به گزارش شهرآرانیوز، زن ۵۲ ساله که مدعی بود نقشه نخ نمایش برای ازدواج مخفیانه، نه تنها زندگی یک خانواده دیگر را متلاشی کرد بلکه آبروی او را هم برد، درباره سرگذشت خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری طبرسی شمالی مشهد گفت: در یک خانواده ۱۰ نفره به دنیا آمدم و تا مقطع ابتدایی تحصیل کردم. آن زمان در منطقه کاریز نو از توابع فریمان زندگی میکردیم که بزرگ ترها تصمیم گرفتند من و خواهرم را وقتی به سن ازدواج رسیدیم به عقد پسرعموهایمان درآورند.
در این شرایط من در مجالس خانوادگی و فامیلی «احمد» را میدیدم. او هم با یکی از دوستان من ازدواج کرده بود و دو فرزند بزرگ داشت به همین دلیل ارتباط من و «احمد» دوباره آغاز شد و او هم چند بار به عراق آمد و مهمان ما بود، اما من فقط به خاطر این که پسرعمویم بود با او رابطه فامیلی داشتم ولی از رفتارهایش میفهمیدم که هنوز عشق مرا فراموش نکرده است تا این که بالاخره «احمد» باز هم به من ابراز علاقه کرد ولی من به او پاسخ منفی دادم چرا که «احمد» ازدواج کرده بود و زن بسیار خوبی داشت و دخترش را هم عروس کرده بود.
با وجود این «احمد» دست بردار نبود و مدام اطرافیانم را به خواستگاری میفرستاد تا این که من برای رهایی از این وضعیت نقشهای به اصطلاح زیرکانه کشیدم. در همین روزها با یک مرد عراقی که همسرش باردار نمیشد، به صورت پنهانی و موقت ازدواج کردم تا «احمد» مرا فراموش کند.
مدتی بعد به همراه شوهرم به مشهد آمدیم و به خانه مادرم و برادرم رفتیم چرا که خواهر «احمد» با برادرم ازدواج کرده و عروس مادرم بود. میخواستم «تهمینه» شوهرم را ببیند و ماجرای ازدواجم با مرد عراقی را برای برادرش (احمد) بازگو کند ولی او این موضوع را به همه فامیل گفت و همه از ازدواجم آگاه شدند در حالی که من به طور مخفیانه ازدواج کرده بودم و حتی فرزندانم خبر نداشتند. همسر «احمد» هم که از رابطه ما باخبر شده بود اکنون تقاضای طلاق داده است و همه فامیل مرا مقصر میدانند که زندگی آنها را متلاشی کردهام و ...
منبع: خراسان