به گزارش شهرآرانیوز، بسته شدن تنگه هرمز در پی درگیری نظامی میان ایران و آمریکا، نشان داد که این گذرگاه راهبردی میتواند به ابزاری قدرتمند برای بازدارندگی اقتصادی تبدیل شود. اختلال در عبور انرژی از این مسیر بازار جهانی نفت و گاز، هلیوم، کود و زنجیرههای صنعتی را تحت فشار قرار داده و پیامدهای گستردهای برای تجارت جهانی، تورم و رشد اقتصادی کشورها داشته است. در چنین شرایطی، کنترل این تنگه و اخذ عوارض از کشتیهای عبوری، یک اهرم ژئوپلتیک برای ایران محسوب میشود که میتواند حتی در دوره پس از جنگ، کارکرد ابزار فشار اقتصادی و مالی را ایفا کند.
اقتصاد صنعتی جهان همچنان وابستگی شدیدی به سوختهای فسیلی دارد؛ بهگونهای که حدود ۸۰ درصد از فعالیتهای اقتصادی جهان با نفت، زغالسنگ و گاز طبیعی تأمین انرژی میشود. بخش قابل توجهی از این منابع نیز در کشورهای حاشیه خلیج فارس شامل عربستان سعودی، عراق، ایران، امارات متحده عربی، کویت، قطر، عمان و بحرین تولید میشود.
در این میان، تنگه هرمز بهعنوان یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان شناخته میشود. حدود ۲۵ درصد از تجارت دریایی نفت جهان و نزدیک به ۲۰ درصد از تجارت جهانی گاز طبیعی مایعشده از این گذرگاه باریک میان خلیج فارس و دریای عمان عبور میکند. به همین دلیل هرگونه اختلال در این مسیر میتواند آثار فوری و گستردهای بر بازار انرژی و اقتصاد جهانی داشته باشد.
با وجود مقداری خسارت، ایران توانست در ابتدای درگیریها تنگه هرمز را عملاً مسدود کند. این اقدام نه بهواسطه برتری دریایی، بلکه از طریق ابزارهای نامتقارن مانند مینهای دریایی، موشکهای ساحل به دریا و پهپادهای ارزانقیمت انجام شد.
حمله به چند کشتی تجاری و کارگذاری محدود مینهای دریایی، فضای ناامنی گستردهای در این آبراه ایجاد کرد. همین مسئله باعث شد شرکتهای بیمه دریایی بینالمللی که بهطور سنتی ریسکگریز هستند، یا از ارائه پوشش بیمهای برای عبور کشتیها از این مسیر خودداری کنند یا نرخهای بسیار بالایی مطالبه کنند؛ موضوعی که عملاً عبور کشتیها را متوقف کرد.
این گزارش تأکید میکند که بسته شدن تنگه هرمز نسبتاً آسان است، اما بازگشایی و حفظ امنیت آن بسیار دشوارتر خواهد بود. حتی اگر آمریکا منابع و زمان لازم برای این مأموریت را اختصاص دهد، احتمالاً با تلفات قابل توجهی مواجه خواهد شد. علاوه بر این، ایران میتواند در واکنش به چنین اقداماتی، زیرساختهای حیاتی انرژی در کشورهای حاشیه خلیج فارس را هدف قرار دهد.
با این حال، بازگرداندن حجم تردد کشتیها به سطح پیش از جنگ یعنی حدود ۱۳۰ کشتی در روز برای اقتصاد جهانی حیاتی است و بهگفته تحلیلگران، تحقق این هدف تقریباً بدون همکاری ایران امکانپذیر نیست؛ حتی اگر آمریکا بنادر ایران را تحت محاصره اقتصادی قرار دهد.
طبق این تحلیل، جمهوری اسلامی ایران در سالهای گذشته بازدارندگی راهبردی خود را بر سه ستون اصلی بنا کرده بود: زرادخانه گسترده موشکهای کوتاهبرد و میانبرد، شبکه نیروهای نیابتی در منطقه و برنامه هستهای پیشرفته که امکان رسیدن سریع به توانایی تسلیحات هستهای را فراهم میکرد.
اما تحولات پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به رژیم صهیونیستی و درگیریهای بعدی در منطقه، بهویژه جنگ ۱۲ روزه میان ایران و رژیم صهیونیستی در ژوئن ۲۰۲۵، ایران به دنبال شکل جدیدی از بازدارندگی رفت که کنترل تنگه هرمز یکی از مهمترین ابزارهای آن محسوب میشود.
هرچند بسته شدن این تنگه به اقتصاد ایران نیز آسیب میزند، اما محاسبه راهبردی تهران بر این اساس است که میتواند فشار کوتاهمدت اقتصادی را بیش از رقبای خود تحمل کند؛ بهویژه در شرایطی که دولت آمریکا با فشارهای سیاسی داخلی مواجه است.
بر اساس این گزارش، ایران علاوه بر استفاده از تنگه هرمز بهعنوان ابزار فشار ژئوپلیتیکی، در تلاش است از آن برای تأمین منابع مالی بازسازی پس از جنگ نیز بهره ببرد.
در همین راستا، تهران اعلام کرده است که کشتیهای «دوست» برای عبور از تنگه باید عوارض پرداخت کنند؛ عوارضی که امکان پرداخت آن با ارز دیجیتال یا یوان چین فراهم خواهد بود. در مقابل، کشتیهای متعلق به کشورهایی که ایران آنها را «دشمن» میداند، از جمله آمریکا و رژیم صهیونیستی، اجازه عبور نخواهند داشت.
چنین طرحی با مخالفت کشورهای حاشیه خلیج فارس مواجه شده است، زیرا علاوه بر کاهش درآمدهای انرژی آنها، به معنای پرداخت پول به کشوری است که اخیراً با آنها درگیر بوده است.
صندوق بینالمللی پول در ۱۴ آوریل هشدار داد که شدت شوک اقتصادی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز به مدت و گستره درگیریها و همچنین سرعت بازگشت تولید و صادرات انرژی پس از پایان جنگ بستگی دارد.
توقف صادرات نفت و گاز تنها بخشی از پیامدهای اقتصادی این بحران است. بسیاری از کالاهای حیاتی مانند کودهای نیتروژنی مورد استفاده در کشاورزی، گوگرد و گاز هلیوم نیز از همین مسیر حمل میشوند. هلیوم مادهای کلیدی برای صنایع نیمهرسانا و تجهیزات پزشکی محسوب میشود و اختلال در تأمین آن میتواند زنجیرههای صنعتی جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
در نهایت، حتی اگر این تنگه بهطور کامل بازگشایی شود، بازگشت جریان تجارت دریایی به سطح عادی احتمالاً ماهها زمان خواهد برد و آثار اقتصادی بحران برای مدتی طولانی باقی خواهد ماند. به اعتقاد برخی تحلیلگران امنیتی، حتی در صورت کاهش موقت محدودیتها، ایران همچنان «کلید تنگه هرمز» را در اختیار دارد و بعید است در آینده نزدیک از این اهرم راهبردی چشمپوشی کند.