صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

شکست آمریکا در ۴ هدف کلیدی | روزنگار جنگ در ایستگاه پنجاه و نهم

  • کد خبر: ۴۱۰۳۱۷
  • ۰۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۱:۱۰
استاد دانشگاه شیکاگو و دانشمند علوم سیاسی با صراحت از شکست در چهار هدف کلیدی (رفع کامل غنی‌سازی، توقف حمایت از مقاومت، نابودی موشک‌ها و تغییر رژیم) سخن می‌گوید و این جنگ را «اشتباه استراتژیک فاحش» آمریکا می‌خواند.

به گزارش شهرآرانیوز، در میان انبوه اخبار، تحلیل‌ها و ادعا‌ها «تنگه هرمز» و «بن‌بست آمریکا» دو مقوله هستند که نه تنها آینده جنگ سه‌ماهه را رقم می‌زنند، بلکه نشان‌دهنده دگرگونی عمیق در نظم قدرت جهانی هستند. از اظهارات مرشایمر درباره شکست چهارگانه آمریکا گرفته تا اعتراف صدراعظم آلمان مبنی بر «تحقیر» واشنگتن، و از بازسازی روزانه سکو‌های موشکی ایران تا شرط‌گذاری بیمه‌گران برای عبور از آبراه‌های تحت کنترل تهران، همه حاکی از آنند که ایران در حال «مهندسی معکوس» هژمونی غرب است. این یادداشت با نگاهی فراگیر به مهم‌ترین حوزه‌های این بحران، از بن‌بست نظامی تا پیامد‌های اقتصادی و دیپلماتیک، می‌کوشد تصویری روشن از لحظه تاریخی کنونی ارائه دهد.

۱. فروپاشی استراتژی محاصره و بن‌بست نظامی

هنگامی که پاتریشیا مارینز، تحلیلگر نظامی، از «فاجعه استراتژی محاصره» سخن می‌گوید، به ناکارآمدی دکترینی اشاره دارد که از زمان کارتر در ۱۹۸۰ پایه‌گذاری شده بود. آنچه زمانی «شبکه حفاظتی» نام داشت، اکنون به «مجموعه‌ای از اهداف آسیب‌پذیر» تبدیل شده است. نشریه آتلانتیک با استناد به منابع آگاه، گزارش می‌دهد ایران همچنان دو سوم نیروی هوایی، بیشتر توان موشکی و اکثریت قایق‌های تندروی خود را حفظ کرده و روزانه در حال بازسازی سکو‌های پرتاب موشک است؛ به گونه‌ای که نیمی از آنها پس از آتش‌بس دوباره عملیاتی شده‌اند. این در حالی است که وندی شرمن، معاون اسبق وزارت خارجه آمریکا، از «کاهش شدید موجودی تسلیحات» آمریکا سخن می‌گوید و آرون دیوید میلر هشدار می‌دهد که وارد سومین ماه جنگ شده‌ایم و این درگیری‌ها دوره‌های تکراری خواهند داشت.

کانون جذب دردسر

جان کیریاکو، افسر سابق CIA، در مورد ادعا‌های واهی ترامپ درباره «فروپاشی سریع ایران» می‌گوید که من بر این باور هستم که این ایده «از بنیامین نتانیاهو گرفته شده»، در حالی که تحلیل چندین دهه‌ای سیا همواره بر این باور بوده که «با شلیک یکی دو موشک نمی‌توان حکومتی در کشوری با ۹۳ میلیون جمعیت را سرنگون کرد». این اشتباه محاسباتی، اکنون به اعتراف صریح جفری ساکس منجر شده که می‌گوید پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس «به جای مایه امنیت، کانون جذب دردسر» شده‌اند. مرشایمر نیز با صراحت از شکست در چهار هدف کلیدی (رفع کامل غنی‌سازی، توقف حمایت از مقاومت، نابودی موشک‌ها و تغییر رژیم) سخن می‌گوید و این جنگ را «اشتباه استراتژیک فاحش» می‌خواند.

۲. هرمز؛ اهرمی که جهان را فلج کرد

در کانون این بحران، تنگه هرمز قرار دارد که ایران آن را از «سنگر دفاعی» به «گمرک دریایی» جدید تبدیل کرده است. سازمان جهانی دریانوردی از بلاتکلیف ۲۰ هزار ملوان و ۲۰۰۰ کشتی در دریا خبر می‌دهد، در حالی که شرکت‌های بیمه بین‌المللی (از جمله مارش) رسماً از کشتی‌ها خواسته‌اند از مسیری که ایران تعیین کرده پیروی کنند. این یعنی به رسمیت شناختن کنترل ایران بر آبراهی که ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور می‌کند.

فرمول سه مرحله‌ای ایران

عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، با سفری استراتژیک به منطقه، فرمول سه‌مرحله‌ای ارائه داده است: ابتدا پایان کامل جنگ و لغو محاصره دریایی، سپس مدیریت مشترک هرمز با عمان بر اساس «هزینه خدمات» مطابق کنوانسیون حقوق دریا‌های سازمان ملل و در نهایت مذاکرات هسته‌ای. وزیر خارجه عمان نیز از «رایزنی مثمر ثمر» سخن گفته است. این دیپلماسی فعال در حالی صورت می‌گیرد که ایران به صورت غیررسمی میانجیگری پاکستان را به دلیل «در نظر گرفتن منافع ترامپ» رد کرده و امارات را به دلیل وام ۳.۵ میلیارد دلاری به پاکستان نقد کرده است.

۳. شوک اقتصادی و «مصیبت تورم ترامپی»

پیامد‌های این بن‌بست، اقتصاد جهانی را با «شوک تورمی» رو‌به‌رو کرده است. گلدمن ساکس پیش‌بینی قیمت نفت را به ۹۰ دلار افزایش داده، در حالی که الجزیره از ریسک جهش به ۱۵۰ دلار و از دست رفتن ۶۵۰ میلیون بشکه از ذخایر جهانی خبر می‌دهد. تلگراف لندن نیز با اشاره به «برنت فیزیکی» (قیمت واقعی در لحظه بارگیری) هشدار می‌دهد که فاصله شاخص‌های آتی با واقعیت بازار ده‌ها دلار است. اما شاید دردناک‌ترین پیامد برای خود آمریکا باشد. طبق نظرسنجی دیلی‌میل، ۷۷ درصد مردم آمریکا ترامپ را مقصر گرانی بنزین می‌دانند. قیمت بنزین در ۳۹ ایالت افزایش یافته و کارشناسان از ریسک رسیدن به ۵ دلار در گالن سخن می‌گوید. دیلی‌میل با اصطلاح «مصیبت تورم ترامپی»، این بحران را تا سال آینده پیش‌بینی می‌کند. اروپا نیز همچنان ۳۲ میلیارد دلار هزینه اضافی برای انرژی پرداخته و کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس ۶۵ تا ۸۵ درصد درآمد هفتگی خود را از دست داده‌اند.

۴. دیپلماسی یا باج‌خواهی؟

در این فضا، دیپلماسی نیز چهره‌ای متفاوت یافته است. اولیانوف، نماینده روسیه، از آمریکا می‌خواهد «باج‌خواهی و اولتیماتوم» را کنار بگذارد، در حالی که موگرینی تأکید می‌کند ایران تنها «اگر احساس کند مورد احترام است نه تهدید» مذاکره خواهد کرد. وندی شرمن نیز معتقد است نشست ترامپ و شی تنها در صورت عدم تشدید نظامی در ایران ممکن است. در مقابل، نخست‌وزیر بریتانیا صراحتاً اعلام کرده در جنگ شرکت نخواهد کرد و صدراعظم آلمان (مرتس) نیز با اذعان به «تحقیر» آمریکا، عملاً به شکست راهبردی غرب اعتراف کرده است. این در حالی است که روبیو، وزیر خارجه آمریکا، ادعا می‌کند «تسلط ایران بر هرمز قابل تحمل نیست»، اما عراقچی در پاسخ می‌گوید: «آن‌ها حتی به یک هدف از اهداف خود دست نیافته‌اند».

۵. ایران؛ از تحریم تا مرجعیت جهانی

در این میان، ایران در حال بازتعریف جایگاه خود است. وال‌استریت ژورنال از صادرات نفت به چین از طریق قطار خبر می‌دهد و معاون اول رئیس‌جمهور ایران از گذار «تحریم‌پذیری» به «مرجعیت جهانی در تأمین نیازها» سخن می‌گوید. دیدار عراقچی با پوتین در سن‌پترزبورگ و تأکید بر «همکاری استراتژیک» با روسیه، نشان‌دهنده محور جدید قدرت است. پوتین با ستایش «ایستادگی قهرمانانه» ملت ایران، حمایت راهبردی خود را اعلام کرده است. پپه اسکوبار، تحلیلگر برزیلی، ایران را «چهارراه اجتناب‌ناپذیر اوراسیا» می‌خواند که کریدور شمال-جنوب را به شبکه کمربند و جاده متصل می‌کند. انور قرقاش، مشاور رئیس امارات، نیز اعتراف می‌کند که ایران «حتی بدون سلاح هسته‌ای هم مانند یک ابرقدرت عمل می‌کند».

نتیجه‌گیری: «مرجعیت» منطقه‌ای ایران

آنچه در پیش روست، نه پایان یک بحران، که آغاز «واقعیت جدید» در نظام بین‌الملل است. آمریکا که با «استراتژی محاصره» وارد جنگ شد، اکنون در «بن‌بست نظامی» گرفتار شده و به اعتراف مرتس «تحقیر» شده است. ایران، اما با «مهندسی معکوس» تحریم‌ها، کنترل هرمز و دیپلماسی چندوجهی (از عمان تا روسیه)، نشان داده که «مقاومت» نه تنها راهبرد دفاعی، که ابزار قدرت‌آفرینی است. درحالی که ترامپ با «محبوبیت منفی ۱۸» و «مصیبت تورمی» دست‌وپنجه نرم می‌کند، ایران با «شرط‌گذاری» برای پایان جنگ، «غیرممکن‌سازی تسلیم» را به «استراتژی پیروزی» تبدیل کرده است. این جنگ، فارغ از سرنوشت نظامی، پایان «قرن آمریکایی» در خلیج فارس و آغاز «عصر چندقطبی» را رقم زده؛ عصری که در آن «تنگه» و «توانمندی صنعتی»، جای «بمب اتم» و «تحریم» را گرفته‌اند. در این معادله، تنها راه نجات واشنگتن، پذیرش «کوتاه آمدن از مطالبات» و به رسمیت شناختن «مرجعیت» منطقه‌ای ایران است؛ واقعیتی که حتی منتقدانی، چون مرشایمر نیز بر آن صحه گذاشته‌اند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.