛ یعنی عملیاتی که در پوشش آتشبس بتواند تخریب منازل و زیرساختها را شدت دهد، اراضی جنوب روخانه لیتانی را غیرنظامی کند و به عاملیت یگانهای ضربت، نیروهای یونیفل یا ارتش خودفروخته لبنان، تجهیزات و تونلهای حزبالله را کشف و غیرعملیاتی کند.
تنها حقیقتی که میتوان در شرایط کنونی با قطعیت از آن سخن گفت، پیچیدگی شگفتانگیز تحولات منطقه و بهخصوص پرونده لبنان است. ماجراجویی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در حمله به ایران، وضعیت منطقه را به کلاف سردرگمی تبدیل کرده که هربخش آن، تابعی از بخش دیگر است.
در واقع، در شرایطی که آتشبس لبنان خود بهعنوان تابعی از آتشبس ایران مطرح شده، طرفهای درگیر هرکدام قصد دارند هم به الزامات فرامنطقهای پایبند باشند و هم منافع خود را با یک الگوی تهاجمی به طرف مقابل دیکته کنند؛ دولت لبنان آرزو دارد حزبالله را خلع سلاح کند، رژیم صهیونیستی خواهان تسلط بر اراضی جنوب لبنان است و حزبالله میخواهد به هر قیمت ممکن از تمامیت ارضی لبنان و منافع محور مقاومت دفاع کند. در این شرایط، تجربه ثابت کرده که میدان، تعیینکننده نهایی است و سرنوشت فقط و فقط به دست مردانی تعیین میشود که این روزها انگشت بر ماشه دارند.