به گزارش شهرآرانیوز، در سالهای اخیر آگاهی عمومی نسبت به اهمیت سلامت روان در کشور افزایش یافته است و تابوی مراجعه به روانشناس، اگر نگوییم کاملاً فرو ریخته، بیشک تا حد زیادی از بین رفته و واژه "تراپی" این روزها بیش از آنکه مفهومی منفی در برداشته باشد، به نوعی ارزش بین افراد نسل جوان تبدیل شده است. این جهش فرهنگی از سویی بسیار ارزشمند و نویدبخش جامعهای سالمتر از منظر سلامت روان است، اما این موج مثبت، اکنون با چالشی جدی روبهروست و آن هم، افزایش سالانه تعرفههای خدمات روانشناسی در شرایطی است که بیمهها هنوز بهطور کامل به میدان نیامدهاند.
طبق اعلام وزارت بهداشت، حدود ۲۵ درصد از مردم کشور به نوعی از یک اختلال روانی مبتلا هستند که این آمار، نشاندهنده اهمیت حیاتی مداخلات روانشناختی بهموقع و مستمر است. افسردگی و اختلالات اضطرابی، شایعترین این مشکلات هستند؛ اختلالاتی که به راحتی با مداخلات روانشناختی، درمانپذیری بسیار بالایی دارند و میتوان با هزینهای منطقی، از تبعات گسترده فردی و اجتماعی آنها پیشگیری کرد.
بر اساس آخرین تعرفههای تصویب شده از سوی دولت، هزینه هر جلسه خدمات روانشناسی و مشاوره ۴۵ دقیقهای در مراکز دولتی بین ۲۹۶ هزار تا ۴۰۳ هزار تومان و در بخش خصوصی از ۷۶۴ هزار تا یک میلیون و ۸۰ هزار تومان اعلام شده است.
مبالغی که این خدمات را برای دهکهای پایین تا متوسط جامعه، به خدمتی لوکس و گرانقیمت و تقریباً دستنیافتنی تبدیل کرده است.
در عین حال که پرداخت این مبالغ برای بسیاری از مردم دشوار است، بسیاری از روانشناسان به ویژه در بخش خصوصی میگویند حتی همین تعرفهها نیز کفاف اداره کلینیکهای روانشناسی را نمیدهد، تناقضی که خلا نبود پوشش بیمهای این خدمات را بیش از پیش آشکار میکند. درواقع این نرخها اگرچه در ظاهر قابل توجهاند، اما در مقایسه با هزینههای سنگین درمان اختلالات پیشرفتهتر یا عوارض اجتماعی آنها، سرمایهگذاری مقرونبهصرفهای محسوب میشوند و نکته کلیدی اینجاست که بخش عمدهای از این هزینهها در صورت ورود مؤثر بیمهها، قابل مدیریت و کاهش است.
در میان بیمههای پایه، سازمان بیمه سلامت سال گذشته اعلام کرد که خدماتی مانند روان درمانی فردی، خانواده درمانی، گروه درمانی و خدمت مشاوره را تحت پوشش قرار داده است، اما نگاهی به سهم سازمان از این تعرفهها نشان میدهد که پوشش بیمهای برای خدمات سلامت روان هنوز در ابتدای راه و نیازمند توسعه و تقویت جدی است و سهم پوشش بیمهای از هزینههای قابل توجه روانشناسی برای مردم، بسیار ناچیز و محدود است.
درتاج، رئیس انجمن روانشناسی تربیتی در این باره میگوید: "پوششهای بیمهای فعلی، محدود و عمدتاً معطوف به برخی از گرایشهای تخصصی روانشناسی است و هنوز چتر حمایتی فراگیری برای تمامی گرایشها و نیازهای مردم شکل نگرفته است. در عین حال بسیاری از این خدمات در مراکز خصوصی ارائه میشود که نیازمند پوشش بیمهای است. "
وی همچنین با اشاره به تعداد روانشناسان موجود در کشور نیز گفت: " ۸۴ هزار نفر روانشناس عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره هستند که تنها حدود ۴۰ هزار نفر از این افراد، پروانه صلاحیت و فعالیت دارند، این امر نشان میدهد تعداد روانشناسان نسبت به جمعیت کشور کم است در حالی که معضلات و تغییرات اجتماعی مختلفی طی سالیان اخیر رخ داده و اختلالات روانشناختی در جوامع وجود دارد و در عین حال برای بسیاری از امور از جمله تشکیل خانواده و تربیت فرزندان نیز نیاز به مشاوره است. "
همچنین علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت نیز درباره نیاز جامعه به خدمات روانشناسی گفته است: " هماکنون حدود ۳۵۰۰ کارشناس سلامت روان در مراکز خدمات جامع سلامت و مراکز سلامت روانی، اجتماعی جامعه نگر (سراج) مشغول به کار هستند و نقش کلیدی در شناسایی، مداخله و پیگیری مشکلات سلامت روان در سطح نخست ارائه خدمات را دارند، اما برنامهریزی کردهایم تا تعداد روانشناسان فعال در نظام سلامت را به گونهای افزایش دهیم که برای هر ۲۰ هزار نفر ایرانی، حداقل یک کارشناس سلامت روان در شبکه بهداشتی، درمانی در دسترس باشد و تعداد مراکز سراج از ۱۰۶ مرکز به ۳۰۰ مرکز در سراسر کشور افزایش یابد تا عدالت را در دستیابی به خدمات سلامت روان افزایش دهیم. "
آمارها و اظهاراتی که نشان میدهد حتی ارائه خدمات در بخش دولتی نیز با شرایط مطلوب، فاصله قابل توجهی دارد.
البته مشکلات در بازار خدمات روانشناسی به سقف تعرفهها و کمبود روانشناسان محدود نمیشود. برخی از مراکز مشاوره در بخش خصوصی، تعرفههای مصوب را رعایت نکرده و مبالغی بسیار فراتر از نرخهای اعلامشده از مراجعان دریافت میکنند. در سوی دیگر میدان، مراکزی که به تعرفههای قانونی پایبند میمانند نیز عملاً رابطهای با نظام بیمهای ندارند. اغلب آنها قراردادی با بیمههای پایه یا تکمیلی منعقد نکردهاند و تنها خدمتی که در خوشبینانهترین حالت ارائه میشود، صدور فاکتور برای ارائه به بیمههای تکمیلی است؛ آن هم با این شرط که مراجعهکننده ابتدا تمام هزینه را از جیب خود بپردازد و بعد در انتظار بازپرداخت بخشی از آن از سوی بیمه تکمیلی بماند. سازوکاری که بسیاری از بیماران، بهویژه قشرهای کمدرآمد را پیش از شروع درمان از مسیر خارج میکند.
آنچه به نظر ضروری میرسد، گسترش چتر حمایتی بیمهها از خدمات سلامت روان است، چرا که تداوم این وضعیت نهتنها بار اختلالات روانی درماننشده را بر دوش جامعه سنگینتر خواهد کرد، بلکه هزینههای سنگینی را نیز به مردم و نظام سلامت وارد میکند.
منبع: تسنیم