صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

روایتی از زندگی و میراث محمدرضا لطفی در سالروز خاموشی‌اش + عکس و آثار

  • کد خبر: ۴۱۱۴۱۵
  • ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۵
در فضایی که موسیقی هنوز برای بسیاری یک هنر دور از دسترس بود، برای محمدرضا لطفی از همان ابتدا تبدیل به ضرورتی درونی شد.

زهره هاشمی | شهرآرنیوز؛ در سالروز درگذشت محمدرضا لطفی، موسیقی‌دانی که تار را به زبان زمانه بدل کرد، بازخوانی زندگی و آثار او، نه فقط مرور یک کارنامه هنری، بلکه رجوع به بخشی از حافظه جمعی ایرانیان است؛ هنرمندی که میان سنت و تعهد اجتماعی پلی ماندگار ساخت.

از گرگان تا تهران؛ تولد یک مسیر

محمدرضا لطفی در سال ۱۳۲۵ در گرگان متولد شد؛ پدر و مادرش هردو فرهنگی و معلم بودند. مادر از اهالی گرگان و پدرش زاده خلخال بود. این دو نفر در دوران جوانی و زمانی که معلم بودند، بنا بر فرمان رضاشاه که تمامی معلم‌های مجرد را در مدت سه ماه به ازدواج موظف کرده بود، باهم ازدواج کردند. تا ۱۵ سال بعد از آن هم در ترکمن‌صحرا معلم بودند. مادر لطفی به معلمی ادامه داد و به گفته پسرش، قرآن هم تدریس می‌کرد، اما پدرش بعد از مدتی شغل معلمی را رها کرده و به تجارت و زراعت پرداخت.

متاسفانه لطفی پدر و مادرش را بر اثر شیوع بیماری وبا از دست داد و مجبور شد تا برای زندگی به رودسر نزد یکی از اقوام برود. او پدر و مادر خود را عاشق و دوستدار موسیقی معرفی می‌کند و می‌گوید که پدرش خواننده و نوازندهٔ تار نیز بوده است.

او معتقد بود که صدای پدرش به صدای رضاقلی‌میرزا ظِلّی شباهت داشته است، اما با زنگ بیشتر. علاوه بر پدر لطفی، برادرش هم نوازندهٔ تار بود، که هر دوی آنها از طریق یکی از دوستان پدر لطفی با این ساز آشنا شده بودند. لطفی می‌گوید با تار برادرش بزرگ شده است و بیشتر تحت تأثیر تارنوازی برادرش بوده تا زندگی فرهنگی پدرش.

محمدرضا لطفی در سنین جوانی

در فضایی که موسیقی هنوز برای بسیاری یک هنر دور از دسترس بود، برای او از همان ابتدا تبدیل به ضرورتی درونی شد. ورودش به دنیای موسیقی، نه یک انتخاب تفننی، بلکه یک مسیر جدی و پرپیچ‌وخم بود.

او بعد از پایان تحصیلات عمومی برای آموختن موسیقی، به تهران رفت و نزد استادانی مثل نورعلی برومند و عبدالله دوامی به فراگیری ردیف موسیقی ایرانی پرداخت. ابتدا در مدارس شبانه شروع به یادگیری موسیقی کرد، اما بعد از مدتی توانست به  کلاس‌های روزانه هم برود.

لطفی پنج سال در کلاس‌های آزاد هنرستان مشغول یادگیری و شناخت موسیقی و نوازندگی شد و از تعالیم اساتیدی همچون شهنازی و حبیب‌الله صالحی در این دوران بهره گرفت و موسیقی را آموخت. او در همین زمان به دعوت دهلوی (استاد موسیقی) به ارکستر صبا رفت و نوازندگی تار را بر عهده گرفت. لطفی موفق شد در سال ۱۳۴۳ نخستین جایزه موسیقی‌دانان جوان را به دست آورد.

آنچه لطفی را از بسیاری از هم‌نسلانش متمایز می‌کرد، تنها مهارت تکنیکی نبود؛ بلکه نوع نگاهش به موسیقی بود. او ردیف را نه به‌عنوان مجموعه‌ای محفوظ، بلکه به‌مثابه یک زبان زنده می‌دید که می‌تواند با جامعه حرف بزند.

تصنیف زیبای بیخود شده از محمدرضا لطفی را بشنوید:

شکل‌گیری صدا؛ از شیدا تا چاووش

لطفی فعالیت رسمی خود را از سال ۱۳۵۰ شروع کرد. هرچند که پیش از آن چندین‌بار در سنندج و گرگان بر روی صحنه اجرا کرده بود.

او با حمایت هوشنگ ابتهاج جذب رادیو شد، اما برای حضور در رادیو باید آزمون ورودی می‌داد. به پیشنهاد دوستانش تصمیم گرفت تا در آزمون شرکت نکند بلکه آهنگی بسازد و به رادیو ببرد. این شد که تصنیفی که سال‌ها پیش بر روی یکی از شعر‌های مولانا ساخته بود را به رادیو، پیش هوشنگ ابتهاج برد، که مسئول وقت موسیقی رادیو بود. این تصنیف در نهایت تصویب شد و با تنظیم جواد معروفی برای ارکستر بزرگ رادیو ضبط شد.

بعد از ورود لطفی به رادیو، هوشنگ ابتهاج که برای ترویج و اشاعه موسیقی ایرانی، از مدیر رادیو بودجه جداگانه‌ای گرفته بود، از لطفی خواست تا گروهی تشکیل داده و به تولید کار‌هایی در موسیقی ایرانی بپردازد. این گروه بنا به خواست ابتهاج، به بازآفرینی ساخته‌های گذشتگان پرداخت و، چون نخستین کاری که به‌وسیلهٔ این گروه تولید شد، از ساخته‌های علی‌اکبر شیدا بود، به پیشنهاد ابتهاج، نام گروه را شیدا گذاشتند.

دهه ۱۳۵۰، نقطه عطفی در زندگی هنری لطفی بود. او با تأسیس گروه شیدا، تلاش کرد موسیقی سنتی را از قالب‌های محدود بیرون بیاورد و به فضای جمعی‌تری وارد کند. این گروه، به‌ویژه در همکاری با دیگر هنرمندان برجسته، به بستری برای خلق آثار ماندگار تبدیل شد.

 هوشنگ ابتهاج، محمدرضا لطفی، محمدرضا شجریان 

در سال ۱۳۵۷ و پس از وقایع ۱۷ شهریور، لطفی در اعتراض از رادیو استعفا داد و با پیشنهاد هوشنگ ابتهاج، تمامی اعضای گروه شیدا نیز دسته‌جمعی استعفا کردند. پس از آن، گروه عارف نیز به این حرکت اعتراضی پیوست و این هنرمندان فعالیت خود را به‌صورت مستقل ادامه دادند.

این گروه‌ها در فضایی مستقل به تولید و انتشار آثار، به‌ویژه سرود‌های انقلابی پرداختند که در نهایت به شکل مجموعه «چاووش» منتشر شد. با گسترش فعالیت‌ها، کانون چاووش تأسیس شد که به مرکزی مهم برای آموزش و تولید موسیقی تبدیل شد. در این کانون، هنرمندانی مانند شجریان، شهرام ناظری و دیگران به آموزش و اجرا پرداختند.

همزمان، فعالیت در کانون فرهنگی و هنری چاووش، جایگاه لطفی را به‌عنوان هنرمندی متعهد تثبیت کرد. چاووش صرفاً یک مرکز هنری نبود؛ جریانی بود که موسیقی را با مسائل اجتماعی و سیاسی پیوند می‌داد. در این میان، لطفی با نگاه دقیق و جسورانه‌اش، نقش کلیدی در شکل‌گیری این جریان داشت.

همکاری‌های او با چهره‌هایی، چون محمدرضا شجریان و حسین علیزاده، باعث تا آثاری را خلق کنند که هنوز هم به‌عنوان نمونه‌های درخشان موسیقی ایرانی شناخته می‌شوند؛ آثاری که نه‌تنها گوش‌نواز، بلکه حامل معنا و پیام بودند.

موسیقی به‌مثابه روایت زمانه

لطفی در دوره‌ای فعالیت می‌کرد که جامعه ایران در حال تجربه تحولاتی عمیق بود. موسیقی او، بازتاب همین وضعیت بود؛ نه در قالب شعار، بلکه در فرم و حس. تار در دستان او، گاه آرام و تأمل‌برانگیز و گاه پرشور و اعتراضی بود.

او باور داشت که موسیقی‌دان نمی‌تواند نسبت به زمانه خود بی‌تفاوت باشد. همین نگاه باعث شد آثارش، به‌ویژه در سال‌های نزدیک به انقلاب، رنگ و بویی متفاوت بگیرند. موسیقی او، صدای نسلی شد که به‌دنبال تغییر بود.

اجرای محمدرضا لطفی، محمدرضا شجریان و ناصر فرهنگفر در جشن هنر شیراز ۱۳۵۵

«ایران‌ای سرای امید»؛ صدایی برای یک ملت

در میان آثار متعدد محمدرضا لطفی، قطعه «ایران‌ای سرای امید» جایگاهی ویژه دارد. این اثر که با شعری از هوشنگ ابتهاج و با صدای محمدرضا شجریان اجرا شد، به یکی از مهم‌ترین سرود‌های غیررسمی آن دوران تبدیل شد.

روایت ساخت این قطعه، خود گویای شرایط خاص زمانه است. در روز‌هایی که جامعه در التهاب و انتظار به‌سر می‌برد، هنرمندان چاووش تلاش داشتند صدایی خلق کنند که بازتاب‌دهنده امید و همبستگی باشد. لطفی، با درک عمیق از این فضا، ملودی‌ای ساخت که در عین سادگی به‌شدت تأثیرگذار بود.

«ایران‌ای سرای امید» نه یک اثر سفارشی، بلکه حاصل یک نیاز جمعی بود. تنظیم گروهی آن، حس همدلی را تقویت می‌کرد و اجرای شجریان، به آن بُعدی عاطفی و ماندگار بخشید. این قطعه به‌سرعت در میان مردم جای خود را باز کرد و به بخشی از حافظه تاریخی تبدیل شد.

حتی امروز، با گذشت سال‌ها، شنیدن این اثر، همان حس امید و تعلق را زنده می‌کند؛ گویی موسیقی، زمان را در خود نگه داشته است.

این تصنیف زیبا را در ادامه گوش کنید:

مهاجرت، سکوت، و بازگشت

بعد از انقلاب، لطفی مدتی ایران را ترک کرد و در خارج از کشور به فعالیت‌های هنری و آموزشی پرداخت. این دوره، اگرچه از نظر تولید آثار شاید کم‌فروغ‌تر به نظر برسد، اما برای او فرصتی برای بازاندیشی در مسیر موسیقی‌اش بود.

او در این سال‌ها، بیش از پیش به تدریس و انتقال دانش پرداخت و تلاش کرد موسیقی ایرانی را در سطحی جهانی معرفی کند. با این حال فاصله از ایران، برای هنرمندی که ریشه در فرهنگ بومی داشت، آسان نبود.

محمدرضا لطفی در سال ۱۳۸۵ به ایران بازگشت و با تربیت شاگردانی در مکتب خانه میرزا عبدالله و ثبت آثاری در مؤسسه آوای شیدا به فعالیت هنری خود ادامه داد.

او در این سال‌ها با ساخت و تهیه برنامه‌های شناخت موسیقی و تاریخ موسیقی و پخش آنها از رادیو فرهنگ، گامی دیگر در مسیر آشنا کردن مردم با موسیقی ایرانی برداشت.

بازگشت او به ایران، درواقع بازگشت یک صدا به بستر اصلی‌اش بود. لطفی در سال‌های پایانی عمر دوباره به اجرا و فعالیت در داخل کشور پرداخت و تلاش کرد ارتباط خود را با نسل جدید حفظ کند.

میراث یک نگاه

محمدرضا لطفی را نمی‌توان صرفاً یک نوازنده یا آهنگساز دانست. او نماینده نوعی نگاه به موسیقی بود؛ نگاهی که در آن، سنت و نوآوری، فردیت و جمع‌گرایی و هنر و مسئولیت اجتماعی در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

آثار او، چه در قالب تکنوازی‌های تار و سه‌تار و چه در قالب کار‌های گروهی، همچنان الهام‌بخش نسل‌های جدید هستند. بسیاری از موسیقی‌دانان امروز، مستقیم یا غیرمستقیم، از مسیر او تأثیر گرفته‌اند.

در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۳، لطفی چشم از جهان فروبست، اما آنچه از او باقی مانده، فراتر از یک کارنامه هنری است. او بخشی از تاریخ موسیقی ایران است؛ بخشی که هنوز زنده است، شنیده می‌شود و معنا دارد.

در سالروز درگذشت محمدرضا لطفی، شاید بهترین راه یادآوری او، بازگشت به همان صدا‌هایی باشد که خلق کرد؛ صدا‌هایی که نه‌تنها گوش را نوازش می‌دهند، بلکه ذهن را درگیر و دل را همراه می‌کنند.

تصنیف زیبای کاروان شهید را بشنوید:

 

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.