دیشب هم آمریکا و به لطف اینترنت تمام دنیا شاهد یک فیلم هالیودی، اما این بار با بازی دونالد ترامپ بود. هر چند به ظاهر تمام اتفاقات شب گذشته حادثه و جنایی بود، اما بسیاری از آمریکاییها و خبرنگاران که با روحیه خودقهرمان پندارانه ترامپ آشنا هستند، آن را رویدادی از پیش برنامه ریزی شده و مشابه فیلمهای هالیودی دانستهاند.
ترامپ که یک بار در جریان سخنرانی انتخاباتی ریاست جمهوری ۲۰۲۴ به ظاهر از تیراندازی، جان سالم به دربرده بود و از این موضوع برای جلب نظر آمریکاییها به نفع خود استفاده کرده بود، اکنون که در جریان جنگ علیه ایران مخالفان بسیاری از مردم آمریکا و هم حزبی هایش پیدا کرده، با نزدیک شدن به انتخابات میان دورهای آمریکا و برای جلب دوباره نظر آمریکایی ها، شوی جدیدی را به راه انداخت.
اینکه اتفاق دیشب فیلم تبلیغاتی یا شوی ترامپ بعد از افتضاح حمله به ایران بدون هیچ دستاوردی بوده، را من نمیگویم. این نظر اغلب خبرنگاران حاضر در این جلسه و مردم آمریکاست که با روحیه جنگ طلبانه و خودقهرمان پندارانه ترامپ آشنا هستند.
ترامپ در جریان به ظاهر «بحرانی» فیلم هالیودی اش، امکان این را پیدا میکند که توییت بزند و حماسه سرایی کند. او در اولین واکنش خود مینویسد: «شب پرتنشی در واشینگتن دیسی بود. سرویس مخفی و نیروهای انتظامی کار فوقالعادهای انجام دادند. آنها سریع و شجاعانه عمل کردند. تیرانداز دستگیر شده و من توصیه کردهام که «بگذارید برنامه ادامه پیدا کند»، اما کاملاً تابع تصمیم نیروهای انتظامی خواهم بود. آنها بهزودی تصمیم خواهند گرفت.»
او که بعد از کم شدن غائله دیشب در جمع مهمانانش شروع به سخنرانی میکند و بودن در جایگاه ریاست جمهوری را خطری جانی برای خود میداند و میگوید که احتمال اینکه رانندگان مسابقات خودرویی و گاوبازها در حین مسابقات خود بمیرند، کمتر از یک درصد است، اما احتمال ترور شدن روسای جمهور ۵.۸ درصد است. اینکه این درصدهای دقیق را براساس کدام آمار و استدلال هم بیان کرده، جای سوال دارد.
رئیس جمهور خیالباف آمریکا که خیلی خود را دست بالا میگیرد، به حرفهای قهرمانانه اش ادامه میدهد و میگوید «من درباره ترورها مطالعه کردهام و باید بگویم که معمولا تاثیرگذارترین آدمها ترور میشوند».
اما ترامپ فراموش کرده که در کمتر از یکسال رهبر ایران، دهها فرمانده و دانشمند هستهای و چند سال گذشته نیز سردار سلیمانی به عنوان مغز متفکر نظامی ایران را با همین استدلال خودش ترور کرده است.
او و برخی از مهمانان این برنامه ترقه بازی دیشب را اتفاقی بزرگ و وحشتناک توصیف میکنند، اما به خاطر نمیآورند وقتی بمبهای چند تنی را روی سر دختران بی دفاع مدرسه میناب میریختند، وقتی با هواپیما و پهپاد و موشک و بمب به بیمارستانها و هلال احمر و مناطق مسکونی و غیرنظامی در ایران و در خیلی از کشورهای دنیا مثل عراق، افغانستان، سوریه، غزه، لبنان، لیبی و ... حمله ور میشدند و مردم بی گناه را به خاک و خون میکشاندند.
این حس و حالی که در تصاویر خبرگزاریها دارد از روبیو و ونس، رسانهای میشود، اگر یک درصدش هم واقعی باشد و آن را بخشی از یک نمایش برنامهریزیشده ندانیم و این دو نفر واقعاا از شنیدن صدای تیر و ترقههایی که هنوز تعداد قطعیاش معلوم نیست، تا این حد وحشتزده شدهاند، سوال پیش میآید و آن این است که پس با چنین دل و جراتی، چطور اینقدر در سیاستورزیهایشان به «جنگ» و کمک به نسلکشی در منطقه غرب آسیا و دنیا علاقهمندند؟
خانوادههای آمریکایی چطور راضی میشوند فرزندانشان را با تصمیم این ترسوها به باتلاق جنگ علیه مردم ایران بفرستند و آنها را با شیر رودررو کنند؟
درباره ماجراهای ضیافت شام ترامپ با خبرنگاران، باید همچنان این نکته را در نظر داشت که هنوز بسیاری از آمریکاییها قصههایی که ترامپ مثل همیشه با آب و تاب خاص خودش در صفحه شخصی به اشتراک گذاشته را باور نکردهاند.
همانطور که سالها بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر و حمله به برجهای دوقلو در آمریکا، اسناد ساختگی بودن آن و بهانه جویی آمریکا برای حمله به افغانستان رو شد، شک ندارم که ساختگی بودن حادثه ضیافت شام خبرنگاران و تیراندازی به ترامپ در جریان سخنرانی انتخاباتی اش هم رو میشود. وقتی که دیگر دیر شده و مردم آمریکا فریب سیاستهای جنگ طلبانه ترامپ را خوردهاند.