صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

نگاهی به سریال پرحاشیه «بدنام»

  • کد خبر: ۴۰۹۷۹۲
  • ۰۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۵
یک منتقد سینما در یادداشتی به نقد و بررسی کارنامه سینمایی حامد عنقا و سریال جدید او «بدنام» پرداخت.

به گزارش شهرآرانیوز؛ یادداشت رضا صائمی در سطرهای زیر آمده است:

فارغ از اینکه چقدر با آثار حامد عنقا چه در مقام فیلمنامه‌نویس و چه کارگردان موافق یا مخالف باشیم باید از گفتمانی دراماتیک در آثار او گفت که جهان- سینمایی‌اش را برمی‌سازد و هویت می‌بخشد. در درون این جهان سینمایی می‌توان عناصر و مؤلفه‌های مشترکی پیدا کرد که در نهایت به یک انسجام دراماتیک منجر می‌شود که به آثار او انسجام هویتی می‌بخشد.

 مثلا رویکرد اجتماعی-انتقادی او به سوژه و شخصیت‌پردازی مبتنی بر آن، یا معرفی برخی چهره‌های جدید در بازیگری که نقطه عزیمت حرفه‌ای خود را در همکاری با او بنا کردند. از جمله پردیس پورعابدینی که این روزها در سریال «اهل ایران» هم حضور داشته و در فیلم‌هایی مثل «خائن کشی» مسعود کیمیایی و «غریزه» سیاوش اسعدی و «غریب» محمد حسین لطیفی حضور داشته، نخستین بار در سریال «آقازاده» به نویسندگی حامد عنقا بازیگری را تجربه کرد و در سریال «گناه فرشته» او بار دیگر در کانون توجه مخاطب قرار گرفته است.

یا مثلا ستایش رجایی‌نیا که در فیلم «علفزار» نقش کوتاهی ایفا کرده بود و چند تئاتر و سریال هم بازی کرده بود حالا به عنوان بازیگر زن اصلی سریال «بدنام» در مرکز درام قرار گرفته و مسیر ستاره شدن را آغاز کرده است.

فارغ از این سویه‌های اجرایی کارنامه عنقا، شاید آنچه بیش از هر چیز در آثار او برجسته است نگاه منتقدانه و گاه معترضانه و رادیکال به فسادهای اجتماعی و اخلاقی به ویژه در فضا و موقعیت‌های رسمی است.

 نمونه بارزش سریال «آقازاده» که رد همان رویکرد منتقدانه را می‌توان در سریال «بدنام» هم ردیابی کرد. بدون شک عقبه روزنامه‌نگاری و نقد آثار سینمایی که سالها به آن مشغول بوده، پشتوانه نظری و تجربی او در شکل‌گیری این رویکرد بوده که حالا در جهان سینمایی آثارش مشهود است.

نخستین تجربه او در مقام فیلمنامه‌نویس در همکاری با محمدحسین لطیفی و با ساخت سریال «نردبام آسمان» رقم خورد که زندگی غیاث‌الدین جمشید کاشانی، اخترشناس و ریاضی‌دان ایرانی را به تصویر کشید و این همکاری در سریال «قلب یخی» که یکی از پیشگامان تولید سریال خارج از فضای تلویزیون بود به تدریج فضا را برای بازنمایی ذهنیت عنقا در قصه‌گویی و شخصیت‌پردازی فراهم کرد و در نهایت بار دیگر در فیلم «غریب» به همکاری دیگری با لطیفی منجر شد که این بار با یک فیلم پرتره مواجه بودیم که روایتی از زندگی شهید محمد بروجردی بود و عنقا با ارجاع به کتاب مسیح کردستان، فیلمنامه آن را نوشت تا اقتباس ادبی را هم تجربه کند.

اگر سریال‌هایی مثل «تنهایی لیلا»، «پدر» و «بر سر دوراهی» را هم لحاظ کنیم، می‌توان گفت با زیست-جهانی سینمایی در آثار حامد عنقا مواجه هستیم که در آن شخصیت در یک سیر تحول شخصیتی در موقعیت‌های بحرانی و بزنگاه‌های ملتهب دچار دگردیسی شده و در وهله نهایی تلاش می‌کنند تا جهان بهتری بسازند. از این رو شمایلی از قهرمان‌گرایی در شخصیت پردازی‌های عنقا مشهود است که برآمده از نگاه اخلاقی او به انسان و زیست انسانی در زندگی ملتهب جامعه و جهان معاصر امروز است.

 در این میان شاید شخصیت‌های زن قصه او از کنشمندی و مقاومت بیشتری در تجربه و تداوم این دگردیسی رفتاری برخوردار بوده و صورتی قهرمانانه به خود می‌گیرند. چنانکه در همین سریال «بدنام» هم می‌توان رد این شمایل قهرمانانه را در زن قصه پی گرفت که می‌کوشد استقلال هویتی خود را در مقام زنی مستقل و قوی بازنمایی کرده و اراده معطوف به فردیت زنانه را به نمایش بگذارد. در واقع شخصیت‌پردازی عنقا برساخته جهانی سینمایی اوست که در عین اینکه رگه‌های پررنگ از رویکردی اجتماعی- انتقادی دارد اما فردیت یافته و شخصی هم است.

منبع: ایلنا

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.